شمارهٔ ۲۷۳
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج ناشی از عشق میپردازد. شاعر با دل شکسته از بیرحمی معشوق سخن میگوید و اظهار میکند که نالههای دلش به همراهی عشق او، به وجود آمده است. او احساس میکند که عشق به او چنان غلبه کرده که رنگ خونش را تغییر داده و نمیتواند از زهر عشق بینصیب شود. شاعر به عیش و نوش اشاره میکند و میگوید که اگر بخواهد از زهر شیرینی بگیرد، این کار بیفایده است. همچنین به سرنوشت و قسمت اشاره میکند و در نهایت، واعظ را به یادآوری میآورد و توصیه میکند که اگر بخواهد به جایی در عشق برسد، باید از وابستگیهای دنیوی رها شود.
با دل خسته، چو بیرحمی او بستیزداثر ناله بهمراهی دل برخیزد
هوش مصنوعی: وقتی دل آدمی خسته و گرفته باشد، اگر کسی به او بیرحمی کند، صدای نالهاش به همراه دلش بلند میشود و احساساتش بیدار میشود.
رم چنان داده ز هم عشق سراپای مراکه بخون جگرم رنگ نمی آمیزد
هوش مصنوعی: عشق به قدری وجودم را فراگرفته که حتی درد و رنج و خونریزی قلبم هم نتوانسته تاثیری بر احساسات من بگذارد.
شکر از زهر کجا صرفه تواند بردن؟عیش را گو که عبث باغم ما نستیزد!
هوش مصنوعی: چگونه میتوان از زهر بهرهای گرفت؟ به خوشی میگویم که باغ ما را بیهوده آزمایش نکن!
لقمه افتد ز دهن گر نبود قسمت کسخورش اره نگر کز بن دندان ریزد
هوش مصنوعی: اگر لقمهای از دهان کسی بیفتد و سرنوشتش چنین باشد، دیگران هم نباید آن را بخورند، چون ممکن است از دندان او بیفتد و به راحتی پیدا نشود.
در ره عشق رسی زود بجایی واعظگر ز پای دلت این بند علایق خیزد
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، به زودی به مقصد خواهی رسید، اگر واعظی که به تو میگوید، از دل خود به این بندهای وابستگیها رها شوی.