شمارهٔ ۴۷۹
هوش مصنوعی: این اشعار به بیان حسی عمیق از ناامیدی و نرسیدن به خواستهها میپردازد. شاعر میگوید اگر دردی در وجود نداشته باشی، درمانی هم نخواهی یافت و حتی اگر وحی هم بر تو نازل شود، ایمان نمیآوری. به نوعی میگوید تلاشهای بینتیجه و سرگردانی در زندگی، انسان را به جایی نمیرساند.
همچنین اشاره میکند که موفقیت و دستاوردها، همواره با تلاش و کوشش همراه هستند و از بیتوجهی و غفلت چیزی نصیبت نخواهد شد. در خاتمه، شاعر به نوعی میگوید که در دنیای ظلم و ستم، امید به پیروزی بیبدیل است و در نهایت، خیرخواهی و احسان، تنها در شرایط مناسب و پیشآمدی مثبت قابل دستیابی است.
بیمار بیدردی دلا درمان نخواهی یافتنوحی ار به تو نازل شود ایمان نخواهی یافتن
هوش مصنوعی: اگر کسی در درون خود دردی نداشته باشد، هرگز درمان نخواهد شد، حتی اگر پیام الهی هم برای او بیاید، ایمانش را به دست نخواهد آورد.
چرخیست در گرد آمده کاریست سر در گم شدهسررشته کز کف دادهای آسان نخواهی یافتن
هوش مصنوعی: در این دنیا، کارها و اوضاع مانند چرخشی است که در هم میپیچد و به سختی میتوان از آن سر در آورد. این گم شدن در کارها، نشاندهندهی آن است که اگر چیزی را از دست بدهی، به راحتی نمیتوانی آن را دوباره پیدا کنی.
قربی که خاصان شهش در آرزوی یک دمندمفت از خطا درباختی ارزان نخواهی یافتن
هوش مصنوعی: مقامی که فقط افراد خاص در آرزوی یک لحظهاش هستند، به راحتی و با بهایی ارزان به دست نمیآید، حتی اگر دچار اشتباهی شده باشی.
باشد سخن سیم و گهر نزد معیر پاک برکآن دم که نرخش بشکند تاوان نخواهی یافتن
هوش مصنوعی: سخن ارزشمند و باارزشی همچون نقره و گوهر است، اما زمانی که ارزش آن کاهش یابد یا در معرض خطر قرار گیرد، دیگر نمیتوان از آن بهرهای برد و خسارتی نخواهد بخشید.
باغی است طبعت پر شجر از نظم و نثرش شاخ و بردهقان ترازش گر کند نقصان نخواهی یافتن
هوش مصنوعی: طبیعتی مثل باغی پر از درختان است که به خاطر نظم و نثرش همیشه سرشار و سرزنده است. حتی اگر کشاورز با کمبودهایی مواجه شود، باز هم چیزی را از دست نخواهد داد.
از جویبار خود نوا بر نوبهار من مزنفردا چو صحرا بشکفد بستان نخواهی یافتن
هوش مصنوعی: از جویبار خودت نغمهای بر بهار من نزن، زیرا وقتی فردا صحرا به گل بنشیند، دیگر نمیتوانی باغ را پیدا کنی.
شب رخت سودا باز کن ورنه به وقت صبحدماز گرمی بازار من دکان نخواهی یافتن
هوش مصنوعی: اگر امشب به عشق و حسرتهای خود رسیدگی نکنی، صبح زود دیگر از شوق و هیجان بازار من، جایی برای خرید نخواهی یافت.
سلطان ظالم را ظفر بر لشکر مظلوم نیستدرویش اگر ماند به جا سلطان نخواهی یافتن
هوش مصنوعی: سلطان ستمگر نمیتواند بر لشکر بیپناه پیروز شود. اگر درویشی در میدان بماند، دیگر سلطانی پیدا نخواهی کرد.
احسان ساقی بیزیان ظرف «نظیری» بیکراندور ار چنین گردان شود مهمان نخواهی یافتن
هوش مصنوعی: اگر احسان و لطف ساقی بینهایت باشد و ظرف وجود «نظیری» به دور خود بچرخد، دیگر مهمانی نخواهی یافت.