شمارهٔ ۱۰۸ - مطلع دوم
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به تجلی زیبایی و عشق اشاره دارد. صبح زود، محبوب با چهرهای زیبا و درخشان وارد میشود و آغوشی گرم برای معشوقهاش میگشاید. او از عشق و لذتهای زندگی صحبت میکند و بر این باور است که باید از شادیهای زندگی نهایت بهره را برد و از غم دوری جست. شاعر از باده و شراب به عنوان دارویی برای غم یاد میکند و تأکید دارد که نوشیدن این بادهها میتواند آدمی را از درد و رنج رهایی بخشد. همچنین به عظمت و شکوه حاکمان و نقش آنها در زندگی مردم اشاره میشود، در حالی که بر لزوم شاد بودن و شعف در زندگی تأکید دارد.
بهر صبوح از درم مست در آمد نگارغالیه برده پگاه بر گل سوری بکار
هوش مصنوعی: مردی در حال نوشیدن باده، معشوقهاش را میبیند که در صبح زود با عطر خوشش به سوی او میآید و به زیبایی بر روی گل سرخ نشسته است.
بسته من اسب ندم پس بگه صبح دمکرد زبان عذرخواه آن بت سیمین عذار
هوش مصنوعی: من به سمت تو نیامدم که صبح با آمدن روز از تو عذرخواهی کنم ای معشوق با چهره نقرهای.
بلبله برداشت زود کرد پس آنگه سلامگفت بود سه شراب داروی درد خمار
هوش مصنوعی: بلبل به سرعت متوجه شد و بعد از آن سلام کرد. او سه جام شراب را که داروی درد و ناامیدی بود، پیشکش کرد.
جام ز عشق لبش خنده زنان شد چو گلوز لب خندان او بلبله بگریست زار
هوش مصنوعی: لیوانی که پر از عشق است، از لبخند او شاد و خندان شده، همچون گلی درخشان. اما از لب خندان او، بلبل به طور غمناک و زار، به گریه افتاده است.
چون سه قدح کرد نوش درج گهر برگشادقند فشان شد ز لب آن صنم قندهار
هوش مصنوعی: هنگامی که سه فنجان نوشیدنی را سرکشید، دندانهای زیبا و درخشانش نمایان شد. از لبان آن معشوقهای که از قندهار است، شیرینی و نرمی افشانده شد.
بلبل نطقش به ناز غنچهٔ لب کرد بازگشت ز مل عارضش همچون گل کامکار
هوش مصنوعی: بلبل با نرمی و لطافت از لبهای غنچهای نغمه سر میدهد و در بازگشت، زیبایی چهرهاش را به یاد میآورد، مانند گل که خوشبو و دلرباست.
گفت مخور غم بیا باده خور از بهر آنکغم نخورد هر که را هست چو من غمگسار
هوش مصنوعی: نگران نباش و با من مشروبات بنوش، زیرا هرکس که مانند من، دلش از غم پُر است، دیگر غمی ندارد.
زین می خوش همچو من نوش کن ای خوش سخناز سر رنج و حزن خیز و برآور دمار
هوش مصنوعی: از این شراب دلانگیز مانند من بنوش! ای سخنور نیکو، از دل اندوه و ناراحتی به پا خیز و همه چیز را به هم بریز!
خاصه که مهر سپهر گوشهٔ خوشه گذاشتو آتش گردون گرفت پله لیل و نهار
هوش مصنوعی: به ویژه این که خورشید در گوشهٔ خوشهای جا خوش کرده و آتش آسمان بر اثر تغییرات زمان، به شب و روز برخورد کرده است.
کعب پیاله بگیر قد قنینه بپیچگوش چغانه بمال، سینهٔ بربط بخار
هوش مصنوعی: کاسهای بگیر و مانند قدی بلند، آن را به سمت خود بکش. گوشهایت را با لذت نوازش کن و صدای دلنشینی از ساز بربط به گوش برسان.
بعد سه رطل گران مدح وزیر جهانگفت که خاقانیا یاد چه داری بیار
هوش مصنوعی: بعد از اینکه سه رطل سنگین دربارهی وزیر مدح و ستایش کرد، جهان گفت که ای خاقان، چه چیزی را به یاد میآوری؟
خواجه و دستور شاه داور ملک و سپاهدین عرب را پناه ملک عجم را فخار
هوش مصنوعی: شیخ و فرمانده شاه، حامی ملت و جنگجویان دین عرب است و همچنین مایه افتخار ملت عجم.