شمارهٔ ۳۰ - گل مولا
هوش مصنوعی: این شعر به نقد افرادی میپردازد که خواستههای خود را از دنیا و خدا دارند، اما در عین حال تنبل و بیعمل هستند. شاعر به این افراد میگوید که اگرچه هر روز منتظر معجزات و لطف الهی هستند، اما خودشان تلاشی نمیکنند و به طور مرتب خواب هستند. او به آنها یادآوری میکند که کار و تلاش در زندگی ضرورت دارد و تنها به امید کمک دیگران نمیتوان به جایی رسید. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که همه چیز بر اساس تلاش و کار سخت به دست میآید و نه از طریق ترفندها و فریبها.
ای که هر خواسته دل، ز فلک میخواهیآنقدر راضیای از خود که کتک میخواهی
هوش مصنوعی: ای کسی که هر آرزویی را از آسمان میطلبی، چقدر از خود چنان راضی هستی که حتی تنبیه را هم میخواهی.
من به جز تنبلی این را، چه بنامم؟ که تو، هی:خفته هرروزه و روزی ز فلک میخواهی
هوش مصنوعی: من تنها به تنبلی خود میتوانم این وضعیت را نسبت دهم، چرا که تو هر روز در خواب هستی و از آسمان انتظار روزی بهتر را داری.
ای که هرروزه حوالات تو در بانک خداست!به خدایی خداوند که چک میخواهی!
هوش مصنوعی: ای کسی که هر روز درخواستها و کارهای تو به خدا ارائه میشود، به خدا قسم که اگر میخواهی از او چیزی بخواهی، باید به طور جدی و با اعتماد درخواست کنی!
ای که دست تو دراز است، پی آز به خلق!چه کمک کردهای آخر؟ که کمک میخواهی!
هوش مصنوعی: شما که قدرت و نفوذ زیادی دارید و به دنبال آزمایش و امتحان کردن دیگران هستید، در نهایت چه کمکی به آنها کردهاید که حالا از آنها کمک میخواهید؟
من چه باید بکنم؟ گر که تو درویشی، باشبه درک هر چه تو از هفت ترک میخواهی!
هوش مصنوعی: من چه کنم؟ اگر تو بیچیزی، هرچه که میخواهی از دنیا را فراموش کن!
نان همه از قِبَلِ نیروی بازو خواهندنان تو از رشته و بوق و دگنک میخواهی!
هوش مصنوعی: همه با تلاش و کار خود به نان میرسند، اما تو میخواهی با لحن و گفتار به آن دست پیدا کنی.
کلک است این همه! در بیستمین قرن برو!تازهکارا، تو چه زین کهنهکلک میخواهی؟
هوش مصنوعی: این همه زیبایی و رنگ و لعاب، فقط یک ترفند است! در قرن بیستم، برای تازهکارها، چه نیازی به این شیوههای قدیمی داری؟