شمارهٔ ۵۸ - این قصیدهٔ را در جواب امام مجد الدین سروده و به مدح شاه اخستان پایان داده است
هوش مصنوعی: این شعر که به سبک شاعرانه سروده شده، ابراز عشق و راز و نیاز را به تصویر میکشد. شاعر با اشتیاق میخواهد از جان و تمام وجودش برای گسترش محبت و عشق نثار کند. او از نشانههای نفاق و دشمنی بیزاری دارد و میخواهد بر سر دشمنان و افراد نفاقپیشه نثار کند. شاعر همچنین به دوستی و پیوندهای انسانی اشاره میکند و میخواهد از تجربههای زندگی و دانش خود بگوید. نمادهایی از طبیعت و عشق به زیباییها در شعر دیده میشود و شاعر قصد دارد تا از هر چیزی که توانسته به دست آورد، زیبایی و محبت را بر زمین بپاشد. این شعر در نهایت، بر اهمیت عشق، صداقت و درک عمیق از زندگی تأکید دارد.
الصبوح ای دل که جان خواهم فشانددست هستی بر جهان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: ای دل، بیدار باش! زیرا که میخواهم جانم را نثار کنم و هستی را بر جهان برافشانم.
پیش مرغان سر کوی مغاندانهٔ دل رایگان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: در نزد پرندگانِ کویِ مغان، بهطور رایگان دانهای از دل خودم را گسترده و میپاشم.
دیده میپالای و گیتی خاک پایجرعههای این بر آن خواهم فشاند
هوش مصنوعی: چشمم را از نابودی دنیا پاک میکنم و بر خاک پای دنیا، قطرههای این جام را خواهد ریخت.
اشک در رقص است و ناله در سماعبر سماع و رقص جان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: در اینجا حس عمیق و روحانی ابراز شده است که نشاندهنده ارتباط عاطفی و معنوی با موسیقی و رقص است. اشک به نشانهی احساسات عمیق، و ناله به عنوان صدایی از دل درد و شادی، در حال برهمکنشاند. در واقع، بیانگر آن است که میخواهم روح و جانم را در این لحظات پرشور و خوشایند به نمایش بگذارم.
بر سر خاک از جفای آسمانخاک هم بر آسمان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر از درد و رنجی که از ظلم و ناعدالتی آسمان (سرنوشت یا قضا) متحمل شده، سخن میگوید. او قصد دارد تا نشان دهد که نه تنها در برابر بیعدالتی سکوت نخواهد کرد، بلکه به نوعی پاسخ خواهد داد و میخواهد که بر سر خاک، نمایانگر بدیها و ناعدالتیها، تلافی کند. به نوعی این بیان، نمایانگر عصبانیت و نارضایتی او از وضعیت موجود است.
دوستان چون از نفاق آگندهاندآستین بر دوستان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: دوستانی که از تقلب و دورویی باخبرند، کم کم از دیگران فاصله میگیرند و به این خاطر نمیتوانم به آنها نزدیک شوم.
دشمنان چون بر غمم بخشودهاندبر سر دشمن روان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: دشمنان وقتی که بر درد و غم من بیتوجهی کردهاند، من هم بر سر آنها با قاطعیت حمله خواهم کرد.
کیسهای کز زندگی بردوختمبر زمانه هر زمان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: کیسهای که از تجربههای زندگیام پر کردهام، در هر زمان که بخواهم میتوانم آن را بر دست زمان بریزم.
هر زری کز خاک بیزی یافتمبر سراین خاکدان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: هر دانه زری که از خاک بیابی به این خاک، میخواهم بریزم.
هر سحر خاقانی آسا بر فلکناوک آتش فشان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: هر صبحگاه، مانند خاقانی، بر آسمان تیر آتشین خواهم افکند.
این ستارهٔ دری و در دریبر همام بحرسان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من این ستارهٔ دریایی را بر همگان در این دریا میتابانم.
این زر اکسیر نفس ناطقهبر سر صدر زمان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من میخواهم این طلا را که مانند اکسیر است، بر سر صدر زمان قرار دهم.
این دو طفل نوری اندر مهد چشمبر بزرگ خردهدان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: دو کودک نورانی در گهواره هستند و من میخواهم به آنها نکات و دانشهای بیشتری بیاموزم.
این سه گنج نفس از قصر دماغبر امام انس و جان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من این سه گنج گرانبها را از قصر وجود خودم بر امام جسم و جان خواهم نثار کرد.
این چهار اجساد کان کائناتبر مراد کن فکان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: این چهار پیکر که نماد جهان هستند، بر آنچه که میخواهم و ارادهام است، خواهد ریخت.
کس چه داند کاین نثار از بهر کیستتا نگویم بر فلان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: کسی نمیداند که این فداکاری و نثار برای چه کسی است، تا زمانی که من نگوییم که آن را برای چه کسی تقدیم میکنم.
بر جلال و مجد مجد الدین خلیلدر مدحت بیکران خواهم فشاند
هوش مصنوعی: در ستایش و بزرگداشت عظمت و شکوه مجدالدین خلیل، سخنانی بیمحدودیت و پرشور خواهم گفت.
هر شکر کز لفظ او برچید سمعهم بر آن لفظ و بنان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: هر چیزی که از زبان او شیرین و خوشبو باشد، من نیز با گوش و دست خود بر آن سخن میگویم و بساختهام.
هر گهر کز کلک او دزدید طبعهم بر آن کلک و بنان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: هر گوهری که از دست قلم او به سرقت رفته، من نیز نبوغ و ذوق خود را بر آن قلم و انگشتانش نثار خواهم کرد.
داورم کی دست فرماید بریدکانچه دزدیدم همان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: داور من کیست که اجازه دهد؟ چون چیزی که دزدیدهام، همین را میخواهم بریزم.
شرع را گنج روان از کلک اوستعقل بر گنج روان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: قانون و اصول دینی همچون گنجی گرانبها از ذهن و فکر او به وجود آمده است و من میخواهم بر روی این گنج روان از عقل خود استفاده کنم.
ملک را حرز امان از رای اوستروح بر حرز امان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: پادشاه برای خود سپر و محافظی دارد که رأی و تصمیم اوست و من خواهم تلاش کرد که روح و جان خود را نیز به این سپر و حفاظت بسپارم.
گر خضر گردم بر آن غمر الرداهم ردا هم طیلسان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: اگر همچون خضر (پیامبر) شوم و در عالم زیباییها قرار بگیرم، هم درختان سبز و هم لباسهای فاخر و زیبا خواهم پوشید و به دیگران خواهم بخشید.
ور ملک باشم بر آن عیسی نفسسبحهٔ پروین نشان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: اگر پادشاه باشم، مانند عیسی (علیهالسلام) نیکی و پاکی خود را به نمایش میگذارم و زیبایی خود را همچون گردنبند ستاره پروین بر همگان نمایان میکنم.
زیر پای اسبش ار دستم رسدافسر نوشین روان خواهم نشاند
هوش مصنوعی: اگر دستم به او برسد، میخواهم تاجی زیبا بر سر اسبش بگذارم.
قحط دانش را به اعجاز ثناشمن و سلوی از لسان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من در دوران کمبود دانش، با ستایش خاص او، خواهم توانست از زبانم کلمات شیرین و دلنشینی مانند من و سلوی بروز دهم.
چون کند پروانه جان افشان به شمعمن بر او جان همچنان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: وقتی پروانه به سمت شمع من میرود و جانش را به نیاورد، من همچنان به او عشق و علاقهام را خواهم بخشید.
خود کیم من وز سگان کیست جانتا بر آن فخر جهان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من خود را میشناسم و میدانم که ارزشمندم، و در کنار سگان بیمقدار قرار نمیگیرم، زیرا من به خودم افتخار میکنم و میخواهم که این افتخار را به دنیای اطرافم نشان دهم.
ابلهم تا فضلهٔ مء الحمیمبر لب حوض جنان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من تا زمانی که دنیای پربار خود را به تماشا بگذارم، منتظرم تا بذرهای نیکویی را در کنار آبشار بهشت بکارم.
گمرهم تا بر سر بیت الحرامآب دست پیلبان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من گیج و سردرگم هستم و تا زمانی که به کعبه نرسم، آرزو دارم که آب دستم را بر زمین بریزم.
حشنیم تا ریزهٔ ریم آهنیبر سر تیغ یمان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من خوشحالم تا زمانی که بتوانم دانههای ریز فلز را بر نوک شمشیر خود بریزم.
یا نحوس کید قاطع را ز جهلبر سعود شعریان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من قصد دارم که توطئههای منفی و شوم را به خاطر نادانیام از بین ببرم و به سمت خوشبختی و سعادت گام بردارم.
یا سم گوساله و دنبال گرگبر سر طور و شبان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من میخواهم سم گوساله و دمی از گرگ را بر روی کوه بریزم و بر سر شبان بزنم.
یا کلاهی کز گیا بافد شبانبر سر تاج کیان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من میخواهم تاج و چراغ روشنایی کیان را بر سر خود احساس کنم، حتی اگر به قیمت از دست دادن کلاهم باشد که شبان از گیاهان میسازد.
یا دم الحیضی که از خرگوش ریختبر سر شیر ژیان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من قصد دارم ریختن مایعی که از خرگوش به دست آمده بر روی شیر ژیان را انجام دهم.
یا غبار لاشهٔ دیو سفیدبر سوار سیستان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: میخواهم غبار پیکر دیو سفیدی را بر سوار سیستان بریزم.
یا لعاب اژدهای حمیریبر درفش کاویان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من میخواهم که به پرچم کاویان، لعاب اژدهایی سرخ رنگ بپاشم.
اینت جهل ار فضلهٔ گوی جعلبر ند مدهامتان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: این جهل را با برکت گفتار خود، مانند باران سیاه بر شما نخواهم ریخت.
اینت کفر ار گرد نعلین یزیدبر یل خیبر ستان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من هرگز اجازه نخواهم داد که نعلین یزید، که نماد ظلم و ستم است، بر دشت خیبر بریزد.
گرچه در حلق سماکین افکنمچون کمند امتحان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: اگرچه من مثل یک کمند به دور ستارهها میاندازم، اما هدفم از این کار امتحان و آزمایش است.
ورچه پر تیر گردون بشکنمچون خدنگی از کمان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: اگرچه به چرخش آسمان تیر بزنم، اما مانند یک دارت از کمان رها خواهم شد.
لیک با تیغ یقین او سپربر سر آب گمان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: اما با تیغ یقین او، سپری بر روی آب گمان خواهم گذاشت.
پیش کلک دور باش آساش تیغبر سر خاک هوان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: از خدعه و فریب دوری کن، زیرا میخواهم در سرزمین اصلی، با قدرت و قاطعیت عمل کنم.
در حضورش لالی آرم در زباننه لالی از زبان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: وقتی در کنار او هستم، زبانم به silent است و نمیتوانم چیزی بگویم، ولی این سکوت از ناتوانی نیست، بلکه از عشق و احترام به اوست.
پیش نطقش کبم آرم از دهانخاک توبه بر دهان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: نغمههای او را مانند کبوتر به آغوش میکشم و به نشانه توبه، خاک را بر دهانش میپاشم.
بیضه چون طاوس نر خواهم گشادوز برون آشیان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: میخواهم مانند طاووس نر تخمهایی را بگشایم و آنها را از آشیان به بیرون بیندازم.
عقد نظمش کبم آرم از دهانبر سر شاه اخستان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من در این شعر میگویم که به خاطر عشق و شوقی که در دل دارم، آنچه را که در دل دارم، از زبانم به سوی شاهی که محبوب من است، میفرستم.
زیور نثرش فرو خواهم گسستبر شه صاحب قران خواهم فشاند
هوش مصنوعی: من زیور و زیبایی نثر او را برمیدارم و آن را به پادشاهی که قرآن را دارد هدیه میکنم.
بر خط دستش که هند و چین در اوستهفت گنج شایگان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: دست او را که نماد زیبایی و هنر است، مانند سرزمینهای هند و چین میدانم و آرزو دارم که بر آن، ثروتهای بسیاری بریزم.
چون به هندوچین او دستم رسددست بر چیپال و خان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: وقتی به هندوچین برسم، دستم را بر روی شوخی و مزاح میزنم و خواهم خندید.
بر سه تشریفش که خواندم یک به یکهر دو ساعت چارکان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: برای او سه بار مراسم برگزاری را انجام دادم و هر دو ساعت، چهار مقاله را ارائه خواهم داد.
هست هر سه چار خوان و هشت خلدمن سه جان بر چار خوان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: هر سه چهارده نوع نعمت و هشت بهشت وجود دارد، و من سه جان را بر چهار سفره دارم که خواهم نهاد.
چون از آن خوان لقمهای خواهم چشیدبر سگ کهف استخوان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: وقتی بخواهم از آن سفره لقمهای بردارم، بر سگی که در غار است استخوانی خواهم انداخت.
باد چون جان جاودان عمرش که منجان بر او هم جاودان خواهم فشاند
هوش مصنوعی: باد به مانند زندگی ابدی است و من نیز میخواهم عمرم را به او تقدیم کنم.