شمارهٔ ۱۴۸ - در شکایت از روزگار و مدح پیغمبر بزرگوار و یاد از کعبهٔ معظمه
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و روحانی شاعر است. هر صبح، شاعر با شور و اشتیاق به سراغ زیباییها و معانی عمیق زندگی میرود. او از غم و اشک خود به عنوان منابعی برای انسجام و نوسازی روح بهره میبرد و تلاش دارد تا از این احساسات به خلق آهنگ و آوای جدیدی بپردازد. شاعر همچنین با استفاده از تصاویری از طبیعت و مظاهر زندگی، تجربیات خویش را شرح میدهد و به تعبیری تلاش میکند تا از تجربیات تلخ، شیرینی بسازد. او به عبادت و عشق به خدا و پیامبر نیز اشاره میکند و از دردهای درون خود مینالد و در جستجوی آرامش و کمال معنوی است. در نهایت، او از عشق و اتحاد با معشوق سخن میگوید و تلاشی برای نیل به مراتب بالاتر وجودی دارد.
هر صبح سر ز گلشن سودا برآورموز صور آه بر فلک آوا برآورم
هوش مصنوعی: هر روز صبح از باغ عشق برخاسته و با نالههای خود به آسمان زوزه میزنم.
چون طیلسان چرخ مطرا شود به صبحمن رخ به آب دیده مطرا برآورم
هوش مصنوعی: وقتی که پوشش آسمان به نور صبح آراسته میشود، من نیز چهرهام را به درون آب مینگرم و آن را تماشا میکنم.
بر کوه چون لعاب گوزن اوفتد به صبحهویی گوزنوار به صحرا برآورم
هوش مصنوعی: وقتی که باران بر روی کوهها میبارد و حالت درخشان و سرسبز به خود میگیرد، در صبح زود صدای خاصی شبیه به صدای گوزن به گوش میرسد که مرا به سمت دشت و فضاهای باز میکشاند.
از اشک خون پیاده و از دم کنم سوارغوغا به هفت قلعهٔ مینا برآورم
هوش مصنوعی: با اشکهایم که مانند خون میریزد، به سختی بر زمین میآیم و از نفسام توان و نیرویی میگیرم تا به جانداری جدید دست یابم. با این نیرو قصد دارم شور و هیاهویی را در هفت قلعهٔ مینا به راه بیندازم.
خود بینیازم از حشر اشک و فوج آهکان آتشم که یک تنه غوغا برآورم
هوش مصنوعی: من به خودی خود نیازی به حضور اشک و آه ندارم، چون شعله آتش من به تنهایی میتواند شور و هیجان زیادی ایجاد کند.
اسفندیار این دژ روئین منم به شرطهر هفته هفتخوانش به تنها برآورم
هوش مصنوعی: من مانند اسفندیار، این دژ مستحکم را در اختیار دارم، مشروط بر اینکه هر هفته هفت خوان آن را به تنهایی بگذرانم.
بس اشک شکرین که فرو بارم از نیازبس آه عنبرین که به عمدا برآورم
هوش مصنوعی: بسیار اشکهای شیرینی دارم که از شدت نیاز میریزم و آههای خوشبویی نیز دارم که عمدی و با هدف آنها را به صدا در میآورم.
لب را حنوط ز آه معنبر کنم چنانکرخ را وضو به اشک مصفا برآورم
هوش مصنوعی: برای به اشتراک گذاشتن احساساتم، لبهایم را با آههای پرمعنا معطر میکنم، همانطور که برای شستشوی چهرهام، اشکهای پاک و زلالم را به کار میبرم.
قندیل دیر چرخ فرو میرد آن زمانکان سرد باد از آتش سودا برآورم
هوش مصنوعی: چراغ این دیر از نور خود کم میشود زمانی که باد سرد، شعلههای عشق را بیفروزد.
دلهای گرم تب زده را شربتی کنمز آن خوش دمی که صبحدم آسا برآورم
هوش مصنوعی: میخواهم با نوشیدنی خوشمزهای دلهای داغ و پرحرارت را آرامش بخشم که آن را صبح زود با حسی دلپذیر تهیه میکنم.
هردم مرا به عیسی تازه است حاملهز آن هر دمی چو مریم عذرا برآورم
هوش مصنوعی: هر لحظه من مانند مریم عذرا به یک ولادت جدید و تازه از عیسی حاملهام و هر آن میتوانم تجربهای تازه خلق کنم.
زین روی چون کرامت مریم به باغ عمراز نخل خشک خوشهٔ خرما برآورم
هوش مصنوعی: از این رو، مانند کرامت مریم، در باغ زندگیام میخواهم از نخل خشک، خوشههای خرما بیاورم.
تر دامنان چو سر به گریبان فروبرندسحر آورند و من ید بیضا برآورم
هوش مصنوعی: وقتی زیبا رویان زیباییهای خود را در پوشش مخفی کنند، سحر و جادو به وجود میآید، اما من قدرتی خاص دارم که میتوانم توجه همه را جلب کنم.
دل در مغاک ظلمت خاکی فسرده ماندرختش به تابخانهٔ بالا برآورم
هوش مصنوعی: دل من در چنگال تاریکی و ناامیدی گرفتار شده است، اما من میخواهم لباس روح خود را به سوی فضایی روشن و آسمانی ببردم.
رستی خورم ز خوانچهٔ زرین آسمانو آوازهٔ صلا به مسیحا برآورم
هوش مصنوعی: من از سفرهٔ طلایی آسمان سیراب میشوم و صدای نیکو را به گونهای پژواک میزنم که دلها را به یاد مسیحا بیفکند.
نینی من از خراس فلک برگذشتهامسر ز آن سوی فلک به تماشا برآورم
هوش مصنوعی: من به قدری بالا رفتهام که دیگر از این دنیا جدا شدهام و اکنون از آن سمت آسمان به تماشای این زمین میپردازم.
چون در تنور شرق پزد نان گرم، چرخآواز روزه بر همه اعضا برآورم
هوش مصنوعی: وقتی که نان داغ در تنور شرق آماده میشود، صدای زندگی و شوق روزه به تمامی وجودم میپیوندد.
آبستنم که چون شنوم بوی نان گرماز سینه باد سرد تمنا برآورم
هوش مصنوعی: احساس میکنم که با شنیدن بوی نان تازه از نسیم سرد، آرزویی در دلم برمیخیزد.
آب سیه ز نان سفید فلک به استزین نان دهان به آب تبرا برآورم
هوش مصنوعی: آب سیاه بهتر از نان سفید آسمان است، من از این نان درخواهم کرد تا دهانم را با آب شسته کنم.
آبای علویند مرا خصم چون خلیلبانگ ابا ز نسبت آبا برآورم
هوش مصنوعی: من از نسل علویان هستم و دشمنانم مانند ابراهیم خلیل میخواهند بر من حمله کنند، اما من به افتخار نسب خانوادگیم پاسخ میدهم.
از خاصگان دمی است مرا سر به مهر عشقهر جا که محرمی است دم آنجا برآورم
هوش مصنوعی: من در کنار دوستان و عزیزان، دمی را با عشق و محبت میگذرانم و هر جا که جایی باشد برای دلنوازی و آشتی، در آن لحظه حضور پیدا میکنم.
در کوی حیرتی که هم عین آگهی استنادان نمایم و دم دانا برآورم
هوش مصنوعی: در مکانی که آگاهی و حقیقت در آن وجود دارد، خود را به نادانی میزنم و از من سخن حکیمانهای برمیآید.
چون نای اگر گرفته دهان داردم جهاناین دم ز راه چشم همانا برآورم
هوش مصنوعی: اگر مثل نای که در دهانش گرفته شده صدایی نمیزنم، اما با این حال، با نگاه و چشم خود میتوانم دنیای اطراف را به تصویر بکشم و احساساتم را به بیان درآورم.
ور ساق من چو چنگ ببندد بده رسنهم سر به ساق عرش معلا برآورم
هوش مصنوعی: اگر ساق پای من مانند چنگ باشد و مرا به بند بکشد، من نیز با این وضعیت، به اوج آسمانها خواهم رسید.
با روزگار ساخته زانم به بوی آنکامروز کار دولت فردا برآورم
هوش مصنوعی: من با شرایط زندگی کنار آمدهام، چون از امروز بوی موفقیت و خوشبختی را حس میکنم و امیدوارم که در فردا کارهای خوب و مفیدی انجام دهم.
جام بلور در خم روئین به دستم استدست از دهان خم به مدارا برآورم
هوش مصنوعی: جام بلورینی در دست دارم و از آنجا که محتویاتش ممکن است ریخته شود، با احتیاط و آرامش، دهان این ظرف را رها میکنم.
تا چند بهر صیقلی رنگ چهرههاخود را به رنگ آینه رعنا برآورم
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر باید برای زیبا کردن چهرههایم به ظاهر و دلخواه دیگران خودم را تغییر دهم؟
تا کی چو لوح نشرهٔ اطفال خویش رادر زرد و سرخ حلیت زیبا برآورم
هوش مصنوعی: تا کی باید مانند لوحی که بچهها نوشتههایشان را بر روی آن مینگارند، رنگهای زرد و قرمز زیبا را برای خودم به نمایش بگذارم؟
تا کی به رغم کعبه نشینان عروسوارچون کعبه سر ز شقهٔ دیبا برآورم
هوش مصنوعی: چقدر باید به زیبایی و شکوه کعبه ادامه دهم، در حالی که مانند عروس در زیبایی و زینت آن غرق هستم و دلم میخواهد از شوق و شگفتی همواره نمایان شوم؟
اولیتر آنکه چون حجر الاسود از پلاسخود را لباس عنبر سارا برآورم
هوش مصنوعی: بهتر این است که مانند سنگ سیاه، از زرق و برقی که دارم، خود را آزاد کرده و به سادگی و پاکی برسم.
دلق هزار میخ شب آن من است و منچون روز سر ز صدرهٔ خارا برآورم
هوش مصنوعی: لباس دلق مانند هزار میخ، متعلق به شب من است و من مانند روز، از بالای گنبدی سخت و استوار بر میخیزم.
خارا چو مار برکشم و پس به یک عصاده چشمه چون کلیم ز خارا برآورم
هوش مصنوعی: هنگامی که از زمین سنگی مثل مار جدا شوم، با یک عصا میتوانم ده چشمه را از زمین بیرون بیاورم، همانطور که کلیم (موسی) سنگ را شکافت و چشمهها از آن جاری شدند.
در زرد و سرخ شام و شفق بودهام کنونتن را به عودی شب یلدا برآورم
هوش مصنوعی: در غروب و سپیدهدم، من رنگهای زرد و قرمز را تجربه کردهام، اکنون میخواهم جسمم را به گرمای شب یلدا بپوشانم.
چون شب مرا ز صادق و کاذب گزیر نیستتا آفتابی از دل دروا برآورم
هوش مصنوعی: وقتی شب بر من سایه افکنده و راهی برای فرار از حقیقت و دروغ ندارم، نمیتوانم نوری از درون خود بیرون بیاورم.
بر سوگ آفتاب وفا زین پس ابروارپوشم سیاه و بانگ معزا برآورم
هوش مصنوعی: از این پس به خاطر از دست دادن وفا، ابروانم را سیاه میکنم و فریاد عزاداری سر میزنم.
مولو مثال دم چو برآرد بلال صبحمن نیز سر ز چوخهٔ خارا برآورم
هوش مصنوعی: وقتی که موذن صبح فرا میرسد و اذان میگوید، من نیز با شجاعت و اراده از دل سنگی خود برخواهم خواست.
چند از نعیم سبعهٔ الوان چو کافرانکار حجیم سبعه ز امعا برآورم
هوش مصنوعی: چند روز دیگر از لذتهای رنگارنگ دنیا بگذرد، من چون کافران، دستیابی به معانی بزرگ و عمیق را از دل تجارب خود خواهم جستجو کرد.
شویم دهان حرص به هفتاد آب و خاکو آتش ز بادخانهٔ احشا برآورم
هوش مصنوعی: در این بیت، گوینده به تشنگی و اشتهای شدید خود اشاره میکند. او میگوید که برای رفع این حس، دست به کار میشود و به فراوانی از عناصر طبیعی مانند آب و خاک و آتش و باد نیاز دارد. این بیان نمادین نشاندهندهی نگرانی و درگیریهای درونی اوست و میخواهد نشان دهد که برای برآورده کردن خواستههایش، باید تلاش کند.
قرص جوین و خوش نمکی از سرشک چشمبه ز آنکه دم به میدهٔ دارا برآورم
هوش مصنوعی: شیرینی و لذت یک لقمه جو و نمک، از اشک چشمانم بیشتر است، چون نمیخواهم با زبانی پر از فخر و غرور کلماتی زمینی و مادی بر زبان بیاورم.
هم شوربای اشک نه سکبای چهرهاکاین شوربا به قیمت سکبا برآورم
هوش مصنوعی: این ابراز نشاندهندهی احساسی عمیق است. شاعر به وضوح اشاره میکند که اشکهای او با چهرهها و حالتی شور و شوق در آمیخته است. او به این نکته میپردازد که این حس و حال، بهایی دارد و او به خاطر آن، حاضر است تلاش کند و از آن استفاده کند. در واقع، او از احساسات خود بهعنوان سرمایهای ارزشمند یاد میکند که میتواند در مسیر زندگیاش به کار بیاید.
چون عیش تلخ من به قناعت نبود خوشز آن حنظل شکر شده حلوا برآورم
هوش مصنوعی: وقتی شادی من به کمخوری و قناعت بستگی ندارد، پس از آن تلخیهایی که دارم، شیرینی درست میکنم و آن را به شادی تبدیل میکنم.
چه عقل را به دست امانی گرو کنمچه اره بر سر زکریا برآورم
هوش مصنوعی: هر چند ممکن است به عقل و اندیشهام اعتماد نکنم، اما نمیتوانم به خاطر ترس از خطرات، به خودم آسیب برسانم.
قلب ریا به نقد صفا چون برون دهمنسناس چون به زیور حورا برآورم
هوش مصنوعی: وقتی قلب ناپاک و ریاکار را با صداقت بررسی کنم، احساس میکنم که مانند چیز بیارزشی است که نمیتواند به زیبایی و زینت حوریان برسد.
چون آینه نفاق نیارم که هر نفساز سینه زنگ کینه به سیما برآورم
هوش مصنوعی: من مانند آینهای نیستم که نفاق را نشان دهم، زیرا هر لحظه از سینهام نفرت و کینه را بروز میکنم.
آن رهروم که توشهٔ وحدت طلب کنمزال زرم که نام به عنقا برآورم
هوش مصنوعی: من در مسیری میروم که میخواهم از تجربههای معنوی بهرهمند شوم، و به دنبال دستاوردی هستم که نامم را در میان بزرگان و بینظیران قرار دهد.
شهبازم ارچه بسته زبانم به گاه صیدگرد از هزار بلبل گویا برآورم
هوش مصنوعی: اگرچه در زمان شکار، زبان من بند آمده است، اما از میان هزار بلبل گویا، میتوانم به وضوح صدای خود را به گوش برسانم.
سر ز آن فرو برم که برآرم دمار نفسنفس اژدهاست هیچ مگو تا برآورم
هوش مصنوعی: من به خاطر ترسی که دارم، سرم را پایین میآورم؛ چون اگر به حال خودم بمانم، نابود میشوم. هیچ کس نباید از این وضعیت خبر دار شود تا زمانی که نتوانم بر خودم مسلط شوم.
صهبا گشاده آبی و زر بسته آتشی استمن آب و آتش از زر و صهبا برآورم
هوش مصنوعی: آب و آتش مثل ظرفهای طلا و نوشیدنیهای گوارا در دنیای ما وجود دارند. من میتوانم از این دو عنصر استفاده کنم و چیزهای زیبا و ارزشمندی بسازم.
بلبل نیم که عاشق یاقوت و زر بومبر شاخ گل حدیث تقاضا برآورم
هوش مصنوعی: بلبل نیستم که تنها به زیباییها و ثروتها دل ببندم، بلکه من در باغ زندگی و در دل گلها از عشق و محبت سخن میگویم و خواستههایم را بیان میکنم.
دانم علوم دین نه بدان تا به چنگ زرکام از شکار جیفهٔ دنیا برآورم
هوش مصنوعی: من به علمهای دینی آگاه هستم، اما نه برای اینکه از آنها به نفع خود بهرهبرداری کنم و با علم به دنیا و زرق و برق آن دست پیدا کنم.
اعرابیم که بر پی احرامیان دومحج از پی ربودن کالا برآورم
هوش مصنوعی: ما عربها هستیم که برای انجام مناسک حج دوم، به دنبال به دست آوردن کالا و معیشت هستیم.
گر طبع من فزونی عیش آرزو کندمن قصهٔ خلیفه و سقا برآورم
هوش مصنوعی: اگر احساسات و میلهای من به شادی و خوشی بیشتر شود، من داستان خلیفه و سقا را بازگو میکنم.
با این نفس چنان همه هشیار نیستممستم نهان و عربده پیدا برآورم
هوش مصنوعی: من با این نفس، به شکلی هستم که همه هشیار نیستند؛ در حالی که به طور پنهانی مستم و صدایم را بلند میکنم.
اصحاب کهفوارم بیدار و خفته ذاتممکن که سر ز خواب مفاجا برآورم
هوش مصنوعی: من در حالتی هستم که مانند اصحاب کهف، در بین بیداری و خواب هستم و ممکن است ناگهان از این خواب طولانی بیدار شوم.
صفرا همه به ترش نشانند و من ز خوابچون طفل ترش خیزم و صفرا برآورم
هوش مصنوعی: همه به نشان ترشی و تلخی خود را نشان میدهند، اما من مانند کودکی که از خواب بیدار میشود، ترش مزهای از خود بروز میدهم و حالت تلخی را کنار میزنم.
بنیاد عمر بر یخ و من بر اساس عمرروزی هزار قصر مهیا برآورم
هوش مصنوعی: زندگی من بر پایههای ناپایدار و زودگذر است، اما من هر روز هزاران آرزو و دستاورد بزرگ را میسازم.
مردان دین چه عذر نهندم که طفلواراز نی کنم ستور و به هرا برآورم
هوش مصنوعی: مردان دین چه دلیلی میتوانند بیاورند وقتی که مانند کودکان با نی زدن برمیخیزم و به ترس و وحشت دچار میشوم.
زن مردهای است نفس چون خرگوش و هر نفسنامش به شیر شرزهٔ هیجا برآورم
هوش مصنوعی: زن مردهای است که نفس او مانند خرگوشی است. هر نفسی که میکشم، نامش را به شیر وحشی و قدرتمند در میآورم.
در ظاهرم جنابت و در باطن است حیضآن به که غسل هر دو به یک جا برآورم
هوش مصنوعی: ظاهراً من دچار جنبیدگی هستم و در باطن دچار عادت ماهانه. بهتر است که هر دو را در یک زمان پاک کنم و غسل کنم.
دریای توبه کو که درین شامگاه عمرچون آفتاب، غسل به دریا برآورم
هوش مصنوعی: ای کاش بتوانم در این تاریکی شب عمرم مانند آفتاب، با شستشویی در دریا، توبه کنم و از نو آغاز کنم.
خاقانیا هنوز نهای خاصهٔ خدایبا خاصگان مگو که مجارا برآورم
هوش مصنوعی: ای خاقانی، هنوز تو از مقامات خاص خداوند نیستی، پس در مورد خاصان او صحبت نکن و نگو که من میتوانم به طور خاص عمل کنم.
گر در عیار نقد من آلودگی بسی استبا صاحب محک چه محاکا برآورم
هوش مصنوعی: اگر در ارزش واقعی من عیب و نقص زیادی وجود داشته باشد، با کسی که معیار درست را دارد، چگونه میتوانم درباره خودم استدلال کنم؟
امسال اگر ز کعبه مرا بازداشت شاهزین حسرت آتشی ز سویدا برآورم
هوش مصنوعی: اگر امسال مرا از کعبه دور کنند، درد و حسرتی در دل دارم که مثل آتش از اعماق وجودم شعلهور خواهد شد.
گر بخت باز بر در کعبه رساندمکاحرام حج و عمره مثنا برآورم
هوش مصنوعی: اگر بتوانم شانس را در دروازه کعبه به دست آورم، حتماً با افتخار مناسک حج و عمره را دوباره انجام میدهم.
سیساله فرض بر در کعبه قضا کنمتکبیر آن فریضه به بطحا برآورم
هوش مصنوعی: من سی سال در کنار کعبه خواهش میکنم و در این مدت فریضهای بزرگ را در دشت بطحا به جا میآورم.
حراقهوار در زنم آتش به بوقبیسز آهی که چون شراره مجزا برآورم
هوش مصنوعی: من آتش را با شدت و طوفانی در دل خود شعلهور میکنم، مانند اینکه در حالی که از دل سوزان خود آهی میکشم، جرقههایی به بیرون پرتاب میشود.
از دست آنکه داور فریادرس نماندفریاد در مقام مصلا برآورم
هوش مصنوعی: من از کسی که هیچ قاضی و نجاتدهندهای ندارد، در جایگاه نمازگاه فریاد میزنم.
زمزم فشانم از مژه در زیر ناودانطوفان خون ز صخرهٔ صما برآورم
هوش مصنوعی: در زیر ناودان، اشکهایم مانند آب زلال میریزد و از دل سنگهای صخرهای، خون میجوشد.
دریای سینه موج زند ز آب آتشینتا پیش کعبه لولوی لالا برآورم
هوش مصنوعی: دل من مانند دریا است که از عشق آتشین پر شده و به سمت کعبه میتازد. در این حالت، آرزوی من این است که با صدای لالایی بشکفم.
بر آستان کعبه مصفا کنم ضمیرزو نعت مصطفای مزکی برآورم
هوش مصنوعی: در کنار کعبه، دل خود را پاک و روشن میسازم و ستایشی از پیامبر پاک و معصوم را برمیآورم.
دیباچهٔ سراچهٔ کل خواجهٔ رسلکز خدمتش مراد مهنا برآورم
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی از مقام و منزلت والای پیامبر (ص) سخن میگوید و اشاره میکند که از وجود و خدمت به ایشان خواستهها و آرزوهای خیر و نیکو برآورده میشود. به عبارتی، خدمت به پیامبر و ارتباط با او میتواند راهی برای رسیدن به خواستههای معنوی باشد.
سلطان شرع و خادم لالای او بلالمن سر به پایبوسی لالا برآورم
هوش مصنوعی: من به خدمتگزاری و احترام به کسی که بزرگ است و در دین و شرع صاحب مقام است، آمادهام و در این مقام، مانند بلال، میخواهم سر فرود آورم.
در بارگاه صاحب معراج هر زمانمعراج دل به جنت ماوی برآورم
هوش مصنوعی: در حضور صاحب معراج، هر بار که دل را به آسمانها میبرم، به بهشت و آرامش میرسم.
تا قرب قاب قوسین بر خاک درگهشآوازهٔ دنی فتدلی برآورم
هوش مصنوعی: به زودی به مقام والایی خواهم رسید و نامم در دنیا پخش خواهد شد.
گر مدحتش به خاک سراندیب ادا کنمکوثر ز خاک آدم و حوا برآورم
هوش مصنوعی: اگر بخواهم در ستایش او سخن بگویم، همانند کوثری که از خاک آدم و حوا برخاسته، از خاک سرندیب برمیخیزد.
کی باشد آن زمان که رسم تا به حضرتشآواز یا مغیث اغثنا برآورم
هوش مصنوعی: چه زمانی خواهد بود که من بتوانم با صدای بلند و به احترام او فریاد بزنم و از او یاری بطلبم؟
زان غصهها که دارم از آلودگان دهرغلغل دران حظیرهٔ علیا برآورم
هوش مصنوعی: من از درد و غصههایی که به خاطر انسانهای آلوده در این دنیا دارم، فریاد و نالهای را در عالم بالا به پا میکنم.
دارا و داور اوست جهان را، من از جهانفریاد پیش داور دارا برآورم
هوش مصنوعی: خدای بزرگ و عدالتگستر، مالک و حاکم بر این جهان است. من از مشکلات و دردهای این دنیا به او شکایت میکنم و نالهای به سوی او بلند میکنم.
ز اصحاب خویش چون سگ کهف اندر آن حرمآه از شکستگی سر و پا برآورم
هوش مصنوعی: از یاران خود مانند سگی در غاری در آن مکان، به خاطر شکستگی سر و پا، ناله و فریاد میکنم.
دندانم ار به سنگ غرامت شکستهاندوقت ثنای خواجه ثنایا برآورم
هوش مصنوعی: اگر دندانهای من به خاطر هزینههایی که پرداخت کردهام شکسته باشد، باز هم در زمان ستایش آقا، لبخند میزنم و ستایش میکنم.
سوگند خورد مادر طبعم که در ثناشاز یک شکم دوگانه چو جوزا برآورم
هوش مصنوعی: مادر طبع من قسم خورد که در ستایشش از دو طرف مانند دو نیمه یک مغز گردو سخن بگویم.
اسمای طبع من به نکاح ثنای اوستزان فال سعد ز اختر اسما برآورم
هوش مصنوعی: خصلتهای طبیعی من به ستایش او مربوط میشود، به همین دلیل از طالع نیک خود، خواستههای خوب و امیدوارکنندهای برمیآورم.
امروز گر ثناش مرا هست کوثریرخت از گوثری به ثریا برآورم
هوش مصنوعی: اگر امروز بخواهم او را ستایش کنم، عشق و زیباییاش از زمین به آسمان رفته و به بالاترین مرتبه میرسد.
فردا هم از شفاعت او کار آن سرایدر حضرت خدای تعالی برآورم
هوش مصنوعی: فردا نیز به واسطه شفاعت او، در آن عالم برتر و نزد خداوند بزرگ، به خواستههایم میرسم.