شمارهٔ ۳۸۸
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و شاعر با استفاده از تصاویری زیبا و خیالانگیز، ویژگیهای معشوق را توصیف میکند. او از گل و باغ به عنوان نمادهایی از زیبایی استفاده کرده و میگوید که چهره معشوق مانند بهشت است. شاعر همچنین به احساسات عاشقانه و درد جدایی اشاره میکند و از وضعیت عاطفی خود و عشقش سخن میگوید. او با ذکر صفات معشوق، عشق و علاقهاش را به تصویر میکشد و به سرنوشت خود در عشق میاندیشد. در نهایت، شاعر به اندیشههای عمیق و رازآلود عشق و رابطهای که با معشوق دارد، اشاره میکند.
الینده ساغر گل مفلسونک ایاغینه بنزریوزینده غازه ترگوندوزنک چراغینه بنزر
ساغر گل در دستت به پیالهٔ مفلس میماند.
نظر که باغ جمالینه تو شدی چیقماقی یوخدوربعینه اول رخ زیبا بهشت باغینه بنزر
بنگر که از باغ جمالت راه خروجی نیست. آن رخ زیبا بعینه به باغ بهشت میماند.
گوزایچره مردمکی جای ویرمشم نه عجب کیممنیم گیلودگی اول گلعذار داغینه بنزر
درون چشم مردمک را جا دادهام چه جای شگفت اگر آن گلچهره به بغض درون گلویم میماند.
جدا بولوب سر زلفی یوزیندن اولدی پریشانیوزیندن آیری دوشنک عاشقون دماغینه بنزر
سر گیسویت که از رویت جدا افتاده پریشان شد. کسی که از رویت جدا میافتد به حال و روز عاشق میماند.
آقاردی باش توکی واعظ نه ایش گلورداخی سندندماغ بوقو جا لوقدا سحر چراغینه بنزر
هوش مصنوعی: ای واعظ، تو باید مثل گلی در دل خوشی باشی و نه اینکه فقط آزار دهنده باشی. درون خودت نور و روشنی ایجاد کن و دیگران را به سمت خیر و خوبی هدایت کن.