بخش ۳ - نوحه جمهوری
هوش مصنوعی: در این متن، شعری همراه با تصاویری از تابوتی که جنازه "جمهوری قلابی" را مشایعت میکند، به تصویر کشیده شده است. شاعر به وضعیت بحرانی جمهوری و فساد حاکم بر آن اشاره میکند و با حسرت از سقوط جمهوری و به تباهی رفتن آن سخن میگوید. در شعر، به تصویر کشیده شده که لاشخوران و حیوانات به روی تابوت میپرند، نمادی از تاراج و فساد. شاعر از مشکلات و مصائب مردم، از جمله نابودی امید و آرزوهایشان، و همچنین رنج یتیمان و فقرا سخن میگوید و با تاسف اعلام میکند که جمهوری به فنا رفته است. این اثر به شدت انتقادی و اجتماعی است و نشان دهنده ناامیدی و درد و رنج مردم در شرایط سیاسی آن زمان است.
در صفحهٔ پنجم آخرین شمارهٔ قرن بیستم عکس تابوتی را نشان میدهد که عدهای از آن مشایعت مینمایند. مرغان لاشخور سر تابوت در پروازند و پایین عکس چنین نوشته شده «جنازهٔ مرحوم جمهوری قلابی» سپس این اشعار به چاپ رسیده است:
هوش مصنوعی: در صفحهٔ پنجم آخرین شمارهٔ قرن بیستم، عکسی از تابوتی دیده میشود که عدهای در حال همراهی آن هستند. پرندههای لاشخور در حال پرواز بالای تابوت هستند و در پایین عکس نوشته شده: «جنازهٔ مرحوم جمهوری قلابی». سپس شعرهایی نیز به چاپ رسیده است.
آه که جمهوری ما شد فناپیرهن لاشخوران شد قبا
هوش مصنوعی: فریاد که جمهوری ما از بین رفت و لباس دزدها و آدمکشها جایگزین آن شده است.
شد فکلم چرک و کتم شد کثیفمشت جماعت کلهم کرده قیف
هوش مصنوعی: فکر و اندیشهام آشفته و کثیف شده است و لباس من نیز غرق در آلودگی است، زیرا گروهی از مردم همهجا در حال بر هم ریختن اوضاع هستند.
«ژندره» شد این کراوات ظریف(نم دو دیو) زین حرکات عفیف
هوش مصنوعی: این کراوات ظریف به نوعی زشت و بیاحترامی تبدیل شده است، به خاطر این حرکات نامناسب و بیشرم.
گشته طرف، ملت جاهل به ماآه که جمهوری ما شد فنا
هوش مصنوعی: جهتگیری مردم نادان به سمت دیگری رفته و متأسفانه کشور ما به نابودی نزدیک شده است.
بیرق جمهوری اگر شد نگونجان وی از پیری او شد برون
هوش مصنوعی: اگر پرچم جمهوری به زمین بیفتد، جان او به دلیل پیری خواهد رفت.
غصه نخور، میزنم «انژکسیون»زنده شود لیک به حال جنون
هوش مصنوعی: نگران نباش، من تزریقی را میزنم تا به حالت عادی برگردی، هرچند که هنوز در حالت جنون هستی.
بام زند بر سر خلق خداآه که جمهوری ما شد فنا
هوش مصنوعی: بام جامعه بر سر مردم فرود میآید و ای کاش جمهوریمان به پایان نرسد.
من که یکی فعلهام، ای کردگارصحبت جمهور، مرا کرده خوار
هوش مصنوعی: من که یکی از بندگان تو هستم، ای خداوند، صحبت جمعی از مردم مرا ذلیل کرده است.
شد شب عیدی، جگرم داغدارطفلک من، مانده به زیر آوار
هوش مصنوعی: شب عید شده و احساس غم و اندوهی عمیق دارم، زیرا فرزندم تحت فشار درد و رنج قرار دارد و در شرایط سختی به سر میبرد.
در جلو حملهٔ قزاقهاشکر که جمهوریتان شد فنا
هوش مصنوعی: در مواجهه با حملهٔ قزاقها، خوشبختانه جمهوریتان از بین رفت.
بیرق قرمز جگرم کرد خونرفت جگرگوشه ز دستم برون
هوش مصنوعی: پرچم قرمز قلبم را به درد آورد، خون از دل و جگرم رفت و فرزندم از دستانم جدا شد.
دولت ما گشته دچار جنونشکر که آخر علمش شد نگون
هوش مصنوعی: خوشبختی ما به جنون تبدیل شده است، چرا که در نهایت فهم و داناییامان به نابودی انجامید.
بس که نمودند خلایق دعاشکر که جمهوریتان شد فنا
هوش مصنوعی: خلاصه اینکه مردم به خاطر از بین رفتن جمهوریت شما دعا و شکرگزاری زیادی کردند.
من که یکی لشخور آزادهامبهر فروش وطن، آمادهام
هوش مصنوعی: من که فردی آزاد و دلیر هستم، برای دفاع از سرزمینم همیشه آمادهام.
لنگ بود امشبه، عرادهامدر پی این تازه لش افتادهام
هوش مصنوعی: امشب به خاطر تازهکاری و تحولی که به وجود آمده، احساس بیثباتی و ناتوانی میکنم و به دنبال آن هستم که خودم را با این شرایط جدید وفق دهم.
تا بکنم لقمهای از آن جداآه که جمهوری ما شد فنا
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن یک لقمه از آن، آه که جمهوری ما به نابودی رسید.
«جغدکی» آنجا سر تابوت بوداز سخن لشخوره، مبهوت بود
هوش مصنوعی: در آن مکان، جغدی بر روی تابوت نشسته بود و به خاطر صحبتهای بیمعنی و خالی از content نفرات اطرافش، گیج و سردرگم بود.
نوحهکنان در طلب قوت بودعاشق سرداری ماهوت بود
هوش مصنوعی: عاشق در جستجوی معیشت و نان، به سوی سرداری با شکوه و اعتبار حرکت میکند.
بال به هم برزد و گفت ای خداآه که جمهوری ما شد فنا
هوش مصنوعی: پرنده به هم بال زد و گفت: ای خدا، افسوس که جامعه ما از بین رفت.
لاشخوران جانب لش پر زدنداز غم این فاجعه بر سر زدند
هوش مصنوعی: لاشخوران به سوی لشکر حمله کردند و از درد و اندوه این فاجعه بر سر همدیگر ناله کردند.
بر سر و بر سینه مکرر زدندچنگ به تابوت پر از زر زدند
هوش مصنوعی: بر سر و سینهام بارها ضربه زدند و به تابوتی پر از طلا حمله کردند.
سهم ربودند از آن سکههاآه که جمهوری ما شد فنا
هوش مصنوعی: آه و افسوس که ناامنی و خطر موجب شد تا از داراییهای ما به راحتی دزدیده شود و جمهوری ما به زوال و نابودی نزدیک شود.
یک سگ بیچاره، عقب مانده بوددیرتَرَک نوحهٔ خود خوانده بود
هوش مصنوعی: یک سگ بیچاره به زمین مانده بود و هنوز هم نوحهخوانی خود را ادامه میداد.
زوزهکنان در پی لش رانده بودبوی لشش معده گدازنده بود
هوش مصنوعی: در پی لشکر، صدای زوزه بلند و عجیبی به گوش میرسید و بوی آنها باعث آزار و ناراحتی معده شد.
هو زدی اندر پی شاه و گداآه که جمهوری ما شد فنا
هوش مصنوعی: تو در پی شاه و گدا تلاش کردی و افسوس که جمهوری ما به دست رفت.
دید یکی زارعک لخت عورلشکشی لاشخوران را ز دور
هوش مصنوعی: یک زارع را دیدم که عریان و بیپوشش، به تماشای دوری لشکر لاشخورها نشسته بود.
گفت که ای مست شراب غرورحسرت جمهور ببر سوی گور
هوش مصنوعی: میگوید ای کسی که در عالم مستی و شوق هستی، غرور و حسرت دیگران را کنار بگذار و به سمت مرگ برو.
آه یتیمان فقیر از قفاشکر که جمهوریتان شد فنا
هوش مصنوعی: ی ※تیمهای بیپناه و نیازمند از پشت سر، با حسرت به شما نگاه میکنند که شمارا از بین بردهاند.