شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: این شعر به موضوع گذر زمان و بیثباتی دنیا اشاره دارد. شاعر میگوید که همه چیز در این دنیا فانی است و در نهایت، هیچ چیزی باقی نمیماند. با وجود شلوغی و قیل و قال دنیا، صدای حقیقی مرگ نادیده گرفته میشود. او به عمق وجود انسانها و نقش آنها در زندگی اشاره میکند و تأکید میکند که دلهای دوستان گاهی به ناگاه دچار غم و اندوه میشوند. در پایان، به این نکته میپردازد که برخی حرفها و احساسات واقعی در دلها پنهان است و باید بیشتر به آنها توجه کرد.
نیست غیر از خط بطلان دفتر ایام رامیکند هر دور گردون حلقه چندین نام را
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز خطی که به ثبت روزگار زده شده، نیست؛ چرخش دوران، نامهای زیادی را در این دفتر محو میکند.
گشته قیل و قال دنیا جانشین حرف مرگنشنود ز آن گوش هوشت این صلای عام را
هوش مصنوعی: دنیا پر از سر و صدا و جنجال شده و کسی دیگر نمیتواند صدای حقیقت مرگ را بشنود. گوش آگاهت این نغمهی عمومی را نمیشنود.
در دل هر سنگ بنگر، نقش چندین کوهکناز لب هر گور بشنو حرف صد بهرام را
هوش مصنوعی: به عمق هر سنگ نگاهی بینداز، میتوانی ردپای بسیاری از کوهنوردان را ببینی. از هر قبر، سخنان صدای بهرام را بشنو.
سده دلگیری آرد، دوستان را ناگهانمیکنی در کار دلها چند حرف خام را؟
هوش مصنوعی: دلگیری ناگهانی میتواند باعث شود که دوستان به فکر وادار شوند و قدرت کلام خود را به کار بگیرند، ولی آیا این گفتگوها در دلها چه تأثیری خواهند گذاشت؟