شمارهٔ ۶۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حال و هوای جشن و شادابی اشاره دارد. او از زیبایی شب و احساسات عاطفیاش میگوید و عشق و محبت را در کنار بزم و میگساری توصیف میکند. دستها و چشمهاش نشاندهندهی شادی و اشتیاق او هستند و عمیقاً درگیر عشق و وصال است. او از تلخی حسادتها و دشواریهای عشق نیز سخن میگوید، اما در نهایت به امید و شادی در کنار معشوقش اشاره میکند و لحظات زیبای زندگی را در این شب سردرگم توصیف میکند.
میم در جام و ماهم تا سحر بر روزنست امشبدو دستم تا به وقت صبح طوق گردنست امشب
هوش مصنوعی: امشب در جام مینوشم و تا صبح در حال شادی و سرخوشی هستم. دستانم به دور گردنم حلقه زده و به وقت صبح میرسد.
دو چشمم حجله آیین بسته اند از گریه شادیدرو بام از چراغان سرشکم روشنست امشب
هوش مصنوعی: چشمانم به خاطر شادی گریه میکنند و بهنوعی جشن و مراسمی را آماده کردهاند. سقف خانهام با اشکهایم روشن است و امشب حال و هوای خاصی دارد.
شماری تا سحر، دستم به زلف درهمی داردگریبانم گریبانست و دامن دامنست امشب
هوش مصنوعی: تا سحر، انگشتانم در زلفی درهم گره خورده است و لباس من به لباس دیگری چسبیده است، امشب.
همه شب بر لب و رخسار و گیسو می زنم بوسهگل و نسرین و سنبل را صبا در خرمنست امشب
هوش مصنوعی: من تمام شب بر لبها، چهره و موهایم بوسه میزنم، مانند گل، نسرین و سنبل که صبای دلانگیز امشب در کنارم است.
مغنی می گساری می کند ساقی نوا سازیازین شادی که در بزم حسودان شیونست امشب
هوش مصنوعی: خواننده شراب مینوازد و ساقی با نواهاش شادی را زنده میکند. این خوشحالی در میهمانی به قدری زیاد است که حسودان در دلشان غم و نالانند.
به دل طرح وصال جاودانی نقش می بندمگرم خود دوست می آید به خلوت دشمنست امشب
هوش مصنوعی: امشب که با عشق خود خلوت دارم، در دل خود تصویر وصل همیشگی را میزنم، زیرا او به دیدنم میآید و دشمنان در این شب تنهایی قادر به نزدیک شدن نیستند.
به اقبال محبت شاهد و می در نظر دارمنه من با بخت خویشم نی «نظیری » با منست امشب
هوش مصنوعی: من به خوشبختی و محبت در کنار معشوق و شراب میاندیشم و نه اینکه من با سرنوشت خودم هستم. امشب کسی دیگر با من است.