غزل شمارهٔ ۱۹۷
هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه به وفاداری و عشق عمیق شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر با تاکید بر این که عشق و حضور معشوق بر تمام دنیا و زندگیاش برتری دارد، خود را در پای او تسلیم کرده و برای او همه چیز را فدای عشقش میکند. همچنین او از دردهای درونیاش و ناکامیها میگوید و بر این باور است که تنها وجود معشوق میتواند به او آرامش و تسکین دهد. در نهایت، شاعر به شیدایی خود در عشق اشاره میکند و به جایگاه والای معشوق در زندگیاش تاکید دارد.
سرهای سراندازان در پای تو اولیتردر سینهٔ جانبازان سودای تو اولیتر
هوش مصنوعی: سرهای رزمندگان در پای تو سزاوارتر است و آرزوی جانفشانان از تو نیز اهمیت بیشتری دارد.
ای جان همه عالم، ریحان همه عالمسلطان همه عالم مولای تو اولیتر
هوش مصنوعی: ای جان جهان و خوشبویی آن، تو پادشاه و سرور همه هستی هستی و شایستهترینی.
ای داور مهجوران، جان داروی رنجورانصبر همه مستوران، رسوای تو اولیتر
هوش مصنوعی: ای داور کسی که به مدد مهجوران میرسد، تو جانِ آرامبخش رنجورانی. صبر کسانی که در سختی هستند، را با رسوایی خودت، بیشتر به نمایش بگذار.
خواهی که کُشی یاری آن یار منم آریگر کشتنیام باری در پای تو اولیتر
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که یار من را از بین ببری، من آمادهام. اگر قرار باشد کسی را بکشی، بهتر است که اول من باشم که در پای تو قرار دارم.
خرمترم آنگه بین از خوی توام غمگینکز هرچه کند تسکین صفرای تو اولیتر
هوش مصنوعی: حالم خیلی بهتر شده است، اما هنوز از پیوند با تو ناراحتم. چرا که هر چیزی که میتواند آرامش بخشم، به اندازهٔ وجود تو مؤثر و مناسب نیست.
دل کز همه درماند جان بر سرت افشاندچون جای تو او داند، او جای تو اولیتر
هوش مصنوعی: دل وقتی که از هر نوع کمکی ناامید شود، جان را بر سرت میریزد. چون دل بهتر از همه میداند که تو چه کسی هستی و حق تو بر او بیشتر است.
رای تو به کینتوزی دارد سر جانسوزیچون نیست لبت روزی، هم رای تو اولیتر
هوش مصنوعی: حرف تو باعث رنج و درد عمیق من است، زیرا زمانی که لبان تو سکوت کردهاند، هنوز هم نظر و عقیدهات برای من مهمتر است.
تا تو به پری مانی، شیدای توام دانییک شهر چو خاقانی شیدای تو اولیتر
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو مانند پری هستی، من هم مجنون و شیدای تو هستم. در میان شهر، همچون خاقانی که به تو شیدا است، من هم بیشتر از او عاشق تو هستم.