شمارهٔ ۴۲۶
هوش مصنوعی: این شعر از شاعری است که در آن از احساسات متناقض و مشکلات درونی خود سخن میگوید. او در ابتدا به دشمنی و دوستی اشاره میکند و در پی دیدار محبوبش است. نالههای دیگران را بیاثر میداند و به دنبال راهی برای تداوم ارتباط خود با محبوب میگردد. او از ترسهایش در مورد میکدهها و احتمال زندانی شدن به علت اعتراف به نوشیدن میگوید. همچنین اشاره به این دارد که هیچ چیز در طبیعت نمیتواند او را از آسیب دیدن نجات دهد و در نهایت به وضعیتی ناامیدکننده از میگساران اشاره میکند که همه در خواب هستند و درمانی برای حالت بیهشی خود نمییابد.
در دشمن زنم و دوستی اظهار کنمدست دل گیرم و دریوزه دیدار کنم
هوش مصنوعی: من در مقابل دشمنان خود ضربه میزنم، ولی با دوستانم محبت و دوستی را نشان میدهم. در عین حال، به قلب خودم میچسبم و با دلتنگی به دیدار محبوبم میپردازم.
ناله نغمه سرایان چمن بی اثر استروشی وام ز مرغان گرفتار کنم
هوش مصنوعی: ناله و آواز خوانندگان باغ، تأثیری ندارد. من راهی پیدا میکنم تا از پرندگانی که در تنگنای زندگی هستند، کمک بگیرم.
رشته را این صنمان حبل متین می سازندتارم از سبحه برآرید که زنار کنم
هوش مصنوعی: این سخن نشان میدهد که هنرمندان و صنعتگران با دقت و مهارت خود، رشته محکم و استواری میسازند و من نیز میخواهم از این هنر استفاده کنم تا چیزی ناب و ارزشمند به وجود بیاورم.
دلم از زمزمه طرف چمن نگشایدگوش بر قهقهه دامن کهسار کنم
هوش مصنوعی: دلم نمیخواهد به صداهای آرام و لطیف درختان و چمن گوش کنم، بلکه میخواهم به خنده و شادی بلند و واضح در دل کوهها توجه کنم.
ترسم از رشک در میکده ها دربندندگر از آن شیشه که می خورده ام اقرار کنم
هوش مصنوعی: ترس دارم که اگر به میکدهها بروم و از شراب مورد علاقهام سخن بگویم، مرا به خاطر حسادت در بند کنند.
نیست با خشک و تر بیشه من کوتاهیچوب هر نخل که مسند نشود دار کنم
هوش مصنوعی: در جنگل من، هیچ چیزی کوتاه و کوچک نیست. هر کجا که نخلها وجود دارند، چوبی که نمیتواند تکیهگاه باشد، را به زمین خواهم کوبید.
میگساران همه خفتند و «نظیری » در شورداروی بی هشیی نیست که در کار کنم
هوش مصنوعی: شرابنوشان همگی خوابشان برده و من، «نظیری»، در حالتی از شور و بیخبری هستم که نمیتوانم کاری انجام دهم.