شمارهٔ ۱۹۳
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به بیان مشکلات و مصائب زندگی میپردازد. او میگوید هر که بلایی به راه بیاورد، او با سختیهایی در زندگی مواجه میشود. غم و ناامیدی به زندگیاش نفوذ کرده و هیچ امیدی بعد از مرگش برای یادآوریاش وجود ندارد. عشق و تشریفات زندگی را برای او دشوار میکند و او در حالتی از رسوایی قرار دارد. در ادامه، با اشاره به زیباییها، هنرمندان و عشق، میگوید که زندگیاش با درد و رنج توأم است و عشقش با وجود مشکلاتی که دارد، مانند نوری در تاریکی است. این اشعار تمایز میان زیبایی و رنج در زندگی را به خوبی نشان میدهد.
پایمالم فتنهای را هر که در شور آوردبر سر راهم بلا از هر طرف زور آورد
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر من آشوب و فتنه به پا کند، بر سر راهم بلاها و مشکلات از هر سو به سراغم میآید.
تخم غم در آب و خاک من نکو بر می دهدخرمنی حاصل کنم، گر دانه یی مور آورد
هوش مصنوعی: غم و اندوه در دل و جان من به خوبی رشد میکند و اگر حتی یک دانه کوچک هم توسط مورچهای بیاورد، میتوانم خوشههای فراوانی از آن برداشت کنم.
آن که شام زندگانی شمع بالینم نشدکی پس از مرگم چراغی بر سر گور آورد؟
هوش مصنوعی: کسی که در زندگیام مانند شمعی در کنارم ندرخشید، بعد از مرگم چه کسی برایم چراغی بر سر قبر خواهد گذاشت؟
عشق و تشریف هم آغوشی، محالست این که کسخلعت سلطان برای مفلس عور آورد
هوش مصنوعی: عشق و مقام و جایگاه اجتماعی نمیتواند به هم آمیخته شود. این امکان ندارد که کسی لباس سلطنتی را برای یک فرد فقیر و عریان بیاورد.
نی همین هنگامه رسوایی من شد بلندعشق دایم بر سر بازار منصور آورد
هوش مصنوعی: در این لحظه، رسوایی من به اوج خود رسیده و عشق دائمیام باعث شده که مانند منصور، در بازار عشق شناخته شوم.
حسن گل برقی به بستان زد که اکنون شاخ گلبلبل و پروانه را مجروح و رنجور آورد
هوش مصنوعی: زیبایی و شکوه گلی در باغ مانند صاعقهای به خود جلب میکند که اکنون شاخهای گل، بلبل و پروانه را آسیبدیده و رنجور ساخته است.
مجلس عشق از فروغ من «نظیری » روشن استموسی از بهر چراغم آتش از طور آورد
هوش مصنوعی: در جلسه عشق، نور من باعث روشنایی شده است. موسی به خاطر من، آتش را از کوه طور آورد.