شمارهٔ ۳۹۸
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به دلش میگوید که اگر ثروت و زر و سیم در دسترس ندارد، بایستی با کمبودن و سادهزیستی کنار بیاید. او توصیه میکند که باید با درد و غم نیز بسازد و به صبر و تحمل اهمیت بدهد. شاعر حدس میزند که نگاه خشک به زندگی نمیتواند خوشی آورد و از دلش میخواهد به عواطف و احساسات لطیفتر توجه کند. حسرت در دل او جای دارد و انتظار ندارد که به سرعت همه چیز بهبود یابد. او به ناسازگاری عالم اشاره میکند و میگوید که سازگاری و هماهنگی در این دنیا دشوار است. در نهایت، واعظ را به یادآوری میآورد که در این ده روز، غم و اندوه نباید بیشتر از این باشد و بایستی با داشتههای کمتر نیز زندگی را سپری کرد.
گر نباشد بیش ای دل سیم و زر، با کم بسازبا سر بیدرد سرکن، با دل بیغم بساز
هوش مصنوعی: اگر دارایی زیادی مثل طلا و نقره نداری، با امکانات کم زندگی کن. با دل بیدرد فکر کن و با دل بیغم بساز.
با چه خواهم خورد امشب، یک دو شب هم صبر کنبا چه خواهم ساخت فردا، یک دو روزی هم بساز!
هوش مصنوعی: امشب چه چیزی بخورم، یک یا دو شب دیگر صبر کن. فردا چه چیزی بسازم، یک یا دو روز دیگر تحمل کن.
با نگاه خشک، عمری ساختی از بی غمیچشم من، یک چند، هم با دیده پرنم بساز
هوش مصنوعی: با چشمان سرد و بیاحساس، سالها بیغم زندگی کردی. حالا کمی هم با چشمان پر اشک من زندگی کن.
نیست غیر از حسرت یک آه حسرت در دلمپر مکن تعجیل، با من ای نفس یک دم بساز
هوش مصنوعی: به جز حسرت و اندوه، چیزی در دلم وجود ندارد. ای نفس، بیتکلف با من باش و عجله نکن، فقط برای یک لحظه با من بمان.
سازگاری، در نهاد عالم امکان کجاست؟ای دل ناساز، با من ناسازی عالم بساز
هوش مصنوعی: سازگاری در طبیعت و وجود جهان چگونه پیدا میشود؟ ای دل ناهماهنگ، با من هرگونه ناخوشی در جهان را تحمل کن.
هرزه نالان بوته تیر تعرض میشوندخواهی ار بسیار گو باشی، بحرف کم بساز
هوش مصنوعی: هرزه، ناله کنان به بوته تیر تعرض میشوند. اگر میخواهی زیاد صحبت کنی، بهتر است با کم صحبت کردن بسازید.
واعظ این ده روز را، غم بیش ازین در کار نیستاز قبا با ژنده، از دینار با درهم بساز
هوش مصنوعی: واعظ، در این روزها جای نگرانی نیست؛ با گشادهدستی و سادگی، زندگی را بگذران و از وابستگی به مال و ثروت کمتر اهمیت بده.