شمارهٔ ۴۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره کرده و از او میخواهد که پردههای راز و زیباییهایش را بگشاید. او به گل پژمردهای اشاره میکند که نیاز به نوازش و محبت دارد و از صبا (نسیم) میخواهد که غنچه را ناچیده و شکوفا کند. شاعر همچنین به ناز و دلربایی معشوق اشاره میکند و میخواهد که زلف و طرههایش را آزاد کند تا زیباییاش نمایانتر شود. او به معانی عمیق عشق و رازهای آن اشاره کرده و از معشوق میخواهد که این معماها را برملا سازد. در نهایت، این شعر دعوت به آگاهی و درک عمیقتر عشق و زیبایی است.
نظر بر روی او دزدیده بگشاز خود گم گرد و بر وی دیده بگشا
هوش مصنوعی: به او نگاه کن و خودت را فراموش کن، چشمهایت را به او بسپار.
گل پژمرده ما باغبان چیدصبا گو غنچه ناچیده بگشا
هوش مصنوعی: گل پژمرده ما را نسیم بهار برداشت، به او بگو که غنچه ناچیده همچنان بسته مانده است و هنوز زمان شکفتن او نرسیده.
مبادا عالمی را جان برآیدگره از زلف خود فهمیده بگشا
هوش مصنوعی: مراقب باش که اگر دانشمندی جانش به لبش برسد، شاید به خاطر باز کردن گرهای از موهای خود به دانشی ارزشمند دست پیدا کند.
به گلشن بگذر و در طعنه گلزبان بلبل شوریده بگشا
هوش مصنوعی: به باغ برو و در پاسخ به سخنان گل، حرفهای بلبل عاشق را بزن.
برافشان کاکل و شمشاد را گوشکنج طره ژولیده بگشا
هوش مصنوعی: موهای خود را مانند شمشاد باز کن و اجازه بده که شکافهای تاب خورده به آرامی باز شوند.
گره بر چین ابرو از چه داریسر این نافه پیچیده بگشا
هوش مصنوعی: چرا بر روی ابروهای خود گره میزنی؟ این گیسوی پیچیده را باز کن.
ز رمز عشق آگاهی «نظیری »معمای ازل نشنیده بگشا
هوش مصنوعی: به راز عشق آگاه شو و معماهای اولیه و ابتدایی را که تاکنون نشنیدهای،解开 کن.