تناجی
نظیری نیشابوری

شمارهٔ ۵۲۳

غیر از تو نگنجد به سرایی که تو باشیجز تو همه محوند به جایی که تو باشی
شاهان جهان روی نمای تو ندارندنرخ تو که داند به بهایی که تو باشی
خورشید نخواهم که درآید به خیالتتا ذره نپرد به هوایی که تو باشی
گر دین رودم در سر کار تو نگردمالا که پرستار خدایی که تو باشی
در عشق حسد نیست مگر بر دو مقاممآنجا که نه من باشم و جایی که تو باشی
آرام رباید به کمینگاه ز صیادوحشی روشی رام نمایی که تو باشی
شاید که برآرد گل صد برگ «نظیری »دستان زن هر شاخ گیایی که تو باشی