شمارهٔ ۴۰ - قصیده
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف بیوفایی و بیتعهدی زمان و روزگار میپردازد. شاعر بیان میکند که هیچکس نمیتواند به وعدهها و امیدها وفا کند و روزگار همواره چرخشهای خود را بیرحمانه ادامه میدهد. او اشاره میکند که دوستی و ارتباطات نیز دچار تزلزل بوده و هیچ دوستی نمیتواند بهطور پایدار و همیشگی باقی بماند. در نهایت، شاعر با بیعزت دانستن روزگار و توصیف آن بهعنوان اژدهایی درنده، به ناامیدی از وفای روزگار و مشکلات ناشی از آن اشاره میکند. در حقیقت، این شعر نمایانگر دغدغههای انسانی درباره زمان و روابط اجتماعی است.
هرگز به باغ دهر گیائی وفا نکردهرگز ز شست چرخ خدنگی خطا نکرد
هوش مصنوعی: هرگز در دنیای فانی چیزی به وفای واقعی دست نیافت و چرخ روزگار هیچگاه در تمام عمرش دچار اشتباهی نشد.
خیاط روزگار به بالای هیچ کسپیراهنی ندوخت که آخر قبا نکرد
هوش مصنوعی: هیچکس در زندگی به مقام و مرتبهای عالی نرسیده است که در پایان کار، از آنچه به دست آورده راضی باشد و نتواند آن را به خوبی مدیریت کند.
نقدی نداد دهر که حالی دغل نشدنردی نباخت چرخ که آخر دغا نکرد
هوش مصنوعی: زندگی هیچگاه چیزی به ما نمیدهد که بخواهیم، بدون اینکه در آن خدعهای در کار باشد. زمانه نیز در بازی خود همیشه بیرحم بوده و به هیچکسی اجازه نمیدهد بدون سختی یا فریبندگی چیزی به دست آورد.
گردون در آفتاب سلامت که را نشاندکآخر چو صبح اولش اندکبقا نکرد؟
هوش مصنوعی: آسمان چه کسی را در نور خورشید مقام والایی بخشید؟ زیرا در نهایت، حتی صبح زود نیز عمر کوتاهی دارد.
کی دیدهای دو دوست که جوزا صفت بدندکایامشان چو نعش یک از یک جدا نکرد؟
هوش مصنوعی: آیا کسی را دیدهای که دو دوست به صفت جوزا (یکسان) باشند و در تمام دوران زندگیشان، حتی در لحظههای سخت، از یکدیگر جدا نشوند، مانند دو جسد که به هم چسبیدهاند و از هم فاصله نمیگیرند؟
وقتی شنیدهام که وفا کرد روزگاردیدم به چشم خویش که در عهد ما نکرد
هوش مصنوعی: وقتی شنیدم که زمانه به وفا میکند، خودم با چشمهای خود دیدم که در دوران ما این وفا وجود نداشت.
دهر اژدهای مردمخوار است و فرخ آنکخود را نوالهٔ دم این اژدها نکرد
هوش مصنوعی: دنیا مانند اژدهایی است که مردم را به ستم و نابودی میکشاند و فقط کسی در امان است که خود را قربانی این اژدها نکند.
بس کس که اوفتاد در این غرقهگاه غمچشم خلاص داشت سفینهش وفا نکرد
هوش مصنوعی: بسیاری هستند که در این دریای غم فرو افتادهاند و تنها امیدشان به قایق نجاتی بود که وفا نکرد و آنها را نجات نداد.
آن مهره دیدهای تو که در ششدر اوفتادهرگه که خواست رفت حریفش رها نکرد
هوش مصنوعی: آن نگینی که تو در چشمت دیدی، همیشه هنگامی که به ششدر بیفتد، هر بار که بخواهد، حریفش را رها نمیکند.
خاقانیا به چشم جهان خاک درفکنکو درد چشم جان تو را توتیا نکرد
هوش مصنوعی: ای خاقان، به چشم جهانیان، خاک بینداز، زیرا که هیچ دارویی برای درد روح تو نیافتند.