شمارهٔ ۲۵۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت یک معشوق اشاره میکند که با خیره شدن به چهرهاش و بررسی خطوط روی صورتش، دل عاشق را به تنگ آورده است. معشوقی که مانند گلی در باغ زیبایی خود نمایی میکند، اما در عین حال به خاطر جذابیتش، درد و رنجی برای عاشق به همراه دارد. شاعر از خطهای صورت معشوقش و زلفهایش صحبت میکند و بیان میکند که زیبایی او تأثیری عمیق بر روح و جانش داشته است. در نهایت این زیبایی و عشق، زندگی عاشق را به شدند سخت و شیرین کرده است.
چشم شوخم در رخ او خیرگی بسیار کردخط از آن رو خار بستی گرد آن گلزار کرد
هوش مصنوعی: چشم من به چهره او خیلی خیره شده است و از آن تصویر، خطی را بر روی او کشیدهام، مانند خاری که دور یک گلزار قرار میگیرد.
مو بمو برداشت، انگشت، از خط مشکین رخشبا دل ما آنچه نازش کرده بود، اقرار کرد
هوش مصنوعی: مو به مو بررسی کرد، انگشت خود را از روی خط زیبای چهرهاش برداشت و دل ما به آنچه که او با نازش بیان کرده بود، اعتراف کرد.
خوش تماشائی است درگلزار حسن نو خطیخار هرجا گل کند، اینجا ولی گل خار کرد
هوش مصنوعی: دیدن زیباییها در باغ گل بسیار دلپذیر است، اما هر جا که گلی میروید، اینجا گلی کمرنگ و خاری وجود دارد.
نیست برگرد عذارش خط، که از طومار حسنحلقه نام خویشتن را آن گل رخسار کرد
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به زیبایی و خلوص یک معشوق اشاره میکند. او میگوید که زیبایی معشوق آنقدر برجسته و خاص است که نمیتوان آن را در هیچ کجا و هیچ زمان دیگری یافت. با چنین توصیفی، به زیبایی او میبالد و اشاره میکند که این زیبایی مانند یک اثر هنری بینظیر است که در هیچ خط و نوشتهای نمیتوان آن را تعبیر کرد.
سر زلفش در میان بود، آمد آن خط سر زدهعیش را بر واعظ بیچاره زهر مار کرد
هوش مصنوعی: آن موهای زیبا و افسونگر در میان سرش بود که ناگهان آن خط زیبا و دلربا، شادیاش را برای واعظ ناتوان به زهر مار تبدیل کرد.