تناجی
واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۴۴

با گدا خلق کن، دست سخایی درم استخنده در رو، بدل گریه ابر کرم است
نشود صاحب خود را نرساند به جزاظلم را عادل اگر کس نشمارد ستم است
محو از صفحه گیتی شده امروز سخنآنکه گه حرف سخن میزند اکنون قلم است