شمارهٔ ۵۷۶
هوش مصنوعی: این شعر درباره اهمیت فضائل انسانی به جای داشتههای مادی است. شاعر میگوید که مردان واقعی کسانی هستند که از قدرت و ثروت بینیازند و دلشان به شجاعت و صداقت متکی است. او به کسانی که تنها به مال و منال میبالند هشدار میدهد که باید به خود بیایند و از کبر و غرور دور شوند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که ندامت و پشیمانی از این حس خودبزرگبینی لازم است و باید به صداقت و اخلاص درونی توجه کنند.
نباشد مردی آن کاسباب ملک و، سیم و زر داریکه سنگ زور مردی دل بود، کز جمله بر داری
هوش مصنوعی: اگر انسانی دارای ثروت و اموال بسیار باشد، اما در دلش شجاعت و مردانگی نباشد، آن انسان واقعی نیست و ارزش واقعی را ندارد.
نکو می بایدت شد، ای سراپا بد که از جاناننگاه التفاتی جانب خود در نظر داری
هوش مصنوعی: باید بهبود یابی، ای تمام بدیها! چرا که تو فقط به خودت و توجه به جانان (معشوق) توجه داری.
برویت بسته گردد گر دری، غمگین مشو ای دلکلیدی در کف اخلاص، چون آه سحر داری
هوش مصنوعی: اگر در مقابلت دری بسته شود، ناراحت نشو، ای دل؛ چون کلیدی در دست داری که از اخلاص و صداقت میآید، مثل آهی که در سحرگاه داری.
کنون وقت پشیمانیست از کبر و غرور، اماتو این دستی که بر سر بایدت زد، در کمر داری!
هوش مصنوعی: اکنون زمان احساس پشیمانی از arrogance و خودبزرگبینی است، اما تو هنوز آن دستی که باید بر سرت بکوبی را در کمر خود پنهان کردهای!