شمارهٔ ۱۶۷ - در طور مخدومی
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از اندوه و درد جدایی صحبت میکند. او از غم شبهایی که در دوری یار گذرانده، مینالد و به سختیهایی که عشق به او تحمیل کرده اشاره میکند. سالها غم جدایی را تجربه کرده و میگوید که عشق به وصال را جستجو کرده، اما به جای آن با هجر مواجه شده است. او از دیوانگی و مستی خود میگوید و به زخمهای عاطفیاش اشاره میکند. شاعر به سرنوشت طاقتفرسا و دردهای ناشی از عشق و یاری اشاره دارد و از یاری که رنجها را از دوش او برداشت، تقدیر میکند. در نهایت، او به ذات فانی زندگی و بار سنگین وجود اشاره دارد و از شرایط سختی که تحمل کرده، صحبت میکند.
از غم یک شب که در هجرش دلم زاری کشیدبا کسی مانم که او یک سال بیماری کشید
هوش مصنوعی: از ناراحتی شبانهای که به خاطر جدایی او گریه کردم، با کسی همراه هستم که یک سال تمام به خاطر بیماری رنج برده است.
سالها اندوه شام فرقتم داند کسیکز غم هجران شبی تا روزی بیداری کشید
هوش مصنوعی: سالها غم جدایی مرا کسی نمیداند که از درد دوری، یک شب تا صبح بیدار ماندم.
عشق بهر وصل جستم پیشم آمد هجر وایکآنچه من آسان گمان بردم به دشواری کشید
هوش مصنوعی: من برای رسیدن به معشوق خود تلاش کردم، اما در عوض با جدایی روبهرو شدم. وای! آنچه که من به آسانی تصور میکردم، به واقعیت دشواری تبدیل شد.
دار گو معذور در دیوانگی و مستیمآنکه در دوران بلای عقل و هشیاری کشید
هوش مصنوعی: بگو که من در دیوانگی و مستی معذورم، زیرا کسی که در زمان سختی و بلای عقل و هشیاری بوده، باید این حالت مرا درک کند.
چید آنکس از گلستان حیات خود گلیکز کف ساقی گلرخ جام گلناری کشید
هوش مصنوعی: آن شخص از باغ زندگیاش گلی برداشت که از دستان ساقی خوشچهره، جامی پر از شراب خوشبو را گرفت.
من که می مردم بغیر از التفات اندکشکی بمانم زنده چون اکنون به بسیاری کشید
هوش مصنوعی: من که در حال مرگ بودم و جز توجه اندکی از کسی نداشتم، چطور میتوانم اکنون زنده بمانم در حالی که این توجه به من کم است؟
ساقیا زنگ دلم بردار از یک دور جامزانکه زهر غم بسی از چرخ زنگاری کشید
هوش مصنوعی: ای ساقی، زنگهای دل مرا برطرف کن و از یک دور جامی برایم بریز، زیرا غمهای زیادی از روزگار تاریک بر دل من نشسته است.
جانم ای یاران فدای آنچنان یاری که اومحنت و اندوه یاری از سر یاری کشید
هوش مصنوعی: ای دوستان، جانم فدای دوستی است که برای یاری کردن دیگران همه زحمت و غم را به جان خریده است.
فرد شو فانی که این بار گران سنگ خودیمرد یا افکند یا خود از سبکباری کشید
هوش مصنوعی: خودت را از این بار سنگین که روی دوشت است رهایی بده، چون این تمام بار وجودیات است. اگر مردی، باید بار را رها کنی و اگر هم نتوانی، از چشیدن سبکی زندگی این بار را از دوش خود بردار.