غزل شمارهٔ ۲۹۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نمایش زیبایی و جذابیت یک معشوق پرداخته است. او از ظرافتهای ظاهری و باطنی معشوق صحبت میکند و به مقایسه او با خورشید و ماه میپردازد. شاعر به احساس درد و غم ناشی از جدایی از معشوق اشاره دارد و به تأثیر عمیق آن بر دل خود مینویسد. در نهایت، شاعر به روز قیامت و حسابرسی از کشتگان اشاره میکند و خود را نیز در این حسابرسی به یاد میآورد.
در یک سخن آن همه عتیبش بیندر یک نظر این همه فریبش بین
هوش مصنوعی: در یک جمله میتوان همه زیباییها و جنبههای ارزندهاش را دید، و با یک نگاه نیز میتوان به همه فریبها و نیرنگهایش پی برد.
خورشید که ماه در عنان داردچون سایه دویده در رکیبش بین
هوش مصنوعی: خورشید که تحت کنترل ماه است، همچون سایهای در کنار او حرکت میکند.
خاموشی لعل او چه میبینیجمّاشی چشم پر عتیبش بین
هوش مصنوعی: خاموشی لعل او را نادیده نگیرید، زیرا زیبایی چشمهایش پر از درخشش و جاذبه است.
تا چشم نظاره زو خبر ندهدهم نور جمال او حجیبش بین
هوش مصنوعی: تا وقتی که چشم به زیبایی او آگاه نشود، حتی نور چهرهاش هم در خفا و مخفی است.
آن عقل که برد نام بالایشسر چون سر خامه در نشیبش بین
هوش مصنوعی: عقلی که باعث افتخار و بزرگی اوست، به سادگی و در عین حال خردمندی شایستهای دارد. مثل سر قلم که در پاییناش قرار دارد، نشان میدهد که در عین بلندی و تعظیم، به زمین نزدیک است و از تواضع و فروتنی برخوردار است.
از درد جگر به شب ز هجرانشای بر دل من همه نهیبش بین
هوش مصنوعی: از درد دل به خاطر دوری شبها را میگذرانم، ای کسی که بر من تسلط داری، صدای او را در دل من بشنو.
روزی که حساب کشتگان گیردخاقانی را در آن حسیبش بین
روزی که از شمار کشتگان خبر بگیرد، خاقانی را از آنان به شمار آور.