شمارهٔ ۳۳۸
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به درد و رنج ستمکشانی اشاره میکند که تحت ظلم قرار دارند. او به ضرورت تقریب مردم به یکدیگر و کمک به ستمدیدگان اشاره میکند و میگوید که اگر ظلم ادامه یابد، کشور به وخامت خواهد رفت. همچنین بر دورویی و نفاق در جامعه انتقاد میکند و میگوید که صحبتهای دوگانه و بیصداقتی مانع از پیشرفت میشود. شاعر به اهمیت عمل نیک هم پرداخته و میگوید که اعمال انسانها، سرنوشتشان را رقم میزند. در نهایت، او اشاره میکند که محتوای حرفهای واعظان واقعی نیست و بر لزوم نیکی و پرهیز از ظلم تأکید میکند.
آنچه از آه ستمکش، بستم کیش رودرحم بر شه کنم، ار ظلم بدرویش رود
هوش مصنوعی: اگر ستمکش آه میکشد، باید بدانیم که این آه از دل مظلوم برمیآید. من نمیتوانم بر دل پادشاه مهربان شوم، اگر ظلم به آن درویش ادامه یابد.
شود آبادی کشور ز زیادیها کمپس رود دولت، چندانکه ستم پیش رود
هوش مصنوعی: وقتی که نعمتها و ثروتها زیاد شود، کشور آباد خواهد شد و اگر ظلم و ستم ادامه یابد، دولت هرگز به خوبی نخواهد ماند.
اعتبار دگر امروز منافق خو راستدو زبان گشته قلم، تا سخنش پیش رود
هوش مصنوعی: امروز کسی که رفتار دوگانهای دارد، برای خود اعتبار کسب کرده است و با زبانهای مختلف سخن میگوید تا حرفش مورد توجه قرار گیرد.
بردر دل ز تأمل بنشان دربانیتا بلب حرف نیارد، بسر خویش رود
هوش مصنوعی: به محض اینکه به دل خود آرامش بدهی و از فکر و خیال دور شوی، دیگر هیچکس نمیتواند سخنی به زبان بیاورد و تو نیز به آرامش واقعی میرسی.
سخن مرد دل آزار، بدلهای نژندهمچو گرگیست، که آن رد رمه میش رود
هوش مصنوعی: سخنان انسانهای ستمگر و دلخوار شبیه به گرگهایی هستند که به دنبال گوسفندانی بیدفاع میگردند.
نیک کن، نیک؛ که زنجیر عمل پاپیچ استنتواند قدم از نقش قدم پیش رود
هوش مصنوعی: کار خوب را انجام بده، زیرا اعمال ما مانند زنجیری است که ما را به خود میخواباند و اجازه نمیدهد که از راه خود فراتر برویم.
گل خیرش نبود، جز گل آتش واعظاز تو گر خار جفائی بدل ریش رود
هوش مصنوعی: میتوان گفت: اگر گل نتواند خوبیای بیاورد، فقط آتش وعظ و نصیحت تو میسوزاند. اگر خشمی از تو ببینم، به جای آرامش، رنجش و درد به قلب من میزند.