شمارهٔ ۸
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر از عدم اهمیت کلاه و ناموسش سخن میگوید و بیان میکند که در بتکده و در کنار معشوق، هیچ چیز برایش مهم نیست. او اشاره میکند که حتی اگر مقام و منزلتش از بین برود یا تنهایی و آرامشش را از دست بدهد، برای هیچ چیز غیر از محبوبش افسوس نمیخورد.
افتاده کلاه از سر و ناموسم نیستدر بتکده دستانم و ناقوسم نیست
هوش مصنوعی: کلاه از سرم افتاده و دیگر عزت و شرافتی برایم باقی نمانده است. در زاهدخانه، دستانم خالی و بیمعناست و هیچ ارزش خاصی ندارم.
گر عزت و ناز رفت و گر خلوت و سازبر هرچه بجز تو رفت افسوسم نیست
هوش مصنوعی: اگر اعتبار و زیبایی و تنهایی و دلنوازی رفت، برای هر چیزی غیر از تو غم نخواهم خورد.