بخش ۸ - گوهرشاد
هوش مصنوعی: این شعر درباره تجربه عشق و دردهای ناشی از آن است. شاعر به ایزد عشق دعا میکند و از دردهایش میگوید که عشق باعث نابودی اش شده است. او خود را در دام عشق میداند و به صیاد این عشق که او را به دام انداخته، اعتراض میکند و از او میخواهد که کمی رحم کند و به او آزادی دهد. شاعر همچنین خود را از فرهاد، شخصیت معروف عاشقانه، متفاوت میداند و به روشهای مختلف ابراز عشق اشاره میکند. در نهایت، او به رسواییهایی که ناشی از عشق دارد، اشاره میکند و میگوید که عشق همواره فرد را در معرض طعنه و انتقاد قرار میدهد.
ایزد اندر عالمت، ای عشق تا بنیاد دادعالمی بر باد شد، بنیادت ای بر باد باد
هوش مصنوعی: ای عشق، تو در این جهان به عنوان یک نیروی مقدس حضور داری. وجود تو موجب شده همه چیز به هم بریزد و بنیادها در آسمان بر باد بروند. تو، ای عشق، به گونهای هستی که هر چیزی را زیر و زبر میکنی.
من نه آن بودم که آسان رفتم، اندر دام عشقآفرین بر فرط، استادی آن صیاد باد
هوش مصنوعی: من آن کسی نیستم که به سادگی از کنار عشق بگذرم، در دامی گرفتار شدم که به خاطر شدت و عمق آن، باید به صیادی که این دام را پهن کرده، آفرین گفت.
سنگدل صیاد، آخر رحم کن، این صید تو:تا به کی در بند باشد؟ لحظهای آزاد باد
هوش مصنوعی: ای صیاد سنگدل، کمی رحم کن به این شکارِ خودت؛ تا چه زمانی باید در بند باشد؟ بگذار لحظهای آزاد باشد.
ناله من چون رسد، هرشب به گوش بیستونبانگ برآرد که: فرهاد و فغانش یاد باد
هوش مصنوعی: هر شب زمانی که صدای نالهام به گوش میرسد، کوه بیستون صدا بلند میکند و یاد فرهاد و درد و رنج او را زنده میکند.
بیستون! فرهاد را هرگز به من نسبت مدهاز زمین تا آسمان فرق من و فرهاد باد
هوش مصنوعی: بیستون! فرهاد را هرگز به من نسبت مده. من و فرهاد از زمین تا آسمان با هم فرق داریم.
من به مژگان میکنم، آن کار، کو با تیشه کردصدهزاران فرق ریزهموی با پولاد باد
هوش مصنوعی: من با پلکهایم کاری را انجام میدهم که با تیشه، هزاران فرق ریز مو را با فولاد آتشین ایجاد کرده است.
سوختی بر باد دادی، جان و عقل و دین و دلخانهام کردی خراب! ای خانهات آباد باد
هوش مصنوعی: تو باعث شدهای که جان، عقل، دین و دل من از بین بروند و خانهام را خراب کنی! اما امیدوارم خانه تو همیشه آباد باشد.
من که میدانم ز عشق تو، نخواهم برد جانپس سخن آزاد گویم، هرچه باداباد، باد
هوش مصنوعی: من که عشق تو را خوب میشناسم و نمیترسم از دست دادن جانم، بنابراین هر چه میخواهم میگویم و اهمیتی نمیدهم که چه پیش خواهد آمد.
گوهری در خانه شهزاده آزادهایستهرکه دست آورد، آن یکدانه گوهر، شاد باد
هوش مصنوعی: در خانهی یک شاهزادهی آزاد، جواهری وجود دارد که هر کسی بتواند آن را به دست آورد، بسیار خوشبخت خواهد بود.
دائما رسوای عام و مبتلای طعن خلقهمچو (عشقی) هرکه اندر دام عشق افتاد باد
هوش مصنوعی: هرکس که به عشق مبتلا شود و در آن گیر بیفتد، همیشه نزد مردم رسوا و مورد طعنه خواهد بود.