شمارهٔ ۱۱۲ - در پند و اندرز و ستایش رکن الدین مفتی خوی و رکن الدین عالم ری و تاج الدین رازی ابن امین الدین
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حالات و احساسات نشأت گرفته از می و باده پرداخته و به عواطف انسانی و زندگی روزمره اشاره میکند. شاعر از زیباییها و لذتهای زندگی، محبت و دوستی سخن میگوید و در عین حال به مسائل عمیقتری از جمله غمها و دشواریها نیز پرداخته است. او میگوید که زندگی سرشار از شادی و غم است و با وجود لذتهایی که میتوان از زندگی برد، هر شادی به نوعی با غم همراه است.
شاعر همچنین به آداب میگساری و نکات مرتبط با آن میپردازد و به تاثیرات می بر فکر و روح آدمی اشاره میکند. او با ذکر داستانهای مختلف و تمثیلها، در نهایت به اهمیت شناخت خود و دنیا و دوری از خیالات پوچ میپردازد و به حقیقت وجودی انسان و ارتباط آن با لذات و ناپایداریهای زندگی اشاره دارد.
بهطور کلی، شعر نمایانگر تعادل میان لذت و درد، عقل و جنون، و درک عمیق از زندگی است.
الصبوح الصبوح کامد کارالنثار النثار کامد یار
هوش مصنوعی: صبح، صبح، همگی در حال خاموشی و سکوت هستند، مانند تو که در خاموشی و سکوت به یاد محبوبم هستم.
کاری از روشنی چو آب خزانیاری از خرمی چو باد بهار
هوش مصنوعی: کاری که در روشنی انجام میشود مانند آب خزان است، و یاری که به ما میرسد شبیه به خوشی و نشاط باد بهار است.
چرخ بر کار و یار ما به صبوحمیکند لعبتان دیده نثار
هوش مصنوعی: زندگی ما با چرخ و فلک در حال گذر است و یار ما در صبح، به دلشکستگی بازی میکند و عشقش را نثار میکند.
جام فرعونی اندرآر که صبحدست موسی برآرد از کهسار
هوش مصنوعی: کاسهای از شراب بیاور که صبح، دست موسی از کوه بیرون میآید.
در سفال خم آتشی است که هستعقل حراق او و روح شرار
هوش مصنوعی: درون سفال، آتشی وجود دارد که عقل مانند شعلهای در آن میسوزد و روح به عنوان انرژی تند و شعلهور به آن کمک میکند.
در کف از جام خنگ بت بنگربر رخ از باده سرخ بت بنگار
هوش مصنوعی: به این فکر کن که در دستانت جامی از نوشیدنی قرار دارد و به چهرهٔ معشوقی خیره شو که بر اثر نوشیدنی قرمز به زیباییاش افزوده شده است.
خاصه کایام بست پردهٔ کامخاصه دوران گشاد رشتهٔ کار
هوش مصنوعی: خصوصاً زمانی که پردهٔ آرزو بسته شده و در آن دوران، رشتهٔ کارها گشوده میشود.
مرغ دل یافت دانهٔ سلوتبرق می سوخت کشتهٔ تیمار
هوش مصنوعی: پرندهٔ دل، دانهٔ آرامش را پیدا کرد و در این حال، عشقش مانند آتشی روشن به درخشیدن ادامه میدهد.
بار مشک است و زعفران در جامپس خط جام چون خط طیار
هوش مصنوعی: جام پر از مشک و زعفران است، پس خطی که بر دور جام است، مانند خط پرندهای است که در حال پرواز است.
کو تذوران بزم و کوثر جامکز سمن زار بشکفد گل زار
هوش مصنوعی: کجاست آن مهمانی که جام کوثر در آن سرو میزند و از باغ سمن، گلهای زیبا میشکفد؟
این این الکؤس والا قداحاین این الشموس و الاقمار
هوش مصنوعی: این جمله به زیبایی اشاره دارد به جامها و میخوارگی، و همچنین به خورشیدها و ماهها. به نوعی میتوان گفت که صحبت از شگفتیها و لذتهای زندگی است که با زیبایی طبیعی و نوشیدنیهای خوشمزه در ارتباط است.
به مغان آی تا مرا بینیکه ز حبل المتین کنم زنار
هوش مصنوعی: به میپرستان ملحق شو تا مرا ببینی که با قدرت و استحکام به زندگیام سامان میدهم.
عقل اگر دم زند به دست میشچون زره بر دهان زنم مسمار
هوش مصنوعی: اگر عقل من حرفی بزند، مثل این است که زرهای به دهان گاو بگذارم تا نتواند صحبت کند.
خوانچه کن سنت مغان میآروز بلورین رکاب میبگسار
هوش مصنوعی: سفرهای مانند مغها بیانداز و از جام بلورین بنوش.
عجب است این رکاب و میگوییکآمد از ماه نو شفق دیدار
هوش مصنوعی: این رکاب چه عجیبی است و تو میگویی که از ماه نو آمده است، مانند شفق که به دیدار میآید.
میکشد عقل را به زیر رکابچون رکاب گران کشند احرار
هوش مصنوعی: عقل را به زیر فشار قرار میدهد، همانطور که اگر رکاب سنگینی وجود داشته باشد، آزادیخواهان را زیر فشار میزند.
آفتاب ار سوار شد بر شیرهست می شیر آفتاب سوار
هوش مصنوعی: اگر خورشید بر شیر سوار شود، یعنی اگر قدرت و عظمت خورشید بر شیر (نماد قدرت و شجاعت) چیره شود، آن شیر هم تبدیل به شیر قدرت خورشید خواهد شد. به عبارتی، زمانی که قدرتی بزرگ بر چیزی دیگر مستولی شود، آن چیز تحت تأثیر آن قدرت بزرگ قرار میگیرد و به نوعی عظمت و اعتبار آن را به دوش میکشد.
جرعهای گر به آسمان بخشیشود از خفتگی زمین کردار
هوش مصنوعی: اگر جرعهای از آب که به آسمان میرسد، به زمین بخشیده شود، زمین از خواب و بیحرکتی بیدار میگردد و به زندگی و تحرک میآید.
ور زمین را دهی ز می جرعهگردد از مستی آسمان رفتار
هوش مصنوعی: اگر زمین را به می نوشانده دهی، از اثر مستی، آسمان نیز به رفتاری متفاوت و غیرعادی در میآید.
میکند در طبایع اربعظلمات ثلاث را انوار
هوش مصنوعی: در میان چهار نوع طبیعت، سه نوع تاریکی را نورها روشن میکنند.
ساقی آرد گه خمار شکنفقع شکرین ز دانهٔ نار
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و شکرینتری را به ما بده که از دانههای انار تهیه شده است و میتواند خمار ما را برطرف کند.
نار به نقل چون شراب خوریمنقل ما نار بینی از لب یار
هوش مصنوعی: به مانند شرابی که از انگور ساخته میشود، میوه درخت نارنج را میخوریم. وقتی لب یار را ببینی، از دست او چگونه نارنج میچسبد به دل.
تیغ خونین کشد می کافرزخمه گوید که جاهد الکفار
هوش مصنوعی: سلاحی که به دست کافر است، با خون سرشته شده و او با فریاد میگوید که به مبارزه با کافران میپردازد.
گر به مستی رسی و می نرسدنرسد دست بر می بازار
هوش مصنوعی: اگر به حال شادی و مستی رسیدی اما به شراب دسترسی نداشتی، نباید دستت به میفروشی برسد.
بر فلک شو ز تیغ صبح مترسکه نترسد ز تیغ و سر عیار
هوش مصنوعی: از آسمان بالا برو و از تیغ صبح نترس، چرا که تیغ و سر کسی که به دلاوری معروف است، نگران چیزی نیست.
بر فلک خوانچه کن به دولت میز اختران خواه نز خم خمار
هوش مصنوعی: به آسمان، سفرهای برپا کن که از نعمتهای خوشبختی و ستارگان پر باشد؛ از خم شراب هم نیازی نیست.
ماه نو کن قدح چو هست توانوز شفق گیر می چو هست یسار
هوش مصنوعی: به هنگام ماه نو، وقتی که هنوز قدرت دارد، قدح را پر کن و از غروب آفتاب می، به خوبی بنوش.
ها ثریا نه خوشهٔ عنب استدست برکن ز خوشه می بفشار
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به زیبایی و ارزشمندی ستارهها و چیزهای عالی اشاره میکند و میگوید که آنچه که در دست توست، مانند خوشهٔ انگور نیست که بتوانی آن را بچینی و بفشاری. بنابراین، بهتر است که از تلاش برای به دست آوردن آنچه در دسترس نیست، دست بکشی و به دنبال چیزهایی باشی که واقعاً ارزشمندند.
مار کز روی زهد خاک خوردریزد از کام زهر جان او بار
هوش مصنوعی: مار که به خاطر زهد و پرهیزش از خاک تغذیه میکند، در پایان از دهانش زهر میریزد که جان او را میگیرد.
نحل کاب عنب خورد بر تاکآرد از لب شراب نوش گوار
هوش مصنوعی: زنبور عسل از انگور میخورد و بر درخت انگور مینشیند و از لبِ آن شراب خوشمزه مینوشد.
مثل جام و پارسایان هستلب دریا و مرغ بوتیمار
هوش مصنوعی: لب دریا به مانند جامی است که در آن معرفت و حکمت جمع شده و مرغ بوتیمار، که نماد کسی است که از این دانش بهره نمیبرد، در این فضا قرار دارد. به طور کلی، این تصویر بیانگر تضاد بین دانشمندان و هنجارهای انسانی است.
پارسا را چه لذت از عشرتخنفسا را چه کار با عطار
هوش مصنوعی: انسان پارسا و راستین از لذتهای دنیایی برخوردار نیست و برای او این مسائل اهمیت ندارد؛ در عوض، کسی که در جستجوی pleasures superficial است، هیچ ارتباطی با عطار و معنویات ندارد.
هر که جوید محال ناممکنهست ممکن که نیست زیرک سار
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال غیرممکنها باشد، ممکن است به دستاوردهایی برسد که برای دیگران غیرقابل تصور است.
لیکن ار کس حریف پنداریعقل طعن آورد بر این پندار
هوش مصنوعی: اما اگر کسی را دوست داری که از عقل خود فراتر برود، عقل به این تصور خرده خواهد گرفت.
یا اگر گوئی اهل دل کس هستگویدت دل خطاست این گفتار
هوش مصنوعی: اگر بگویی که کسی اهل دل است، او به تو خواهد گفت که این سخن نادرست است.
گر تو در وهم همدمی جوییدر ره جست گم کنی هنجار
هوش مصنوعی: اگر در خیال خود به دنبال همدمی هستی، در مسیر جستجو ممکن است اصول و قوانین را از یاد ببری.
به خطائی که بگذرد در وهمعاقلان را سزاست استغفار
هوش مصنوعی: اگر اشتباهی پیش بیاید، عاقلها سزاوارند که برای آن طلب بخشش کنند.
دوستکانی به هفت مردان بخشسر به مهرش کن و به خضر سپار
هوش مصنوعی: دوستانی به هفت مردان بده تا به محبت و ارادت به او خدمت کنند و او را به خضر بسپارند.
از زکات سر قدح گاهیجرعهای کن به خاکیان ایثار
هوش مصنوعی: گاهی از شراب درون قدح، کمی بنوش و آن را با خاکیها تقسیم کن و به آنها محبت کن.
بس بس ای دل ز کار آب که عقلهست از آب کار او بیزار
هوش مصنوعی: ای دل، دیگر از آب کاری نکن، چون عقل از کار آب دلسرد است.
مدت لهو را غم است انجامبادهٔ نیک را بد است خمار
هوش مصنوعی: مدت سرگرمی همیشه به زودی به پایان میرسد و نوشیدن شراب خوب هم نتیجهاش میتواند بد باشد.
هر طرب را مقابل است کربهر یمین را برابر است یسار
هوش مصنوعی: هر شادی و لذتی در زندگی، به نوعی با مشکلات و دردها همراه است و هر سمت و طرف، همیشه یک طرف مقابل هم دارد.
سنگ را آب بردمد ز شکمآب را سنگ درفتد به زهار
هوش مصنوعی: آب میتواند سنگ را نرم کند و از شکافهایش عبور کند، اما هنگامی که سنگ در آب قرار میگیرد، به تدریج به پایین میافتد.
یک فرح را هزار غم ز پس استکه پس هر فرح غم است هزار
هوش مصنوعی: هر شادیای که تجربه میکنیم، به دنبال خود هزار غم و نگرانی به همراه دارد. به عبارت دیگر، هر خوشحالی در زندگی با مشکلات و اندوههای زیادی همراه است.
هر چه زین روی کعبتین یک و دوستبر دگر روی او شش است و چهار
هوش مصنوعی: هر چیزی که از روی آن کعبه باشد، یک (و یکتایی) دارد و دوست به سمت دیگری، شش است و چهار.
گاو عنبر فکن برهنه تن استخر بربط بریشمین افسار
هوش مصنوعی: در اینجا به حیواناتی اشاره شده که یکی از آنها، گاو، نماد قدرت و عظمت است و دیگری، خر، که نماد ضعف و بندگی است. همچنین، به لوازم و زینتهای خاصی اشاره میشود که بر روی خر قرار دارد. به طور کلی، این عبارت به تضاد بین دو نوع موجود زنده و ویژگیهای آنها میپردازد.
دل تصاویر خانهٔ نظر استشهد الله نبشته گرد عذار
هوش مصنوعی: دل همچون تصویری از خانهٔ دیدار است، که در آن زیباییهای خداوند به وضوح نقش بستهاند.
حرز عقل است مرهم دل ریشتیغ روز است صیقل شب تار
هوش مصنوعی: آگاهی و فکری که به ما کمک میکند آسیبهای قلب را التیام بخشد، مانند تیغی است که در نور روز به تیزی خود میدرخشد و در تاریکی شب به ما کمک میکند تا بر مشکلات غلبه کنیم.
چون رباب است دست بر سر عقلاز دم وصل تو تظلم دار
هوش مصنوعی: دست بر سر عقل گذاشتن به این معناست که آدم در شرایطی قرار میگیرد که نمیتواند به درستی فکر کند. در اینجا، استعاره از رباب نشاندهندهی حالتی است که عشق و وصال معشوق آدم را دچار غفلت و سختی میکند. بنابراین، به نوعی در این وضعیت، شخص به نوعی شکایت میکند و از درد و رنجی که به خاطر عشق میکشد، میگوید.
همچو دف کاغذینش پیراهنهمچو چنگش پلاس بین شلوار
هوش مصنوعی: لباس او مانند دفتری کاغذی و همچون ساز چنگ، پارچهای بیکیفیت و ساده است.
باده را بر خرد مکن غالبدیو را بر فلک مکن سالار
هوش مصنوعی: نقص و ضعف را بر عقل حاکم نکن؛ همچنان که شیطان را بر آسمان مسلط نکن.
چند خواهی ز آهوی سیمینگاو زرین که میخورد گلنار
هوش مصنوعی: چند بار میخواهی از آن آهو با رنگ نقرهای و آن گاو با رنگ طلا که گل انار میخورد، درخواست کنی؟
گر بود ز آن می چو زهرهٔ گاوخاطر گاو زهره شیر شکار
هوش مصنوعی: اگر آن می مانند زیبایی زهره، ذهن و دل گاو هم جستجوگر شکاری شیر خواهد بود.
هم ز می دان که شاه باز خردکبک زهره شود به سیرت سار
هوش مصنوعی: اگر کسی با خرد باشد و علم و دانش را بشناسد، میتواند از دنیای رقابت و خطرات سالک و باطل پرهیز کند و به معنای واقعی زندگی کند.
از من آموز دم زدن به صبوحدم مسغفرین بالاسحار
هوش مصنوعی: از من بیاموز که چگونه در وقت سحر، در حالی که مسکینان و توبهکنندگان به درگاه خدا روی میآورند، به نور بیداری و آگاهی درآیم و به دعا و طلب بخشش بپردازم.
جام کیخسرو است خاطر منکه کند راز کائنات اظهار
هوش مصنوعی: دل من مانند جام کیخسرو است، که میتواند اسرار جهان را آشکار کند.
سلسبیل حلال خور زین جاموز حمیم حرام شو بیزار
هوش مصنوعی: به شیرینی و طراوت دوشابه ی اسلامی بیندیش و از لذاتی که ناپاک و ممنوعاند، دوری کن.
فیض ابن السحاب خور چو صدفحیض ابن العنب بجا بگذار
هوش مصنوعی: باران بهاری را مانند مرواریث که درون صدف پیداست، بر زمین بریز و خوشههای انگور را در جایی باقی بگذار.
شیر پستان شیر خوردستیحیض خرگوش پس مخور زنهار
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی به خطرات و عواقب ناشی از مصرف چیزهای نادرست یا ممنوع اشاره میکند. به طور کلی میتوان گفت که شخص باید از چیزهایی که ممکن است به او آسیب برسانند، پرهیز کند. به عبارتی دیگر، از انتخابهای نابجا باید دوری کرد تا دچار مشکل نشد.
ز آب رنگین حجاب عقل مسازشعلهٔ نار پیش شیر میار
هوش مصنوعی: از آب رنگین استفاده نکن که عقل و درک تو را تحت تأثیر قرار دهد، و شعلهٔ آتش را در حضور شیر نیاور.
بول شیطان مکن به قارورهپیش چشم طبیب عقل مدار
هوش مصنوعی: هرگز در برابر پزشک و عقل خود، از شیطنت و فریبکاری دست برندار.
عیش اسلاف در سفال مدانگل سیراب در سراب مکار
هوش مصنوعی: زندگی نیاکان را در چیزهای کمارزش نبین، چون گلهای تازهحیات در آبهای توهمی و ناواقعی نمیتوانند زنده بمانند.
لهو و لذت دو مار ضحاکندهر دو خون خوار و بیگناه آزار
هوش مصنوعی: تفریح و لذت، مانند دو مار خطرناک هستند که هر دو میتوانند آسیبزننده و مخرّب باشند، بدون اینکه به ظاهری بیگناه به نظر برسند.
عقل و دین لشکر فریدونندکه برآرند از دو مار، دمار
هوش مصنوعی: عقل و دین مانند سپاهیان فریدون هستند که بر دو مار غلبه میکنند و آنها را از پای در میآورند.
گرچه خاقانی اهل حضرت نیستیاد دربانش هست دست افزار
هوش مصنوعی: اگرچه خاقانی از درگاه آن بزرگوار نیست، اما یاد دربان او در دلش باقی مانده است.
نیست چون پیل مست معرکه لیکعنکبوتی است روی بر دیوار
هوش مصنوعی: هیچکس مانند فیل نیرومند و سرحال در میدان جنگ نیست، اما در عوض، مانند عنکبوتی است که بر دیوار نشسته است.
سار مسکین که نیست چون بلبلرومی ارغنون زن گلزار
هوش مصنوعی: سار بینوا مانند بلبل رومی که در باغ گلی آواز میخواند، نیست.
لاجرم شاید ار به رستهٔ بیدزنگی چار پاره زن شد سار
هوش مصنوعی: بنابراین، اگر پرندهای به درخت بید زنگی نزدیک شود، ممکن است به چهار بخش تقسیم شود.