تناجی
واعظ قزوینی

شمارهٔ ۵۱۹

گر بسیر گلشن، آن حیرت فزا خواهد شدنعندلیب از رنگ گل، پا در حنا خواهد شدن
گر چنین خواهند کاهیدن ز رشک قامتشطوق قمری سرو را خلخال پا خواهد شدن
تیر مژگان گر چنین جوشن شکافی میکندحلقه های جوهر آیینه، وا خواهد شدن
مهر رخسارش گر از ابر نقاب آید برونگریه ز اشکم خنده دندان نما خواهد شدن
گر ببیند پیچش زلف ترا، از حیرتشدر کف پا دود را آتش حنا خواهد شدن
کار کی ما را به آن کنج دهن افتاده استکار ما را گر نسازی، کار ما خواهد شدن!
گر چنین، در خرج افغان، باددستی میکندواعظ ما زود بی برگ و نوا خواهد شدن!