شمارهٔ ۵۲۴
هوش مصنوعی: این شعر به نوعی هشدار و توصیههای اخلاقی پرداخته است. شاعر از مخاطب میخواهد که از خواب غفلت بیدار شود و برای فرصتهای زندگی مخصوصاً در لحظات حساس و مهم، آماده باشد. او به اهمیت عمل و عدم گرفتار شدن در رؤیاهای بیپایه تأکید میکند و میگوید که برای بهبود زندگی نباید بخل ورزید و باید در کمک به دیگران کوشا بود. همچنین اشاره شده که نباید به ظواهر فریبنده دنیا دل بست و از زوایای انسانی باید به دیگران محبت و بخشش کرد. در نهایت، بر عدم فخر به کردارهای نیک و صداقت در عمل تأکید کرده و از رفتارهای متکبرانه و کاذب دوری جسته است.
پیش چراغ فیض شب، از خواب دم مزنوحشی است مرغ فرصت، مژگان بهم مزن
هوش مصنوعی: در برابر نور و انرژی که شب به ما میدهد، از خواب بیدار شو و تنبلی نکن. فرصتطلبی همچون پرندهای در حال پرواز است، پس بیخود با خوابآلودگی خود را محدود نکن.
زین خوابهای از أمل خود درازترخط بر کتاب هستی خود یک قلم مزن
هوش مصنوعی: در خوابهای طولانی و پر از آرزوی خود غرق نشو، زیرا هیچگاه نباید برای نوشتن زندگیات تنها به یک قلم تکیه کنی.
ای تاجر قلمرو هستی، نبسته باراز چشم خفته، خیمه براه عدم مزن
هوش مصنوعی: ای تاجر عالم وجود، به چشم خوابآلود چشم نبند و خیمهات را در سرزمین ناپیدا برپا نکن.
زنهار پیش حکم قضا، از حیات خویشپیش لبت گر آینه گیرند، دم مزن
هوش مصنوعی: مراقب باش که پیش از رسیدن حکم سرنوشت، درباره زندگیات چیزی نگو. اگر آینهای مقابل لبت بگذارند، صحبت نکن.
با بی زری چو دست کریمان گشاده باشبر جبهه همچو کیسه گره با درم مزن
هوش مصنوعی: هنگامی که بینیازی و ثروت کم داری، باید با دست باز و گشادهدلی مانند کریمان رفتار کنی. همانطور که نباید کیسهای گرهخورده را با درم و پول بگشایی، بر دیگران نیز نباید فشار بیاوری.
عقل معاش، نام مکن بخل شوم راخرجیست خرج معرفت، ای خواجه دم مزن
هوش مصنوعی: عقل معاش را به معنای اینکه در کشمکشهای زندگی دچار تنگنظری و بخل نشو، به کار نمیبر. هزینههای زندگی را از روی دانش و معرفت پرداخت کن و هیچگاه از آن دم نزن.
حق کرم، ز نام کرم هم گذشتن استاین حق ادا نساخته لاف کرم مزن
هوش مصنوعی: حق بزرگوارانه بودن، فقط به نام بزرگ یا کرم بودن نیست. اگر این حق را به خوبی ادا نکردهای، پس نباید از بزرگی خود سخن بگویی.
دستار کهنه یی، به فقیری اگر دهیهر لحظه اش به فقر ز سرکوب بم مزن
هوش مصنوعی: اگر به یک فقیر دستاری کهنه بدهی، هر لحظه باید مراقب باشی که فقر و مشکلاتش را بیشتر نکنید.
پیش چراغ اجر مصیبت، ز بی تهیبر سر چو باد خاک میفشان و دم مزن
هوش مصنوعی: در برابر چشمهی نور ناشی از مشکلات و مصائب، مانند گرد و غبار بر سر راه، چیزی ارزشمند نیست. بنابراین، بیهوده صحبت نکن و بیدلیل فضایی را در هم نریخت.
از بهر خود مگیر، گل کلفتی در آبای سیل، خان و مان فقیری بهم مزن
هوش مصنوعی: برای خودت چیزی نگیرید، ای سیل! با این کار سختی را برای فقیران ایجاد نکن.
تا غایبانه مدح تو هردم کنند بیشواعظ بروی دشمن خود، حرف کم مزن
هوش مصنوعی: هر لحظه کسانی هستند که به شکلی پنهانی تو را ستایش میکنند، پس بهتر است در برابر دشمن خود، کمتر سخن بگویی.