غزل شمارهٔ ۲۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نکوهش بیانصافی و رنجهای زندگی انسانها میپردازد. او بیان میکند که نیکی و راحتی در ذات دنیا وجود ندارد و هیچکس از درد و رنجهای زندگی در امان نیست. او به تصویرگری غمهای عمیق و دائمی که بر وجود انسان چیره شدهاند، میپردازد و به خواننده هشدار میدهد که از فریب دنیا و خوشخیالی دوری کند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که آزادی و آرامش واقعی در این دنیا به دست نخواهد آمد و بهترین راه مواجهه با مشکلات تحمل و سازگاری است.
انصاف در جِبلَت عالم نیامده استراحت نصیب گوهر آدم نیامده است
هوش مصنوعی: انصاف در ذات انسانها وجود ندارد و راحتی و آرامش به روح انسان نرسیده است.
از مادر زمانه نزاده است هیچکسکو هم ز دهر، نامزد غم نیامده است
هیچکس از مادر زمانه زاده نشده که قرعهٔ اندوه به نامش نباشد.
از موج غم، نجات کسی راست کو هنوزبر شط کون و فُرضهٔ عالم نیامده است
رهایی از موج غم برای کسی است که هنوز پا به
رودخانه هستی و کرانهٔ جهان نگذاشته است.
از ساغر زمانه که نوشید شربتیکان نوش، جانگزایتر از سم نیامده است
هوش مصنوعی: از زندگی تجربهای چشید که هیچ چیزی به شیرینی و لذت آن نمیرسد.
گیتی تو را ز حادثه ایمن کجا کند؟کو را ز حادثات امان هم نیامده است
هوش مصنوعی: دنیای بیرون چگونه میتواند تو را از حوادث و مشکلات محافظت کند؟ حتی کور نیز نتوانسته از آنها در امان بماند.
دزدی است چرخِ نقبزن اندر سرای عمرآری، به هرزهْ قامت او، خَم نیامده است
هوش مصنوعی: زندگی ما مانند خانهای است که در آن، زمان به آرامی دزدی میکند و به غفلت میگذرد. با این حال، در ظاهر همه چیز به خوبی پیش میرود و نشانهای از خم شدن یا کمرنگ شدن زندگی دیده نمیشود.
آسودگی مجوی که کس را به زیر چرخاسباب این مراد فراهم نیامده است
دنبال آسودگی مباش که برای هیچ کس در جهان. ابزار چنین آرزویی فراهم نشده است.
با خستگی بساز که ما را ز روزگارزخم آمده است حاصل و مرهم نیامده است
هوش مصنوعی: با سختی و خستگی کنار بیا و به آن عادت کن، زیرا ما از روزگار زخمهایی برداشتیم که هنوز درمانی برای آنها نیامده است.
در جامهٔ کبود فلک بنگر و بدانکاین چرخ جز سراچهٔ ماتم نیامده است
هوش مصنوعی: به آسمان آبی نگاهی بینداز و درک کن که این دنیا فقط به عنوان مکانی برای اندوه و غم به وجود آمده است.
خاقانیا فریب جهان را مدار گوشکو را ز دَه، دو قاعده محکم نیامده است
خاقانی! گوش به فریب جهان مده که از ده قاعده، به دو تا نیز پایبند نیست. (اشاره به ده قاعدهٔ امام محمد غزالی در سعادتنامه)