شمارهٔ ۸۰ - مطلع دوم
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیباییها و تحولات طبیعت و قدرت سلطنت و پیروزی بر دشمنان میپردازد. در اشعار، نمادهایی از نوروز، زیبایی، جنگ و پیروزی وجود دارد. شاعر از نوروز به عنوان نمادی از تحول و شکوفایی یاد میکند که تغییر فصول و آمدن بهار را نمادین میسازد. همچنین، از سلاحها و قدرتهای تاریخی شخصیتهایی مانند کیخسرو و علی سخن میگوید و به ظفر اراده و قهرمانانه آنها اشاره میکند. شعر به گونه ای است که احساس امیدواری و جهان بینی مثبتی را منتقل میکند و بر توانمندی و شجاعت در مواجهه با چالشها تاکید دارد. در نهایت، شاعر به مفهوم عدالت و پیروزی نهایی بر خصمان اشاره میکند.
نوروز برقع از رخ زیبا برافکندبر گستوان به دلدل شهبا برافکند
هوش مصنوعی: در نوروز، حجاب زیبایی را از چهره میگذارد و بر سطح زمین، زیبایی را میپراکند.
سلطان یک سوارهٔ گردون به جنگ دیبر چرمه تنگ بندد و هرا برافکند
هوش مصنوعی: سلطان در حالی که سوار بر اسب است، به جنگ دی میرود و با ضربهای بر چرم تنگ، هراس را از میان برمیدارد.
بابیست و یک و شاق ز سقلاب ترکواربر راه دی کمین به مفاجا برافکند
هوش مصنوعی: مردی با چهرهای خشن و موطلایی، در راهی پنهان شده و به ناگاه بر دیگران هجوم میآورد.
از دلو یوسفی بجهد آفتاب و چشمبر حوت یونسی به تماشا برافکند
هوش مصنوعی: نور خورشید از دل چاهی که یوسف در آن افتاده بود، میتابد و چشمش را به تماشای ماهی بزرگ و جالبی میدوزد.
ماهی نهنگوار به حلقش فرو بردچون یونسش دوباره به صحرا برافکند
هوش مصنوعی: ماهی بزرگی به درون حلق یونس فرورفت و سپس او را دوباره به صحرا برگرداند.
چشمه به ماهی آید و چون پشت ماهیانزیور به روی مرکز غبرا برافکند
هوش مصنوعی: چشمه به ماهی نزدیک میشود و بهگونهای که زیور بر روی بردی از چهرهای زیبا میافتد.
آن آتشین صلیب در آن خانهٔ مسیحبر خاک مرده باد مسیحا برافکند
هوش مصنوعی: آن صلیب آتشین در خانه مسیح، بر زمین افتاد و مسیح را به یاد مرگش انداخت.
آن مطبخی باغ نهد چشم بر برههمچون بره که چشم به مرغی برافکند
هوش مصنوعی: چشم آن آشپز مانند برهای است که به مرغی خیره شده است.
از پشت کوه چادر احرام برکشدبر کتف ابر، جادر ترسا برافکند
هوش مصنوعی: از بین کوهها، چادر احرام همچون لباس مقدسی بر دوش ابر میافتد و در عین حال، پوشش نازک یک زاهد نیز کنار گذاشته میشود.
چون باد زند نیجی کهسار برکشدبرخاک و خاره سندس و خارا برافکند
هوش مصنوعی: مانند بادی که از کوهها میوزد و خاک و علفهای نرم و سخت را به هوا میافکند و در اطراف پخش میکند.
مغز هوا ز فضلهٔ دی در زکام بودابرش طلی به وجه مداوا برافکند
هوش مصنوعی: هوای سرمازدهٔ دیماه از آلودگیها پر بود، اما ابرها با بارش خود به نوعی درمان این وضعیت کمک کردند.
گر شب گذار داد به بزغاله روز راتا هر چه داشت قاعده عذرا برافکند
هوش مصنوعی: اگر شب به بزغاله فرصتی بدهد تا روز را تجربه کند، در این صورت او تمام آنچه را که آموخته و قواعدش را فراموش خواهد کرد.
شب را ز گوسفند نهد دنبه افتابتا کاهش دقش به مدارا برافکند
هوش مصنوعی: شب، گوسفند را به آن شکل میسازد که چربیاش را به زیر آفتاب بیاورد تا با نرمش و مدارا، فشار و تنش را کاهش دهد.
در پردهٔ خماهنی ابر سکاهنیرنگ خضاب بر سر دنیا برافکند
هوش مصنوعی: ابرهای تیره و سنگین به مانند پردهای، رنگ سبز (خضاب) را بر روی زمین و دنیا پاشیدهاند.
قوس قزح به کاغذ شامی به شامگاهاز هفت رنگ بین که چه طغرا برافکند
هوش مصنوعی: رنگینکمان مانند کاغذی زیبا در غروب آفتاب با هفت رنگ خود جلوهگری میکند و زیبایی بینظیری را به نمایش میگذارد.
روز از برای ثقل کشی موکب بهارپالان به توسن استر گرما برافکند
هوش مصنوعی: روز برای جابجایی و کمرنگ کردن بار سنگین بهار، مانند پالانی بر پشت اسب، حرارت و گرما را آزاد میکند.
روز از کمین خود چو سکندر کشد کمانبر خیل شب هزیمت دارا برافکند
هوش مصنوعی: زمانی که صبح از پشت پرده شب بیرون میآید، مانند سکندر که کمان خود را به سمت دشمن میگیرد، شب را به عقب میزند و آن را شکست میدهد.
روز ارنه عکس تیغ ملک بوالمظفر استپس چون کمین به لشکر اعدا برافکند
هوش مصنوعی: اگر روزی جلوهای از قدرت و شکوه پادشاهی بوالمظفر نباشد، پس چگونه است که در کمین دشمنانش نقشه میکشد؟
روز ارنه تیغ خسرو مازندران شده استچون بشکند نهال ستم یا برافکند
هوش مصنوعی: اگر روزی تیغ پادشاه مازندران به زمین بیفتد، این نشانهای است که ظلم و ستم از ریشه کنده خواهد شد.
اعظم سپهبد آنکه کشد تیغ زهر فامزهره ز شیر شرزه به هیجا برافکند
هوش مصنوعی: بزرگترین سردار کسانی است که شمشیر زهرآگین خود را از قلب شیر قویپنجهای به زمین بیندازد.
کیخسرو هدی که غلامانش را خراجطمغاج خان به تبت و یغما برافکند
هوش مصنوعی: کیخسرو، هدایتی دارد که غلامانش را نادیده گرفته و خراج طمغاج خان را به تبت و یغما فرستاده است.
حمل خزانهاش به سمرقند برنهدنزل ستانهاش به بخارا برافکند
هوش مصنوعی: او گنجهای خود را به سمرقند میبرد و تواناییهایش را به بخارا نشان میدهد.
تا بس نه دیر والی شام و شه یمنباجش به مصر و ساو به صنعا برافکند
هوش مصنوعی: زمانی که والی شام و شاه یمن باج خود را به مصر و ساو و صنعا تقدیم کند، دیگر نمیگویند که دیر شده است.
ملک عجم به کوشش دولت بپروردنام عرب به بخشش نعما برافکند
هوش مصنوعی: پادشاه عجم با تلاش دولت خود، نام عرب را با لطف و بخشش نعمتها جلا داد.
چون ز آب خضر جام سکندر کشد به بزمگنج سکندر از پی یقما برافکند
هوش مصنوعی: وقتی که از آب خضر، جامی به دست سکندر برسد، او در جشن و میهمانی گنج سکندر، به دنبال گنجی که دزدیده شده، میرود و آن را پراکنده میکند.
بدر سماک نیزه که بر قلب مملکتاکسیرها ز سعد موفا برافکند
هوش مصنوعی: بدر سماک نماد و نشانهای است که به صورت نیرو و تأثیرگذاری بر قلب کشور، خوشاقبالی و موفقیت را همچون نوشدارویی میباراند.
ز آن رمح مارسان ز دم کژدم فلکبیرون کند گروه به زبانا برافکند
هوش مصنوعی: به خاطر سختیها و مشکلات زندگی، مانند نیش مار و کژدم، نباید ناامید شد. بلکه باید به دنبال راهی برای غلبه بر آنها و ارائه راهحلهایی برای مشکلات بود.
پشت کمان و تیر چلیپا کند به رزمتا اسم روم و رسم چلیپا برافکند
هوش مصنوعی: کمان و تیر آماده شدهاند تا در نبرد ایستادگی کنند و این کار باعث میشود نام و نشان چلیپا (که نمادی از شجاعت و استقامت است) در میدان جنگ به نمایش گذاشته شود.
شمشیر نصرت الدین چون پر جبرئیلخسف سبا به کشور اعدا برافکند
هوش مصنوعی: شمشیر نصرت الدین مانند پر جبرئیل است که سرزمین دشمنان را زیر و زبر کرده و آنجا را غرق در شکست و ناامیدی میکند.
بخت کیالواشیر از نه فلک گذشتسایه به هشت جنت ماوا برافکند
هوش مصنوعی: بخت کیالواشیر از نه آسمان گذشت و سایهاش را به هشت بهشت افکند.
نه حرف نام اوست به ده نوع حرز روحتا نقش آن، به عرض معلی برافکند
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نام او در دل انواع شگفتیها و حفاظتها قرار دارد، بهطوری که اثر آن به زیبایی و شکوه خاصی در نظر میآید.
ز اشکال تیغ او قلم تیز هندسیبر سطح ماه خط معما برافکند
هوش مصنوعی: تیغ او به مانند یک قلم تیز، خطوطی معماگونه بر روی سطح ماه رسم کرده است.
ترتیب قوقهٔ کله بندگانش راسترنگی که افتاب بخارا برافکند
هوش مصنوعی: بندگانی که به خوبی منظم شدهاند، رنگ و زیبایی دارند که همچون نور خورشید در بخارا میدرخشد.
هر شب برای طرف کمرهای خادمانشدریای چرخ لؤلؤ لالا برافکند
هوش مصنوعی: هر شب دریای زیبای چرخ لؤلؤ برای کمرهای خادمانش درخشان میشود و زیبایی خاصی را به نمایش میگذارد.
هر سال مه سیاه شود بر امید آنکروزیش نام خادم و لالا برافکند
هوش مصنوعی: هر سال با فرا رسیدن فصل سرد، امید برای بهبود زندگی کاهش مییابد و نام افرادی که در خدمت انسانها هستند، یادآوری میشود.
آقسنقری است روز و قراسنقری است شببر هر دو نام بنده و مولا برافکند
هوش مصنوعی: روزها آقسنقری و شبها قراسنقری است؛ در هر دو زمان نام بنده و مولا بر سر زبانهاست.
آبای علویند کمر دار و این خلفراضی بدان که سایه به آبا برافکند
هوش مصنوعی: پدران علوی بهدنبال قدرت و مدافع آن هستند و فرزند راضی بداند که سایه بزرگان بر آنها وجود دارد.
مشفق پدر، مرید پسر به بود که نخلبر تن کمر به خدمت خرما برافکند
هوش مصنوعی: پدر مهربان، بهتر است که به پسر خود محبت و حمایت کند، چرا که مانند نخل میماند که بر روی کمرش، میوههای خوشمزهای میآفریند.
گر بهر عزم کیان بر عراق و پارسظل همای رایت علیا برافکند
هوش مصنوعی: اگر برای استحکام و قدرت سرزمینها، سایه پرچم بلند علی را بر عراق و پارس بگسترانیم.
در گوش گوشوار سمعنا کشد عراقبر دوش طیلسان اطعنا برافکند
هوش مصنوعی: در گوشهی گوشوارهی ما صدای عراقیان میپیچد و در حالی که طلیسای اطاعت بر دوش خود دارند، آن را به دوش میاندازند.
فتح آن چنان کند ید بیضای عسکرشکاسیب آن به عسکر و بیضا برافکند
هوش مصنوعی: پیروزی آنچنان بزرگ و کمنظیر است که دستان قدرت او دشمنان را به خاک میزند و به خوبی در میدان نبرد خود را نشان میدهد.
ور بر فلک سوار برآید جو مصطفیزین بر براق رفعت والا برافکند
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند پیامبر بر آسمان سوار شود، بر اسبی که نماد بلندی و عظمت است، به اوج عرش الهی خواهد رسید.
مهماز او به پهلوی سرطان کند گذارگر همتش لگام به جوزا برافکند
هوش مصنوعی: ماه از کنار برج سرطان عبور میکند؛ حتی اگر ارادهاش را بر هم بزند و به برج جوزا برسد.
آنکه از جناب شاه به جنت برد نشانرشک گران به جنت ماوی برافکند
هوش مصنوعی: کسی که به واسطه لطف و مرحمت شاه به بهشت راه یافته، حسادت دیگران را برانگیخته و از این رو در بهشت آرامش و سکون یافته است.
شیر فلک به گاو زمین رخت برنهدگر بر فلک نظر به معادا برافکند
هوش مصنوعی: اگر ستارههای آسمان به زمین توجه کنند، میتوانند قدرت خود را بر گاو زمین بیفزایند و او را از جایی که هست دور کنند.
گر نه بقای شاه حمایت کند، فنابیخ نژاد آدم و حوا برافکند
هوش مصنوعی: اگر حمایت شاه باقی نماند، نابودی ریشههای آدم و حوا را به دنبال خواهد داشت.
در مجمعی که شاه و دگر خسروان بونداو کل بود که سهم بر اجزا برافکند
هوش مصنوعی: در جمعی که پادشاهان و بزرگانی دیگر حضور دارند، او به تنهایی نقش و سهم مهمی دارد که بر دیگران تقسیم میشود.
آری که افتاب مجرد به یک شعاعبیخ کواکب شب یلدا برافکند
هوش مصنوعی: آری، خورشید تنها با یک پرتو، تاریکی شب یلدا را روشن میکند و ستارهها را تحت تأثیر قرار میدهد.
روح القدس بشیبد اگر بکر همتشپرده در این سراچهٔ اشیا برافکند
هوش مصنوعی: اگر روح القدس بر کسی نازل شود و ارادهی او در دلش چراغی افروزد، میتواند پردههای آشکار و پنهان این دنیای مادی را کنار بزند.
نشگفت اگر ز هوش شود موسی آن زمانکایزد به طور نور تجلی برافکند
هوش مصنوعی: در آن زمان که خداوند به شکل نور خود تجلی میکند، جای تعجب نیست اگر موسی از شدت شگفتی به ازدستدادن هوش دچار شود.
نظارگان مصر ببرند دست از آنکیوسف نقاب طلعت غرا برافکند
هوش مصنوعی: ناظران و تماشاگران مصری از آنچه میبینند، دست بردارند؛ زیرا یوسف چهره زیبای خود را نمایان کرده است.
از خلق یوسفیش به پیرانه سر جهانپیرایهٔ جمال زلیخا برافکند
هوش مصنوعی: از زیبایی یوسف، زلیخا در سن پیری هم زیبایی و جذابیت خود را حفظ کرده و به حیات خود ادامه میدهد.
صخره برآورد سر رفعت چو مصطفیشکل قدم به صخرهٔ صما برافکند
هوش مصنوعی: کوهی سر بلند مانند پیامبر، قدم به صخرهای بلند نهاد و آن را زیر پا گذاشت.
بس دوزخی است خصمش از آن سرخ رو شده استکآتش به زر ناسره گونا برافکند
هوش مصنوعی: بسیاری از دشمنانش به خاطر چهرهی سرخشان، نشان از جهنمی بودن دارند، زیرا آتش به طلای بیارزش رنگ و رویی متفاوت میدهد.
چه خصم بر نواحی ملکش کند گذرچه خوک دم به مسجد اقصی برافکند
هوش مصنوعی: وقتی دشمنی به سرزمینش وارد میشود، مثل خوکی است که در مسجد اقصی کثیفکاری میکند.
از تاختن عدو به دیارش چه بد کند؟یا بولهب چه وهن به طاها برافکند؟
هوش مصنوعی: از حمله دشمن به سرزمینش چه آسیبی به او میرسد؟ یا اینکه ابولهب چه بیاحترامی به پیامبر طاها میتواند وارد کند؟
نقصی به کاسهٔ زر پرویز کی رسدز آن خرمگس که سایه به سکبا برافکند
هوش مصنوعی: نقصی به کاسهٔ زر پرویز کی رسد یعنی به سادگی نمیتوان بر کیفیت و ارزش چیزی که باارزش و باکیفیت است، خدشهای وارد کرد. در واقع، اشاره به این دارد که اشیای نفیس مانند کاسه زر پرویز از تأثیرات ناچیز و بیاهمیت مانند سایهپروژهای کوچک در امان هستند. این نشان میدهد که چیزهای بزرگ و ارزشمند تحت تأثیر مسایل کوچک قرار نمیگیرند.
گردون به خصم او چه کلاه مهی دهدکس دیو را چه زیور حورا برافکند
هوش مصنوعی: آسمان به دشمن او چه هدیهای میدهد؟ دیو چه زینتی را به حوری میدهد؟
مدبر بزاد خصمش و گوید که مقبلمبر خود چنین لقب بچه یارا برافکند
هوش مصنوعی: مدبر به دنیا آمد و دشمنش را به عنوان کسی که باید در برابرش قرار گیرد، معرفی کرد و گفت که به خاطر خود چنین عنوانی را برای دوستش به کار برد.
نه دمنه چون اسد نه در منه نام چو سنبله استهر چند نام بیهده کانا برافکند
هوش مصنوعی: نه دمنه مانند شیر است و نه در میان آن نامی مانند سنبله وجود دارد؛ هر چند نامهای بیفایدهای هستند که مانند کانا به زمین میافتند.
دستش به نیزهای که علی الروس اژدهاستاقلیم روس را به تعدا برافکند
هوش مصنوعی: او با نیرومندی و شجاعت، دشمنان را مثل اژدها یکی پس از دیگری از پای در میآورد و سرزمین روس را با قدرت و پیروزی فتح میکند.
از نام شاه و نام بداندیش او فلکبر لوح بخت خط معما برافکند
هوش مصنوعی: به خاطر نام شاه و نیز نام دشمن او، آسمان بر تقدیر و سرنوشت، نشانههای پیچیده و سختی را به ثبت رساند.
ز آن نام فر بدین سر مسعود بر نهدزان نام اخ بدان دل دروا برافکند
هوش مصنوعی: از آن نام نیک، مسعود به سرنوشتش توجه میکند و از آن نام بد، دلش به درد میآید و ناراحت میشود.
هر شیر خواره را نرساند به هفت خواننام سفندیار که ماما برافکند
هوش مصنوعی: هر کودک یا نوجوانی به آسانی و بدون تلاش زیاد نمیتواند به موفقیتهای بزرگ دست یابد؛ مانند داستان سفندیار که برای رسیدن به مقام و شهرت، چالشهای زیادی را باید پشت سر بگذارد.
شاها طراز خطبهٔ دولت به نام توستنام آن بود که دولت برنا برافکند
هوش مصنوعی: ای شاه، الگوی سخنرانی و بیان قدرت به نام توست و نام این کشور و سلطنت به همین نام است که باعث رستاخیز و پیشرفت نوین این دولت شده است.
اسم بلند هم به بلند اختری دهدچون روزگار قرعهٔ اسما برافکند
هوش مصنوعی: نام بزرگ به مانند ستارهای درخشان است، زیرا وقتی زمان، نامها را به قرعه میاندازد، هر کس که شایسته باشد، برگزیده میشود.
دست تو شمس و خطی تو خط استواستکاقلیم شرک را به تعزا برافکند
هوش مصنوعی: دست تو مانند خورشید است و نوشتهات مانند خط استوایی است که ظلمات کفر و شرک را کنار میزند و آن را از میان برمیدارد.
آری به نای جادوی فرعونی از جهانثعبان اسود و ید بیضا برافکند
هوش مصنوعی: بله، با قدرت و تأثیری که دارد، مانند نایی جادویی، میتواند از دنیای تاریک و خطرناک عبور کند و معجزهای بزرگ را به وقوع بگذارد.
گفتم که افتاب کفی، سهوم اوفتادسهم تو سهو بر دل دانا برافکند
هوش مصنوعی: گفتم که خورشید تو نسبت به من ارزشمندی، اما قسمت تو به اشتباه بر دل آگاهان تاثیر گذاشت.
خود آفتاب پیش سخای تو سائلی استکش لرز شرم وقت تقاضا برافکند
هوش مصنوعی: آفتاب خود از روی دلسوزی و درخواست، در برابر بخشندگی تو خجالت میکشد و چون برای درخواست به تو نزدیک میشود، به خاطر شرم خود میلرزد و سرش را پایین میاندازد.
دارم نیاز جنت بزم تو لاجرمعم دوزخی بر این دل دروا برافکند
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق به میهمانی تو، بیوقفه در معرض درد و رنج قرار میگیرم و این دل عذابکشیدهام را به آتش دوزخی دچار کردهام.
زی چشمهٔ حیات رسم خضروار اگرچشمم نظر به مجلس اعلی برافکند
هوش مصنوعی: اگر چشمم به چشمهٔ زندگی نگاه کند، همچون سبز و شکوفا میشود و به محفل اعلی نظر میافکند.
حربا منم تو قرصهٔ شمسی، روا بودگر قرص شمس نور به حربا برافکند
هوش مصنوعی: من مانند ماهی قنات هستم، و اگر خورشید نورش را بر من افکند، این برای من طبیعی و پذیرفتنی است.
زرد است روی آزم و خوش ذوق خاطرمچون زعفران که رنگ به حلوا برافکند
هوش مصنوعی: صورت آزم به مانند زعفران زرد است و خوش سلیقه بودن خاطرم همانند زعفرانی است که رنگش را به حلوا میپاشد.
آزاده بندگیت رها چون کند چو دیوکو خرمن بهشت به نکبا برافکند
هوش مصنوعی: آزادی کسی که اهل بندگی نیست، به سادگی ممکن میشود، مانند دیوی که خوشبختی و نعمتهای دنیا را نابود میکند.
کس خدمتت گذارد یا خود به قحط سالاز حلق کس نوالهٔ حلوا برافکند
هوش مصنوعی: کسی برای تو خدمت نمیکند و در سال قحطی، هیچکس نمیتواند از حلقوم دیگران لقمهای حلوا به تو بدهد.
ملک عجم چو طعمهٔ ترکان اعجمی استعاقل کجا بساط تمنا برافکند
هوش مصنوعی: وقتی که ملل غیرعربی به دست ترکان مغلوب میشوند، انسانهای عاقل نباید به آرزوهای خود پرداخته و از آن بساط برچینند.
تن گرچه سو و اکمک از ایشان طلب کندکی مهر شه به آتسز و بغرا برافکند
هوش مصنوعی: اگر بدن انسان از آنها (دوست و دشمن) چیزی بخواهد، محبت و عشق شاه بر آتش و غم غلبه میکند.
زال ار چه موی چون پر زاع آرزو کندبر زاغ کی محبت عنقا برافکند
هوش مصنوعی: اگر زال (پدر رستم) با وجود داشتن موی سپید و سن و سال بالا، خواهان شوق و آرزویی پرشور باشد، ولی در برابر زاغ (پرندهای سیاه و بینوا) عشق و محبت را از دست ندهد، نشاندهنده آن است که احساسات والای انسانیاش نمیتواند به سادگی تحت تأثیر ظواهر و شرایط نادان بگیرد.
یعقوب هم به دیدهٔ معنی بود ضریرگر مهر یوسفی به یهودا برافکند
هوش مصنوعی: یعقوب نیز مانند یک نابینا به حقیقت مینگریست. اگر مهر و محبت یوسف به یهودا افکنده میشد، او هم درک میکرد.
بهرام ننگرد به براهام چون نظربر خان و خوان لنبک سقا برافکند
هوش مصنوعی: بهرام به راه خود نمینگرد و توجهی به مسیرش ندارد، همانطور که وقتی به سفره و مهمانی نگاه میکند، هیچ توجهی به زحمت سقا نمیکند و او را نادیده میگیرد.
آن کش غرض ز بادیه بیت الحرم بودکی چشم دل به حله و احیا برافکند
هوش مصنوعی: وقتی هدف و مقصود از سفر به بیابان، رسیدن به کعبه و حرم الهی باشد، دل به دیدن زیباییها و تجلیات الهی پر میکشد و از دنیا و زینتهای آن غافل میشود.
آن کس که یافت طوبی و طرف ریاض خلدطرفه بود که چشم به طرفا برافکند
هوش مصنوعی: کسی که در بهشت به درخت طوبی و باغهای زیبا دست پیدا کرده، بسیار خوشبخت و شایسته است که نگاهش به سوی آن زیباییها میافتد.
این شعر هر که بشنود از شاعران عصرزهره ز رشک صاحب انشا برافکند
هوش مصنوعی: این شعر هر کسی را که بشنود، باعث خواهد شد که شاعران زمانهاش به خاطر استعداد و هنرش حسرت بخورند و خود را حقیر احساس کنند.
کو عنصری که بشنود این شعر آبدارتا خاک بر دهان مجارا برافکند
هوش مصنوعی: آیا شخصی هست که این شعر شیرین و تاثیرگذار را بشنود و به دیگران بیفهماند که چه ذوق و حسی در آن نهفته است؟
چندان بمان که ماه نو آید عیان ز شرقوز سوی غرب صبح تلالا برافکند
هوش مصنوعی: مدتی بمان تا ماه نو به وضوح از سمت شرق ظاهر شود و صبحگاهان نور خود را از سمت غرب پخش کند.
بادت سعادت ابد و با تو بخت رامهری که جان سعد به اسما برافکند
هوش مصنوعی: ای باد، تو همیشه مایه خوشبختی باش و با خود خوشبختی را به همراه بیاور، که جان سعد با نامهای زیبا و دلکش خود، خوشبختی را به جهانیان عرضه کرده است.
بخت تو خواب دیدهٔ بیدار تا ز امنبر چشم فتنه خواب مهنا برافکند
هوش مصنوعی: سرنوشت تو در انتظار بیداری است تا در سایهای از آرامش، در برابر خطرات و مشکلات، خود را نمایان کند و امید را بگستراند.
تو شاد خوار عافیتی تا وبای غمطاعون به طاعن حسد آوا برافکند
هوش مصنوعی: شما در سلامت و شادی هستید تا زمانی که بیماریهای غم و حسد بر زندگیتان سایه نیندازد.
عدل تو آن طراز که بر آستین ملکهر روز نو طراز مثنا بر افکند
هوش مصنوعی: عدل تو به قدری زیبا و برجسته است که هر روز به مانند لباس نو و تازهای بر آستین پادشاه در میآید.
خصمان اسیر قهر تو تا هم به دست قهربنیادشان خدای تعالی برافکند
هوش مصنوعی: دشمنان همواره در تسلط خشم تو هستند تا زمانی که خشم پروردگار بزرگشان را به زانو درآورد.