غزل شمارهٔ ۲۹۴
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عشق و وفای شاعر به معشوقش است. شاعر از جانکاهیهایی که از جفای معشوق کشیده، میگوید و از او میخواهد که نگاهی به او بیندازد تا ببیند چه بر او گذشته است. هرچند که دلش از محبت معشوق خسته شده، هنوز هم به وفاداری خود ادامه میدهد. او به شدت از غم معشوق رنج میبرد و میخواهد جان خود را فدای او کند. شاعر بیان میکند که حتی در سختیها، از آنچه برای رضای معشوق لازم است، فروگذار نخواهد کرد و عشق و ارادتش به او همیشه در قلبش باقی است.
تو چه دانی که از وفا چه نمودم به جای توعلم الله که جان من چه کشید از جفای تو
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که برای وفای خودم چه کارهایی کردهام، خدا میداند که چقدر از آزارهای تو رنج بردهام.
گذری کن به کوی من، نظری کن به سوی منبنگر تا به روی من چه رسید از برای تو
هوش مصنوعی: به کوچه و محلهام سری بزن، نگاهی به من بینداز تا ببینی چه بر من گذشته و چه چیزی برای تو در بر دارد.
ز غمت گرچه خستهام، کمر مهر بستهامدل از آن بر گسستهام که گذارم وفای تو
هوش مصنوعی: با وجود اینکه از غم تو خستهام، اما هنوز با عشق تو پیوند دارم. دلام را از این پیوند جدا نکردم تا وفای تو را به یاد داشته باشم.
دلت از مهر گشته شد غمم از حد گذشته شدچه کنم چون نوشته شد به سرم بر قضای تو
هوش مصنوعی: دل تو از محبت پر شده و غم من بیش از حد طاقت من شده است. نمیدانم چه کنم وقتی که این قضا و سرنوشت برای من نوشته شده است.
چو جهانی به خاصیت تو و وصل تو عاریتنزند لاف عافیت دل کس در بلای تو
هوش مصنوعی: هرگاه دنیا به ویژگیها و آثاری که از عشق و وصالت میرباید، متکی نباشد، هیچکس در سختیها و مصایب تو نمیتواند ادعای آسایش و سلامت قلبش را بکند.
نیت آن همی کنم که تو را جان فدی کنمبه جهان این ندی کنم که سرم باد و پای تو
هوش مصنوعی: من تصمیم دارم که به خاطر تو جانم را فدای تو کنم و این را در دنیا به همگان نشان دهم که سرم را با پاهای تو تحمل میکنم.
همه رنجی به سر برم چو به کوی تو بگذرمهمه خشمی فرو خورم چو ببینم رضای تو
هوش مصنوعی: هر مشکل و سختی را تحمل میکنم تا فقط به محله تو برسم، و همه عصبانیت و ناراحتیام را فرو میخورم وقتی که خوشنودی تو را ببینم.
تن من گر زیان کند لب تو کار جان کنددل خاقانی آن کند که بود حکم و رای تو
هوش مصنوعی: اگر جسم من آسیب ببیند، لبهای تو جانم را تازه میکند. دل خاقانی نیز آن چیزی را انجام میدهد که حکم و نظر تو باشد.