شمارهٔ ۶۰۰
هوش مصنوعی: این شعر درباره چگونگی گذر عمر و حرص انسان برای زندگی و موفقیت است. شاعر با اشاره به زوال و فانی بودن زندگی، احساس شرم و غم خود را از گناهانش بیان میکند. او به مشکلات و دردهای زندگی اشاره دارد و تضاد بین خوشیهای زودگذر و دردهای پایدار را نشان میدهد. در نهایت، به اهمیت سخاوت و نیکی در زندگی تاکید میکند و به این نتیجه میرسد که تنها خوبیها و صداقت میتوانند همیشگی و ماندگار باشند.
با این دو روزه عمر، با این حرص پیشگیای وای اگر حیات تو بودی همیشگی
هوش مصنوعی: با این دو روز عمر و با این تلاش و طمعی که داری، وای از اینکه اگر زندگیات همیشه ادامه داشت.
شد کوه بیستون گنه من، ولی ز شرمدارم ز سر بپیشی خود، چشم تیشگی
هوش مصنوعی: کوه بیستون به خاطر گناه من سر به پایین آورده است، اما من از شرم نمیتوانم به چشمان خود نگاه کنم.
زین آتش فغان که کنند از تو شیشه هادر طالع تو دیده ام ای سنگ شیشگی
هوش مصنوعی: از این فریاد و نالههای آتشین که باعث میشود شیشهها از تو فروریخته شوند، در آیندهات، ای سنگی مانند شیشه، به تو نگاه کردهام.
خورده است بسکه سنگ جفا، شاخم از ثمرگردن کشد چو بید موله بریشگی
هوش مصنوعی: به دلیل ظلم و سختیهای زیادی که تحمل کردهام، حالا حالتی سرسخت و مقاوم پیدا کردهام، مثل درختی که با همهی این مشکلات سرش را بالا نگه داشته و در برابر مشکلات ایستادگی میکند.
شیرم، گه مصاف عدم،لیک ناله سانیک نی تواندم کند، از ضعف بیشگی
هوش مصنوعی: من مانند شیری هستم که در برابر نیستی قرار دارم، اما از ضعف زیادی که دارم، میتوانم مانند نی ناله کنم.
آمد چو وقت رفتن، ازین باغ غم فزابر پای نخل عمر کند آب تیشگی
هوش مصنوعی: زمان رفتن فرا رسید و او با دلی پر از غم از این باغ جدا شد، گویی که آب تلخی بر درخت عمرش میریزد.
نازد بتاج دولت ده روزه شاه اگرتاجیست گاهگاهی، ماهم همیشگی
هوش مصنوعی: اگر شاه به خاطر تاج و سلطنتش به خود ببالد، باید بداند که این مقام و قدرت موقتی است، در حالی که محبوبیت و زیبایی من همیشه وجود دارد و پایدار است.
در ساز و برگ بی ثمران پا فشردنتنخل حیات را، کند ای خواجه ریشگی
هوش مصنوعی: در تلاش و زحمت بی نتیجه برای پیشرفت، به زندگی خود سپس نخل حیات را، به یک قدمت بی فایده نزدیک میشوی، ای بزرگوار.
گر هست دست خصم و گریبان من، ولیدست منست و، دامن اخلاص پیشگی
هوش مصنوعی: اگرچه دشمنان به من نزدیکند و به من دسترسی دارند، اما من دست خود را به دامن اخلاص و صداقت میزنم.
واعظ بدست بخل، شود زود زر تلفبسپر بدست جود، که گردد همیشگی
هوش مصنوعی: اگر سخنران به خاطر خساست، زود از مالش صرفنظر کند، آن مال هدر میرود. اما اگر دست بخشش را بگشاید، داراییاش همواره باقی خواهد ماند.