شمارهٔ ۱۷ - عشوه سازی
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد و بررسی نظام سیاسی و اجتماعی میپردازد و تأکید میکند که نباید دچار فریب و ظاهرسازی شد. او به شیخی که در امور مملکت دخالت میکند، هشدار میدهد که این مسائل مهمتر از بازیهای کودکانه هستند. همچنین، شاعر به عروس و داماد نسبت به فریبها و ظواهر هشدار میدهد و میگوید که توجه به دین و معنای واقعی آن مهمتر از ظاهرسازی است. او همچنین به قضاوت و سرنوشت انسانها اشاره میکند و اعتقاد دارد که احساسات واقعی و سیاستهای نابجا نباید جایگزین دین و اخلاق شوند. در نهایت، او بر اهمیت صداقت و معنویت در روابط انسانی تأکید میکند.
بتا، نظام، دگر ناز و عشوه سازی نیستکه این معامله سربازی است، بازی نیست!
هوش مصنوعی: ای معشوق زیبا، دیگر ناز و طعنهزدن تو کار ما نیست؛ اینجا صحبت از نظام و فرمانبری است، نه هنگامهای برای بازی و شوخی.
مکن مداخله در این کار مملکت ای شیخکه این مباحثه غسل بی نمازی نیست
هوش مصنوعی: ای شیخ، در این مسئله مهم مملکت دخالت نکن، چرا که این بحث و گفتگو ساده و بیاهمیت نیست و به نوعی شایستهتری از توجه و دقت نیاز دارد.
کلاه خویش نما قاضی: این همه قاضی:چه لازم است، که اندر خزانه غازی نیست!
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن قاضی، این همه قاضی در دنیا وجود دارند، چه نیازی به طلا و ثروت است وقتی که در دل تو انصاف و صداقت وجود ندارد؟
فریب مهر مخور، ای عروس! کاین داماد:به جز پی به کف آوردن جهازی نیست؟
هوش مصنوعی: عزیز من، فریب محبتها و ناز و کرشمههای او را نخور! زیرا این داماد تنها به دنبال توانگری و جلب توجه است و نه چیز دیگری.
اگر به فکر خرابی خانه شد مهمانوظیفه تو دگر، میهمان نوازی نیست!
هوش مصنوعی: اگر مهمان قصد خراب کردن خانه را داشته باشد، دیگر وظیفه تو پذیرایی از او نیست.
خود این فضاحت اعمال روز عاشوراقسم به ذات خدا جزء دین تازی نیست؟!
هوش مصنوعی: این کار ناپسند و ناگواری که در روز عاشورا انجام شد، آیا به خدایی که بر آن قسم یاد میشود، هیچ ارتباطی به دین اسلام ندارد؟
تو نعش دشمن دین آر، مردی ار، ورنهتو خویش نعشی، حاجت به نعش سازی نیست!!
هوش مصنوعی: اگر تو به دنبال نابود کردن دشمنان دین هستی، باید مردانه عمل کنی. در غیر این صورت، خودت هم مثل یک مرده هستی و نیازی به بهانهجویی برای از بین بردن دیگران نداری!
زیاد از آنچه ببایست، گفتم و دائمکه جز ضرر، ثمری زین زبان درازی نیست
هوش مصنوعی: زیاد از حدی که باید، سخن گفتم و همواره میگویم که این زبان دراز جز ضرری ندارد و فایدهای از آن حاصل نمیشود.
سرم ز سر زبانم، فراز دار رودخوشم که بهتر از این، هیچ سرفرازی نیست
هوش مصنوعی: من از سر زبانم دورم، اما بر روی این رود زیبا خوشحالم، چرا که هیچ چیز به اندازه این سر بلندی و افتخار وجود ندارد.
تو چون سیاست، بازیچه، کار دل «عشقی »:مگیر، ز آنکه دگر عشق، بچه بازی نیست!
هوش مصنوعی: تو مثل یک سیاستمدار هستی که احساسات و دل افرادی را از بین میبری. پس مواظب باش و از این کار دست بردار، چرا که عشق دیگر مانند گذشته ساده و بیضرر نیست و به بازیچه تبدیل شده است.