شمارهٔ ۴۱
هوش مصنوعی: این شعر توصیفی است از زیبایی و جذابیت معشوق، با تصاویری از زلف و چشم او و اثرات آنان بر دل و عقل شاعر. شاعر در وصف او از غمزهها و لبانش میگوید و به زیباییهای چهرهاش اشاره میکند که حتی باعث حسرت دیگران شده است. او همچنین به صفات عالی و ویژگیهای برجسته معشوق خود میپردازد و در نهایت از امید و آرزوهایش برای وصال و نزدیکی به او سخن میگوید. در این توصیف، عشق و زیبایی بهچشم میآید و شاعر به تجلیل از مقام و شخصیت معشوق خود میپردازد.
چه حلقه هاست بدان زلف تابدار اندرچه غمزه هاست بدان چشم پرخمار اندر
هوش مصنوعی: چه پیچ و خمهایی در آن موهای تابدار وجود دارد و چه ناز و غمزههایی در آن چشمهای خوابآلود است.
ز غمزه هاش تباهی به هوش و عقل اندرز حلقه هاش سیاهی به قیر و قار اندر
هوش مصنوعی: عشق و زیبایی او به شدت تأثیرگذار و ویران کننده است. نگاههای او انسان را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و عقل و هوش را از بین میبرد. در میان تردیدها و مشکلات، شدت جذابیت او مایه غم و سیاهی را به همراه دارد.
چه قندهاست در آن لب که لب همی خایندبتان ز حسرت آن لب به قندهار اندر
هوش مصنوعی: لبهای معشوق آنقدر شیرین و دلچسب است که دلبستگان به او، از حسرت داشتن آن لبها در آرزوی دستیابی به آن شیرینی هستند. در واقع، زیبایی و جذابیت لبهای او به اندازهای است که حتی در دوردستها هم به آن حسرت میخورند.
ز راستی که در آن قامت است پیدا شدمرا ز دیدن او راستی به کار اندر
هوش مصنوعی: از حقیقتی که در آن قامت جلوهگر است، در من شفافیت و صداقت دیده میشود و این احساس به واسطه دیدن او به وجود آمده است.
نگارخانه چین پیش چشم من باشدچو بنگرم به رخ و زلف آن نگار اندر
هوش مصنوعی: وقتی به چهره و موی آن عزیز نگاه میکنم، انگار که گالری زیبایی در چین در برابر چشمانم قرار دارد.
بخار آب رخ آبدار او خط اوستبخور عنبر سارا بدان بخار اندر
هوش مصنوعی: بخار آب چهرهی زیبای او نشانهی خط و نشانههای اوست. عطر خوشی که از سارا میتراود، به این بخار اضافه شده و آن را دلپذیرتر میکند.
دلم قرار در آن زلف بی قرار گرفتوطن گرفته بدان طرف لاله زار اندر
هوش مصنوعی: دل من آرامش خود را در آن زلف پریشان یافته است، و اکنون دل خوشیام به سمت آن درگاهیست که لالهزارها را در بر دارد.
شگفتی از دلم آید که چون همی سازدقرار خویش بدان زلف بی قرار اندر
هوش مصنوعی: عجب است که دل من چگونه میتواند با آن موهای بیقراری که دارد، آرامش خود را پیدا کند.
مگر طریق برون آمدن نمی یابدزبار مشک بدان زلف مشکبار اندر
هوش مصنوعی: آیا راهی برای بیرون آمدن وجود ندارد تا عطر خوش مشک از آن زلف پرچالش و دلربا خارج شود؟
سه بوسه زان دو لب چون شکر شکار کنمکه هست راحت روحم بدان شکار اندر
هوش مصنوعی: من سه بوسه از آن دو لب شیرین همچون شکر میگیرم، زیرا که این کار به روح من آرامش میدهد و از آن لذت میبرم.
شمار بوسه به قصد از لبان چون شکرشغلط کنم که غلط به بدین شمار اندر
هوش مصنوعی: به خاطر به یاد آوردن تعداد بوسههایی که از لبان شیرین چون شکر گرفتهام، اشتباه میکنم؛ زیرا در این شمارش، خطا وجود دارد.
مرا به وعده وصل آن دو زلف چون زنجیربداشت بنده به زنجیر انتظار اندر
هوش مصنوعی: مرا به وعده رسیدن به آن دو زلف، مانند زنجیری بستند و من در زنجیر انتظار نشستهام.
درید پرده راز من آن دو رسته دربدان دو پرده یاقوت آبدار اندر
هوش مصنوعی: پردههای راز من را آن دو شخص شکستهاند، در آن دو پرده از یاقوت درخشان.
مرا دو دیده ز در همچو تاج شاهان شدز بس نظاره در آن در شاهوار اندر
هوش مصنوعی: دیدگانی که من دارم، مانند تاج شاهان شدهاند چون به خاطر تماشای آن در باارزش و سلطنتی، پر از زیبایی و جاذبه هستند.
به حسن و ملح بسی بت پرست جست و نیافتبتی چنو به همه تبت و تتار اندر
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم به دنبال زیبایی و کمال هستند و تلاش میکنند بت مثالی خود را پیدا کنند، اما نتوانستهاند زیبایی مانند او را در هیچ جا مشاهده کنند، حتی در سرزمینهای دور مثل تبت و مغولستان.
هزار حلقه ز شب گرد روز روشن اوهزار نافه تبت به هر هزار اندر
هوش مصنوعی: در تاریکی شب، هزار حلقهای وجود دارد که روز روشن او را احاطه کرده است. هر کدام از این حلقهها مانند نخی است که در تار و پود زندگی بافته شدهاند و در هر یک از آنها نشانههایی از زیبایی و معنویت وجود دارد.
هزار دل نه یکی دل چو روی او بینینثار او سزد و جان بدان نثار اندر
هوش مصنوعی: اگر هزار دل هم داشته باشی، وقتی چهره او را ببینی، همه آنها شایسته نثار کردن هستند و جان هم باید با عشق به او تقدیم شود.
همه مراد دل اندر کنار او بینمچو جای خویش ببینم بدان کنار اندر
هوش مصنوعی: تمام آرزوهای قلبم را در کنار او میبینم، بهگونهای که وقتی او را میبینم، احساس میکنم در جای خودم قرار دارم.
ز نیکویی گل و ماه اندر او همان دیدندکه جود و جاه بدین صدر روزگار اندر
هوش مصنوعی: از زیبایی گل و ماه در او همان چیزی را دیدند که بخشش و احترام در این عصر به اوج خود رسیده است.
عماد امت جد، رکن ملک مجدالدینکز اوست ناصح و حاسد به نور و نار اندر
هوش مصنوعی: عماد ملت و پایه سرفرازی، مجدالدین است که او منبع خیر و برکت است. از اوست که نیکوکاران و بدخواهانی به نور حقیقت و آتش حسد وارد میشوند.
جلال آل پیمبر علی بن جعفرکه چون علی است به انواع افتخار اندر
هوش مصنوعی: جلال، فرزند علی بن جعفر، همانند علی در انواع افتخار و بزرگی شناخته میشود.
سر تبار محمد که از محامد اوستسری و جاه و جلالت بدان تبار اندر
هوش مصنوعی: سری که از نسل محمد به ارث رسیده، به خاطر ویژگیهای نیک او دارای مقام و عظمت است و این مقام به همان نسل نسبت داده میشود.
علی دل است و همان معجز است در قلمشکه بوده بود علی را به ذوالفقار اندر
هوش مصنوعی: علی مانند دل است و همانند معجزهای است که در نوشتارش وجود دارد، چرا که او همان کسی است که با ذوالفقار به میدان رفته است.
ز نعمتش به نیاز اندر، آن پدید آمدکه از شجاعت حیدر به ذوالخمار اندر
هوش مصنوعی: از نعمت او، نیازی ایجاد شد که شجاعت حیدر را به ذوالخمار معرفی کرد.
مرکب است کریمی در او به خلقت و طبعبدان صفت که حلیمی به بردبار اندر
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به موجودی میکند که در خلق و خوی خود دارای ویژگیهای نیکو و برجستهای است. این موجود عاری از خشم و تندخویی است و با صبر و شکیبایی به دیگران برخورد میکند. به عبارت دیگر، سخن از فردی است که هم در نگارش و هم در رفتار، نیکو و بردبار به نظر میرسد.
دلیل قدرت صانع شده ست و نیست به عدلعدیل او به همه صنع کردگار اندر
هوش مصنوعی: دلیل این که خالق از قدرت خود استفاده کرده، به دلیل وجود عدالت در آفرینش اوست و هیچ چیز نمیتواند همتای آن عدالت باشد.
(چوگوشه ای است) سپهر و نجوم و خلدارمزبارگاه شریفش به روز بار اندر
هوش مصنوعی: در گوشهای از آسمان و ستارگان، من از جایگاه باعظمت او در روز بارانی پر از احساسات و زیباییها قرار دارم.
به کسب مجد و معالی شده است رغبت اوفزون ز رغبت عاشق به وصل یار اندر
هوش مصنوعی: علاقه او به کسب افتخار و مقام بیشتر از علاقه عاشق به رسیدن به محبوبش است.
مظفری است که در طاعت اشارت اوستظفر همیشه به میدان کارزار اندر
هوش مصنوعی: مظفر کسی است که در اطاعت دستورات او همیشه پیروز میشود و در میدان جنگ موفق عمل میکند.
مویدی است که تایید او پدید آردنجات غرقه به دریای بی کنار اندر
هوش مصنوعی: تایید و حمایت او باعث نجات کسی میشود که در دریای بیپایان غرق شده است.
موفقی است که توفیق او مهیا کردقرار شاعر و زایر بدین دیار اندر
هوش مصنوعی: موفق کسی است که زمینه موفقیتش فراهم شده باشد، به طوری که شاعر و زائر در این سرزمین آرامش و قرار یابند.
نشان رد و قبولش به سعد و نحس اندردلیل کینه و مهرش به تخت و دار اندر
هوش مصنوعی: نشان پذیرش یا عدم پذیرش او بر اساس خوب و بد بودن وضعیتش مشخص میشود و نشان دهنده روابطش با دیگران، چه دوستی و محبت باشد و چه دشمنی و کینه.
نیافت حاسد او هیچ عیب در هنرشجز آن که عیب نباشد به نوبهار اندر
هوش مصنوعی: حسادت کنندگان نتوانستند هیچ عیبی در هنر او پیدا کنند، جز اینکه در بهار، چیزی که عیب نباشد، وجود ندارد.
امید عفو نبرد ز خشم او و بلیامید دیدن خرما بود به خار اندر
هوش مصنوعی: امید به بخشش او از خشمش نداشته باش و تنها امیدت به دیدن خرما باشد، حتی اگر در میان خارها باشد.
ز چار عنصر و هفت اختر است و صد رتبتز ذات اوست به هر هفت و هر چهار اندر
هوش مصنوعی: او از چهار عنصر و هفت سیاره تشکیل شده و بر اساس ذات خود، در هر یک از این هفت و چهار جایگاهی دارد.
جوار خدمت صدرش جوار بحر شده ستطمع همیشه توانگر بدین جوار اندر
هوش مصنوعی: نزدیکی به مقام و خدمت از لحاظ ارزش و بزرگی مانند نزدیک شدن به دریای بیکرانی است. افرادی که همیشه به دنبال ثروت و توانگری هستند، در این نزدیکی و ارتباط با مقام و خدمت، میتوانند به آرزوهای خود برسند.
ز بیم شیهه اسبان او پدید آمدنهفته کشتن شیران به مرغزار اندر
هوش مصنوعی: به خاطر ترس از صدای اسبان، کشتن شیران در دشت به صورت پنهان اتفاق افتاد.
ز امن و راحت و انصاف او همی باشدهمه خرامش کبکان به کوهسار اندر
هوش مصنوعی: از امنیت و آرامش و انصاف او، همهی پروازهای کبکان در کوهسار است.
جمال فضل و تفضل در او نهاد خدایکمال حلم و تحمل به یار غار اندر
هوش مصنوعی: خداوند زیبایی و بخشش را در او آفریده و همچنین کمال حلم و صبر را به یار غار عطا کرده است.
عذاب و رنج به ترکیب دشمنانش درندچو حرض و زهر به ترکیب مور و مار اندر
هوش مصنوعی: عذاب و درد به شکلی مانند ترکیب دشمنان، طوری است که به درد و زهر شبیه میشود، همانطور که در ترکیب مورچه و مار وجود دارد.
حصار اهل سخن شد ثنای مجلس اوامان ز بیم بلاها بدان حصار اندر
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف یک مجلس یا جمع صحبت میشود که اهل سخن در آن حضور دارند. این مجلس به قدری خوب و با فضیلت است که ثنای آن در بین مردم پیچیده و به عنوان یک پناهگاه برای مصون ماندن از مشکلات و بلاها تبدیل شده است. به عبارت دیگر، این گردهمایی مکانی امن و دلپذیر است که میتواند انسانها را از خطرات و ناملایمات دور کند.
ثنا و مدحت او غمگسار ما شده اندهمه سعادت و شادی به غمگسار اندر
هوش مصنوعی: ستایش و تمجید از او، باعث شدهاند که همه چیز برای ما مایهی دلگساری و غم باشد؛ گویا خوشبختی و شادی تنها در دلنوازی غمگاران جا دارد.
سوار دانش و دولت شده ست و طعنه زندیکی پیاده ز خیلش به صد سوار اندر
هوش مصنوعی: کسی که از دانش و قدرت بهرهمند است، مورد تمسخر قرار میگیرد توسط کسی که در مقام پایینتری قرار دارد، مانند فردی پیاده که به گروهی از سواران طعنه میزند.
جهنده مرکب او را شرار باید خواندفروغ دولت و نصرت بدان شرار اندر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برای حرکت و پیشرفت در زندگی، به شجاعت و انگیزه نیاز داریم. در واقع، دستاوردها و موفقیتها به وسیلهی این انگیزه و تلاش به وجود میآیند. بنابراین، اگر بخواهیم در مسیر موفقیت قرار بگیریم، باید از اشتیاق و ارادهای قدرتمند بهره ببریم.
ز نور آتش نعلش جمال فتح و ظفرعیان شوند به تاریکی غبار اندر
هوش مصنوعی: از روشنی آتش نعل، زیبایی پیروزی و موفقیت در درون تاریکی غبار نمایان میشود.
به روز موکب و میدان ز بیم شیهه اوامید خواب نماند به کوکنار اندر
هوش مصنوعی: در روزی که لشکر به حرکت درمیآید و میدان جنگ برقرار میشود، از ترس صدای شیهه اسبش، امید به خواب و آرامش در کنار خوابگاه و خانه برطرف میشود.
زهی چو اختر روشن ز آسمان تابانبزرگی از تو به اصل بزرگوار اندر
هوش مصنوعی: چه نیکو و درخشان است که همچون ستارهای روشن از آسمان درخشان هستی، و بزرگیات نشانهای از اصل نجیب و باعزت توست.
ممیزان سخن را به وقت وصف و سخاسخن ز توست به اشباع و اختصار اندر
هوش مصنوعی: گفتارشناسان و افراد با تجربه در هنر گفتار، در زمان توصیف و بیان سخاوت، کلامی از تو دارند که هم کامل و هم مختصر است.
مبارزان خرد را به وقت کینه توگشاده گشت دو میدان به فخر و عار اندر
هوش مصنوعی: زمانی که دشمنی و کینه در میان باشد، مبارزان با خرد به میدان میآیند و میدانهای نبرد از افتخار و شرمساری پر میشود.
سخنوران جهان را ندیم لفظ و ضمیرثنای توست به پنهان و آشکار اندر
هوش مصنوعی: سخنگویان دنیا در بیان و در دل، تنها به تمجید و ستایش تو مشغول هستند، چه در خفا و چه در جلو.
به شرق و غرب جهان اختیار امت جدتویی و راحت امت به اختیار اندر
هوش مصنوعی: تو در شرق و غرب جهان، قدرت و اختیار را در دست داری و راحتی امت به دست توست.
به اختیار دلت باد گردش مه و سالعدو تو همه ساله به اضطرار اندر
هوش مصنوعی: به دل خود اجازه بده که همچون مه و سال بگردد، اما دشمن تو هر سال به زحمت و اضطراب است.
جهانیان همه در زینهار جود تواندهمیشه باش ز ایزد به زینهار اندر
هوش مصنوعی: ای مردم، همه در طلب حمایت و پشتیبانی از بخشش خداوند هستید. همواره میتوانید از این بخشش بهرهمند شوید و در امان او باشید.