شمارهٔ ۴۱۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره دوری از آداب و رسوم گذشته و غم و اندوهی است که شاعر احساس میکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که از گناه و درد دل خود شسته و پاک شدهاند. همچنین، او درباره بیثمری گریهها و آرزوهای بر باد رفتهاش صحبت میکند و میگوید که لذتهای زندگیاش را نوعی گمشده میبیند. در کل، شعری است که عمق اندوه و جستجوی زیبایی و آرامش را در دل خود نهفته دارد.
از ما حذر که دست ز آداب شستهایمشرم از دل و زبان، به می ناب شستهایم
هوش مصنوعی: از ما دوری کن، زیرا ما دیگر به آداب و رسمها پابند نیستیم. ما از دل و زبان خود شرم را کنار گذاشتهایم و به شوق نوشیدن شراب ناب آمدهایم.
از یک حدیث لطف، که آن هم دروغ بودامشب ز دفتر گله صد باب شستهایم
هوش مصنوعی: امشب ما از دفتر شکایت، صد موضوع را پاک کردهایم، به خاطر یک حرف زیبا که دروغ بود.
امروز آب دیده ندارد اثر که دوشتلخی گریه را، به شکر خواب شستهایم
هوش مصنوعی: امروز دیگر آثار اشک و غم در من نیست، چرا که شب گذشته تلخیهای گریه را با خواب شیرین فراموش کردهام.
از رنگ و بوی گریه ما دور دامنتصد آرزوی کشته درین آب شستهایم
هوش مصنوعی: از زیبایی و عطری که گریهام دارد، ما دور از دامن تو، صد آرزویی را که در این آب پاک شدهاست، کشتهایم.
از عیش ما مپرس «نظیری» خبر که ماچون خضر لب ز چشمه نایاب شستهایم
هوش مصنوعی: از لذتها و خوشیهای ما نپرس، زیرا ما مانند خضر، از چشمهای نایاب بهرهمند شدهایم.