شمارهٔ ۳
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از درد و غم ناشی از فراق و جدایی سخن میگوید. او میزان رنج، سوختن دل و گریههایش را به گونهای بیان میکند که نیازی به توضیح بیشتر نیست و تنها به طرف مقابل میگوید که نباید از او درباره حالش بپرسد، چراکه حالش از این موارد مشخص است.
چندان ز فراق در زیانم که مپرسچندان به غمت بسوخت جانم که مپرس
هوش مصنوعی: من به خاطر دوریات آسیبدیدهام، نیازی نیست از زیانهای من بپرسی. در اثر غمت، جانم به شدت سوخته است، و نیازی نیست دربارهی آن سوال کنی.
چندان بگریست دیده گانم که مپرسگفتی که چگونه ای چنانم که مپرس
هوش مصنوعی: چنان گریه کردم که نپرسیدید چگونهام، چون حال من به گونهای است که نیازی به پرسیدن نیست.