شمارهٔ ۴۸۶
هوش مصنوعی: این شعر به تمایز بین دنیای پاک و آلوده اشاره دارد. شاعر میگوید که از دنیای پاک به این دنیا آمده و در این دنیای پر از غفلت در حال حرکت است. او به غفلت انسانها و آرامش گلابداران در خاک اشاره میکند و احساس میکند که با رفتن به گورستان، به گلشن میرود. شاعر از اسارت در دنیای مادی و دلمشغولیهای دنیا مینالد و به دشمنش گوشزد میکند که در حالتی ضعیف، مانند خار، در برابر او حرکت میکند. او به حماقت انسانها که مانند کوران در تاریکی حرکت میکنند، انتقاد میکند و در نهایت به نتیجه میرسد که به خاک برمیگردد تا از دنیای دلسردکننده رهایی یابد.
ز آن جهان پاک آمدم، آلوده دامن میرومسوی این غفلت سرا، جان آمدم، تن میروم
هوش مصنوعی: من از دنیایی پاک و بیعیب آمدهام، اما اکنون با دامن آلوده و در حالتی غافل به اینجا میروم. روح من به این دنیا آمده، ولی جسمم در حال حرکت و رنج کشیدن است.
گلعذاران بسکه در خاک سیاه آسوده اندچون بگورستان روم، گویی بگلشن میروم
هوش مصنوعی: باغبانان گل میگویند که گلها در خاک سیاه، به آرامی و راحتی زندگی میکنند؛ وقتی به گورستان روم مینگرم، احساس میکنم که به گلستان میروم.
بهر دنیا میکنم خود را اسیر طبع دوناز هوای دختری در چه چو بیژن میروم
هوش مصنوعی: من برای به دست آوردن دنیای مادی، خود را اسیر خواهشهای پایین و ناچیز میکنم، مانند مردی که برای دوستی با دختری به خطر میافتد و در مسیر عشق او، شجاعتی شبیه بیژن از خود نشان میدهد.
گو مسازم پایمال، ای خصم بی پروا، که منهمچو خار از لاغری در پای دشمن میروم
هوش مصنوعی: ای دشمن بیپروا، مرا زیر پا نگذار، چرا که من مانند خاری هستم که با لاغری و ضعف خود در پای تو میروم.
از برای زال دنیا، همچو کوران هر قدمبا وجود دیده، در چاهی چو سوزن میروم
هوش مصنوعی: به خاطر زال دنیا، مانند افرادی که نابینا هستند، با اینکه چشم دارم، مانند شخصی که در چاهی به عمق سوزن میروم.
از غم دنیا کشیدم این قدر، واعظ بس است!سوی خاک اکنون برای واکشیدن میروم
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که دنیا برایم به همراه داشته، به اندازه کافی کشیدهام. حالا وقت آن رسیده که به خاک بروم و از این مسائل رها شوم.