شمارهٔ ۴۷۶
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد که همگان را به شادی و مستی دعوت کند و غم و سختی را از دلها دور کند. او به یگانگی خود و اصول وفا در جامعه اشاره میکند و با حسرت میگوید که وفا و حسن در این شهر غریباند. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که بدون می و شراب، تبدیل غم به شادی غیرممکن است و از ساقی میخواهد که یا می را حلال کند یا غم را حرام. او با بیان اینکه حتی اگر بیارزش و بینصیب هستیم، دوست دارد که بر گرد ساقی بگردد. در انتها، شاعر خواستار این است که هر کس از عشق و شراب بهرهمند شود و پیغام و حکم را برای همه به اشتراک بگذارد.
ساقی صلای عام است کاری به کام گرداندامان غم فراخ است دوری تمام گردان
هوش مصنوعی: ای ساقی، این ندا فراگیر و عمومی است، نیازی به این نیست که به دلمشغولیها و دغدغههایت بیندیشی. افسوس و غم در زندگی گسترده است و دوری و جدایی به طور کامل میچرخد.
ما و وفا درین شهر چون حسن تو غریبیماو را عزیز کردی ما را غلام گردان
هوش مصنوعی: در این شهر، ما و وفا مانند حسن تو بیگانهایم. تو او را ارزشمند کردی و ما را به بندگی درآوردی.
آزاده خاطران را فکری عنان نگیردگر غم گران رکابست دل تیز گام گردان
هوش مصنوعی: آزادیخواهان نباید اجازه دهند که افکار و یادهای ناخوش آنها را گرفتار کند. اگر غم و اندوه سنگینی را بر دوش دارند، باید روحیهای تند و آماده برای حرکت داشته باشند و دل را به جلو برانند.
بی کیمیای مستی تبدیل غم محالستیا می حلال فرما یا غم حرام گردان
هوش مصنوعی: بدون وجود کیمیای مستی، تبدیل غم به شادی غیرممکن است. یا نوشیدنی حلالی به من عطا کن یا اینکه غم را از من دور کن.
هرچند بی بهایم گنجشک این سرایمقربان سر نیرزم بر گرد دام گردان
هوش مصنوعی: با وجود اینکه من در این خانه ارزش زیادی ندارم و مثل یک گنجشک بیقیمت هستم، اما جانم را نثار نیروی نیرومند خودم میکنم که در اطراف من قرار دارد.
بی تو به تلخ کامی شب ها به روز بردیمبا ما به شادمانی یک روز شام گردان
هوش مصنوعی: بدون تو شبها را با تلخی گذراندیم و روزها را به سختی زندگی کردیم، اما با تو یک روز شاد و خوشی خواهیم داشت.
حکم شراب و شاهد پنهان مکن «نظیری »پیغام خاص خود را دستور عام گردان
هوش مصنوعی: شراب و محبوب را در خفا نبین، «نظیری»، پیغام خاص خود را به عموم برسان.