شمارهٔ ۴ - نارضایتی از خلقت
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از نارضایتی خود نسبت به خلقتش و تأثیر منفیاش بر دیگران سخن میگوید. او احساس میکند که وجودش تنها به درد و رنج دیگران افزوده و هیچ فایدهای ندارد. او از خداوند سوال میکند که دلیل خلق او چیست و چرا او را به شکلی ناقص آفریده است. شاعر به انتقاد از نظام آفرینش میپردازد و معتقد است که اگر خود او جای خدا بود، به شکلی بهتر و با مقاصد نیکتر انسانها را میآفرید. در نهایت، او نتیجه میگیرد که خلقتش تنها به منظور تحمل رنج و درد است و وجودش مثل یک قالب برای ساختن قبر است.
خلقت من در جهان یک وصلهٔ ناجور بودمن که خود راضی به این خلقت نبودم زور بود؟
آفرینش من از بنیان و اساس، کاری غلط و اشتباه بود، که هیچ نوع هماهنگی با جهان ندارد. / خود من نیز اصلأ راضی نبودم، متولد شوم ، اما زور و اجبار بود.
خلق از من در عذاب و من خود از اخلاق خویشاز عذاب خلق و من، یارب چهات منظور بود؟
مردم از کردار من در عذاب هستند، خودم نیز از خلق وخوی ام در رنج هستم./ پس با این اوصاف ، خدایا هدفت از اینکار ابس چه بود؟
حاصلی ای دهر، از من، غیر شر و شور نیستمقصدت از خلقت من، سیر شر و شور بود؟
هوش مصنوعی: ای روزگار، از من چیزی جز فساد و آشوب حاصل نشده است. آیا هدف تو از خلق من همین شورش و هرج و مرج بود؟
ذات من معلوم بودت نیست مرغوب از چهامآفریدستی؟ زبانم لال، چشمت کور بود؟
هوش مصنوعی: من چه چیزهایی درونم وجود دارد و چه خصوصیتی دارم، برای تو مشخص نبود؟ آیا تو مرا آفریدی؟ زبانم بند آمده و چشمانت چنان بسته است که نمیبینی.
ای چه خوش بود، چشم میپوشیدی از تکوین منفرض می کردی که ناقص: خلقت یک مور بود؟
هوش مصنوعی: چه خوب بود اگر تو از وجود من چشم میپوشیدی و فرض میکردی که خلقت من به سادگی و ناتمامی یک مورچه است.
ای طبیعت گر نبودم من، جهانت نقص داشت؟ای فلک گر من نمیزادی، اجاقت کور بود؟
هوش مصنوعی: اگر من در این جهان نبودم، طبیعت دچار نقص بود. و اگر تو (ای فلک) مرا به وجود نمیآوردی، آسمان و جهان ناتوان و بینور بودند.
قصد تو از خلق عشقی، من یقین دارم فقط:دیدن هر روز یک گون، رنج جوراجور بود
هوش مصنوعی: من به خوبی میدانم که هدف تو از عشق ورزیدن به خلق، تنها دیدن هر روز یک نوع زیبایی است و این برای من عذابهای مختلفی را به همراه دارد.
گر نبودی تابش استارهٔ من در سپهرتیر و بهرام و خور و کیوان و مه بینور بود؟
هوش مصنوعی: اگر نور ستاره من در آسمان نبود، سیارههایی چون تیر و بهرام و خورشید و کیوان و ماه چه درستایی و نوری داشتند؟
گر بدم من در عدم، استارهٔ عورت نبودآسمانت خالی از استارگان عور بود؟
هوش مصنوعی: اگر من در عدم و نیستی هم بد باشم، آسمان تو خالی از ستارههای عیبدار نخواهد بود.
راست گویم نیست جز این علت تکوین منقالبی لازم، برای ساخت یک گور بود
هوش مصنوعی: میگویم که تنها دلیل وجود من این است که به عنوان یک قالب، برای ساختن یک گور نیاز بودهام.
آفریدن مردمی را بهر گور اندر عذابگر خدائی هست، ز انصاف خدائی دور بود
هوش مصنوعی: اگر خداوند مردمی را برای عذاب در گور خلق کرده باشد، نشاندهنده این است که او از انصاف به دور است.
مقصد زارع، ز کشت و زرع، مشتی غله استمقصد تو ز آفرینش، مبلغی قاذور بود
هوش مصنوعی: هدف کشاورز از زراعت و کشت، به دست آوردن مقداری محصول است؛ اما هدف تو از آفرینش، چیزی فراتر و ارزشمندتر به حساب میآید.
گر من اندر جای تو، بودم امیر کائناتهر کسی از بهر کار بهتری مأمور بود
هوش مصنوعی: اگر من در موقعیت تو بودم، هر کسی برای کاری بهتر منصوب میشد؟!
آن که نتواند به نیکی، پاس هر مخلوق داد:از چه کرد این آفرینش را؟ مگر مجبور بود!
هوش مصنوعی: هر کسی که نتواند به خوبی از مخلوقات حمایت کند، پس برای چه این دنیا را خلق کرد؟ آیا او مجبور به این کار بود؟