تناجی
واعظ قزوینی

شمارهٔ ۱۱۸

ای از مرض حرص ترا دل مردهاندیشه زر ز دیده خوابت برده
نفس تو ز خارخار دنیا شب و روزهر سوی دود، چون سگ سوزن خورده