شمارهٔ ۴۹۹
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف جذابیت عشق و نیاز به عشق و شراب میپردازد. شاعر از معشوقه خود میخواهد که او را از این تشنگی نجات دهد و شراب عشق را به او عطا کند. او به زیبایی و جذبه عاشقانه اشاره میکند و میگوید که دلش از عشق دچار آسیب شده و نیاز به توجه و محبت دارد. شعر نگاهی به مشکلاتی که عشق به همراه میآورد دارد و همچنین از تردیدها و دلتنگیهای عاشقانه سخن میگوید. شاعر در نهایت خواهان تسکین و آرامش از آن معشوقه بیهمتا است.
پرده بردار و صلای می به شیخ و شاب دهصومعه داران عارف را شراب ناب ده
هوش مصنوعی: پرده را کنار بزن و آواز نوشیدن را به شیخ و جوانان بده، به عارفانی که در زهد و دیانت هستند، شراب خالص بده.
آخر ای ابر کرم پرورده فیض توایمدود از ما تشنگان برخاست ما را آب ده
هوش مصنوعی: در نهایت، ای ابر نیکوکار که رحمت و برکت تو را میپروراند، ما که تشنهایم، از ما بخار و دود برخاسته است؛ پس به ما آب عطا کن.
از ادب حرفی رقم آموزگار ما نکرددفتری از حسن خود داری به ما یک باب ده
هوش مصنوعی: استاد ما، با ادب و آگاهی خود، هیچ سخنی اضافه بر نگفتههایش نمیآورد، اما در عوض، با زیباییهایش، دفتری از خوبیها را در اختیار ما قرار میدهد.
این دل افکنده را یک بار بردار از زمینگر نه داغ مهر تو باشد برو پرتاب ده
هوش مصنوعی: دل شکسستهام را یک بار از زمین بردار، وگرنه این غم و درد ناشی از عشق تو، مرا به دور دستها پرتاب خواهد کرد.
ترسم از خونریزی زلفت که گیرد دامنتخون دل ها از شکنجش می چکد کم تاب ده
هوش مصنوعی: نگرانم که زلفهای تو باعث خونریزی شود و قطرات از دلهای شکستهام بر دامنت بچکد، پس لطفا کمکم و با احتیاط رفتار کن.
خوابش از سر رفت با ما هر که همزانو نشستتاب بیداری نداری تن به جای خواب ده
هوش مصنوعی: هر کسی که در کنار ما نشسته و با ما همقدم شده، دیگر خوابش را ترک کرده و نمیتواند به خواب برود. پس نباید انتظار داشته باشید که در این حالت، بدنش به استراحت پردازد.
وه که از طوفان عشقت برق دل را آب بردمن نگفتم سر به جویم این همه سیلاب ده
هوش مصنوعی: وای از اینکه طوفان عشق تو، روشنایی دل را از بین برد. من نگفتم که در پی تو باشم، اما این همه مشکلات و موانع را تحمل کردم.
از حرارت هر شبم ضعف دل افزون می شودیک صباحم از لب خود شربت عناب ده
هوش مصنوعی: هر شب بر اثر احساساتی که دارم، دلم بیشتر ضعیف میشود. ای کاش یک روز از لب تو شربتی به من بدهی که جانی تازه به من ببخشد.
از شکاف دل به چشم جان «نظیری » بیندتروی بر محراب داری پشت بر اصحاب ده
هوش مصنوعی: چشم جان از دل دلبسته، روی تو را در حال عبادت میبیند و در عوض به دوستان و همراهانت توجهی ندارد.