شمارهٔ ۱۰۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و شادی بهار و اثرات مثبت آن بر روح و عشق انسانهاست. شاعر با توصیف طبیعت گلها، نسیم خوش، و حال و هوای بهاری، از غم و اندوه فاصله میگیرد و به شوق و عشق روی میآورد. او به وضوح بیان میکند که در این فصل، زیباییها و لذتهای زندگی مانند عشق و شراب، به اوج میرسند و یاد محبوبش در دلش زنده میشود. در نهایت، شاعر اشاره میکند که عشق و زیبایی در هر زمان خاص هستند، اما در بهار خاصتر و دلپذیرتر میگردند.
روزگار نوبهار آید همیغمگنان را غمگسار آید همی
هوش مصنوعی: در روزهای بهاری، زمانی که طبیعت رونق میگیرد، کسانی که غمگین هستند، مایه آرامش و دلگرمی پیدا میکنند.
وقت شادی و نشاط آید همینوبت بوس و کنار آید همی
هوش مصنوعی: زمانی که شادی و سرور فرامیرسد، وقت بوسیدن و ابراز محبت هم میرسد.
باغ پر گل گشت و هر ساعت ز ابربرسر گلها نثار آید همی
هوش مصنوعی: باغ سرشار از گل شده و هر لحظه باران از آسمان بر روی گلها میبارد.
با صبای مشکبار و بوی گلمشک پیش دیده خوار آید همی
هوش مصنوعی: نسیم خوشبوی مشک و عطر گل، چشمانم را به خود جلب میکند و احساس زیبایی و لطافت را در من ایجاد میکند.
یا رب این وقت سحر باد صباستیا نسیم زلف یار آید همی
هوش مصنوعی: ای پروردگار، در این وقت سحر، آیا بادی است که از طرف صبا میوزد یا نسیمی است که از زلف یار میآید؟
هر کجا چشم افکنم بر کوه و دشتپیش چشمم لاله زار آید همی
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، چه به کوهها و چه به دشتها، میبینم که گلهای لاله در مقابل چشمانم شکفتهاند و بر افرازند.
خوش بود عشق و شراب و باغ و گلنوبت این هر چهار آید همی
هوش مصنوعی: عشق، شراب، باغ و گل همگی چیزهای لذتبخش و خوشایندی هستند که به طور همزمان وارد زندگی انسان میشوند.
آن گل سروی زبهر روی دوستعاشقان را یادگار آید همی
هوش مصنوعی: آن گل زیبا به خاطر چهره محبوب، یادگاری برای عاشقان میشود.
وین بنفشه تر ز عشق زلف یارمر مرا چون جان به کار آید همی
هوش مصنوعی: این بنفشه تازه که از عشق زلف محبوب به وجود آمده، برای من مثل جانم ارزشمند است و به شدت به آن نیاز دارم.
لحن بلبل نیم شب در گوش منچون نوای زیر و زار آید همی
هوش مصنوعی: صدای بلبل در نیمه شب در گوش من مانند نغمهای حزین و نالان میرسد.
عاشقی کردن به هر وقتی خوش استخاصه چون وقت بهار آید همی
هوش مصنوعی: عشق ورزی در هر زمانی لذت بخش است، به ویژه زمانی که بهار فرامیرسد.
بازم از سر تازه شد سودای عشقیاد آن زیبا نگار آید همی
هوش مصنوعی: دوباره احساس عشق در من زنده شده و یاد آن معشوق زیبا به ذهنم میآید.
بی قرارم روز و شب وین مر مرازان دو زلف بی قرار آید همی
هوش مصنوعی: من همیشه بی تاب و ناآرامم، چه در روز و چه در شب، و این بی قراری من به خاطر آن دو زلف پریشان است که همیشه در ذهنم میچرخند.
در سر من سال و مه بی می خمارزان دو چشم پر خمار آید همی
هوش مصنوعی: در دل من، بیمی و شوق، سالها و ماهها میگذرد، زیرا از نگاههای پر از خواب و مستیات احساس پناه و آرامش میکنم.
نام من تا در شمار عشق شدرنجم افزون از شمار آید همی
هوش مصنوعی: هر وقت نام من در عشق برده میشود، درد و رنج من بیشتر و بیشتر میشود.
هر کسی را اختیاری و مرامدح عالی اختیار آید همی
هوش مصنوعی: هر کسی در زندگی خودش آزادی عمل دارد، اما من دوست دارم که مدح و ستایش بینظیر را انتخاب کنم.
مجد دین کز لفظ در افشان اودر تاج شاهوار آید همی
هوش مصنوعی: دین و اعتبار او به حدی است که با کلامش مانند جواهری در تاج پادشاهی میدرخشد.