شمارهٔ ۲۱۲ - تتبع خواجه
هوش مصنوعی: این متن شاعری، از رنج و درد ناشی از خماری صحبت میکند و خواستار نوشیدن بادهای است که بتواند از غم و ملال او بکاهد. شاعر به دنبال لحظهای است که با نوشیدن باده مست شود و از واقعیتهای زندگی دور شود. او به بادهای اشاره میکند که آرامش و آزادی خاطر به انسان میدهد و درمییابد که علم و عمل در نهایت بیفایده هستند و انسانها باید به مسیر وصال و معنویت توجه کنند.
ساقی از رنج خمارم بد حالبه کفم نه قدح مالامال
هوش مصنوعی: ای ساقی، در حالی که از درد و خمار رنج میبرم، جامی در دستم نیست که پر از شراب باشد.
قدحی کاو بزداید از دلگر ز دورانش بود رنگ ملال
هوش مصنوعی: جامی که اگر به دل بزند، باید از گذر زمان رنگ اندوه را بزداید.
کشم آن نوع که باشد به قدحاز رطوبت اثر باده مجال
هوش مصنوعی: من به نوعی مینوشم که شادابی و طراوت میوههای نوشیدنی نشانهای از باده در آن نمایان باشد.
تا دمی مست شوم لایعقلنایدم عالم هستی به خیال
هوش مصنوعی: من میخواهم چند لحظههای سرمست شوم و به خاطر این حالم، جهان را فراموش کنم و در خیال خود غرق شوم.
ای خوش آن باده که از بود و نبودکندت یکنفس او فارغ بال
هوش مصنوعی: بسیار خوب است بادهای که تو را از وجود و عدم بیخبر کند و در یک لحظه به آرامش برساند.
گر عزیزت کند احسان کساندر برابر بنگر ذل سؤال
هوش مصنوعی: اگر کسانی به تو کمک و لطف میکنند، باید به این نکته توجه کنی که از آنها خواستهای نداری و جایگاه تو در برابرشان نباید سرافکنده باشد.
فانیا علم و عمل مهجورستهست شهراه فنا سوی وصال
هوش مصنوعی: علم و عمل هر دو زودگذر و کماهمیت هستند، در حالی که راه واقعی به سوی وصال و اتحاد با حق است.