مرگ دختر ناکام
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر درباره دختری صحبت میکند که در حال مرگ است. او با چهرهای غمگین و چشمانی پژمرده در گوشهای از اتاق نشسته و به نظر میرسد به بیماری سل مبتلا شده است. این دختر از شدت آسیبهای جسمانی و روحی خود ناامید شده و به مرگ خود فکر میکند. در لحظات پایانی زندگی، او از عشقش میپرسد که در این شرایط چه میخواهد. او با ناامیدی میگوید که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و به دنیا، با بیان دردهایش، میگوید که زندگی و مرگش چه فایدهای داشته است. در نهایت، او به دنیای عاری از عشق و رنجهایش فکر میکند و از بیمعنا بودن زندگی شکایت میکند.
زمان نزع هجده ساله عاشق دختری دیدمابا سیمای پراندوه و اندر رفته چشمانی:
هوش مصنوعی: در زمان مرگ، پسری هجده ساله را دیدم که دختری با چهرهای غمگین و چشمانی فرورفته را در کنار خود داشت.
فتاده گوشهای، اندر اتاقی زار و پژمردهز فرط بیکسی، بنهاده بر دیوار پیشانی!
هوش مصنوعی: در گوشهای از یک اتاق خراب و دلگیر، به دلیل احساس تنهایی و دلتنگی، سرش را به دیوار تکیه داده است.
عیان می بود، که بیماری سل است، از وضع سیمایشبلی هم درد روحی بودش و هم درد جسمانی
هوش مصنوعی: بیماری سل مشخص است و از ظاهر او هم میتوان فهمید که هم از نظر روحی و هم از نظر جسمانی در رنج است.
چو گه فکر شفا می کرد، مأیوسانه می گفت اینبه غیر از مرگ دیگر نیست، بر این درد درمانی!
هوش مصنوعی: وقتی به فکر درمان بیماریاش میافتاد، با ناامیدی میگفت که جز مرگ چاره دیگری وجود ندارد و برای این درد هیچ درمانی نیست.
به ناگه از پس آه و سرشکی چند زد ضجهکه آخر عشق، آیا زین سیه اختر چه می خواهی
هوش مصنوعی: ناگهان از دل اندوه و اشک، صدایی برخواست که میپرسید ای عشق، از این ستاره شوم چه میخواهی؟
اگر دل بود دادم من، وگر سر بود، بنهادمبه دست خویش افتادم، ز پا آخر، چه می خواهی
هوش مصنوعی: اگر دلی داشتم، آن را به تو میدادم، و اگر سرم بود، آن را نیز در دستان خودم میگذاشتم. حالا که به زمین افتادهام و از پا درآمدهام، چه چیزی از من میخواهی؟
زمان مرگم است ایدر، بنه آسوده ام دیگرخدا را در دم آخر! ز من دیگر چه می خواهی!
هوش مصنوعی: لحظه مرگم فرا رسیده است، حالا به آرامی میروم. در آخرین نفسهایم، از خدا میخواهم که دیگر هیچ چیز از من نخواهد.
پس از این ناله او خورد اندکی غلت و دگرگون شدصدا زد مردم، اینک زین سپس ایدر چه می خواهی
هوش مصنوعی: پس از آن ناله، کمی تغییر کرد و صدا را بالاتر برد و گفت: «مردم، حال از این به بعد چه میخواهی؟»
سبک رخت سفر بربست، از دنیا و چشمانشبه دنیا خیره بد کز این سفر کردن چه حاصل شد؟
هوش مصنوعی: دنیای خود را ترک کرد و با نگاهی خیره به دنیا، در فکر این بود که از این سفر چه نتیجهای به دست آورد؟
ندانم آسمانا، بر تو زین واداشتن یک تنبه سختی زندگانی کردن و مردن چه حاصل شد؟
هوش مصنوعی: نمیدانم ای آسمان، این که یک نفر را مجبور به تحمل زحمتهای زندگی و مرگ کردی، چه نتیجهای در پی دارد؟
ترا زین جانور، جان دادن و بگرفتن ای دنیابه غیر از مدتی، یک جانی آزردن چه حاصل شد؟
هوش مصنوعی: ای دنیا، چه فایدهای دارد جان دادن و جان گرفتن از این موجودات، وقتی که تنها مدتی کوتاه میگذرد و جز آزار دادن جانها، نتیجهای ندارد؟
بگو با دهر «عشقی» آخر این ناکام را این سانبه دنیا بهر رنج آوردن و بردن چه حاصل شد؟!
هوش مصنوعی: بگو به روزگار، عشق، این ناکام را چرا به این شکل به دنیا آورده و به رنج و زحمت انداخته، چه فایدهای داشت؟