شمارهٔ ۱۹۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و غم ناشی از دوری معشوق سخن میگوید. شاعر به بررسی احساسات عمیق عاشقان میپردازد که در غم و اندوه هستند و به این نکته اشاره میکند که در دنیای محبت، افرادی که در عشق ناتوانند، به نوعی قدرتمندتر هستند. همچنین به دعا و شفاعت اشاره میکند و بیان میکند که حتی در دعا نیز حس خالی بودن و ناتوانی وجود دارد. در نهایت، به دوگانگی بین گفتار و عمل اشاره میکند و یادآوری میکند که آنهایی که فقط حرف میزنند و عمل نمیکنند، مانند واعظانی هستند که نقشی در صبر بر دوری معشوق ندارند.
آنکه هرلحظه نمرد از غم رویت، چون زیست؟وآنکه از گریه نشد آب، نمیدانم کیست؟
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر غم دیدن تو هر لحظه میمیرد، چطور میتواند زندگی کند؟ و کسی که به خاطر اشک ریختن آب نمیشود، نمیدانم او کیست؟
مردم شهر محبت همه درویشانندناتوانیست که در مملکت عشق قویست
هوش مصنوعی: همه کسانی که در شهر محبت هستند، در واقع درویش و زاهدند. اما کسی که در عشق واقعی قوی است، ناتوانی را در بر نمیگیرد.
دست برداشتن وقت دعا ایمائی استکه شفاعتگر ما پیش خدا دست تهیست
هوش مصنوعی: دست برداشتن از دعا نشاندهنده این است که شفاعتکننده ما در پیش خداوند بدون ابزار و توانایی است.
این لئیمان که به همچشمی هم جود کنندچون دو چشمند که بی هم نتوانند گریست
هوش مصنوعی: این افرادی که در صفات نیکو مانند generosity با یکدیگر رقابت میکنند، شبیه دو چشمی هستند که نمیتوانند بدون هم اشک بریزند.
همه گفتند که: بر دوری تو صبر کنندآنکه میگفت و نمیکرد بجز واعظ کیست؟
هوش مصنوعی: همه گفتند که در برابر دوری تو صبر کنند، اما آن کسی که فقط حرف میزد و عمل نمیکرد جز واعظ کیست؟