شمارهٔ ۱۷۱ - در عزلت و قناعت و بیطمعی
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از نان و نیازهای مادی سخن میگوید و به نارضایتی و درد و رنجی که از وابستگی به دنیا و مادیات احساس میکند اشاره دارد. او نان را نماد زندگی و زحمت انسانها میداند و بیان میکند که نمیخواهد برای نان آبروی خود را از دست بدهد یا به زندگیهای ناکسان وابسته شود. شاعر همچنین به مقایسه وضعیت آدمیان با آدم در بهشت و دور ماندن خود از ارزشهای واقعی میپردازد. او از نان به عنوان عاملی میبیند که مانع از رسیدن به همتهای بزرگ و کمال انسانی میشود و در نهایت از خداوند درخواست میکند که به او در این مسیر کمک کند و از مشکلات برهاند. شاعر به نوعی دیانت و ارزشهای معنوی را بر مادیات ترجیح میدهد و به دنبال آزادی از بند وابستگیهای دنیوی است.
زین بیش آبروی نریزم برای نانآتش دهم به روح طبیعی به جای نان
هوش مصنوعی: دیگر برای نان آبرویم را نمیریزم، زیرا به جای نان، آتش را به روح طبیعی میدهم.
خون جگر خورم نخورم نان ناکساندر خون جان شوم نشوم آشنای نان
هوش مصنوعی: من با وجود سختیها و دردهای زیاد، حاضر نیستم که از نان کسانی که شایسته نیستند بهرهمند شوم. هرچند ممکن است به جانم آسیب برسد، اما نمیتوانم در کنار این نان نامناسب، احساس آشنایی و راحتی کنم.
با این پلنگ همتی از سگ بتر بومگر زین سپس چو سگ دوم اندر قفای نان
هوش مصنوعی: اگر با این پلنگی به جنگ بپردازی، باید از سگ هم قویتر باشی؛ زیرا اگر از او شکست بخوری، مثل سگی خواهی بود که در پی نان به تنهایی و بدون یار میدود.
در جرم ماه و قرصهٔ خورشید ننگرمهرگه که دیدها شودم رهنمای نان
هوش مصنوعی: در نگاه من، نشانهها و زیباییهای طبیعت مانند ماه و خورشید اهمیتی ندارند، چرا که هر زمان که چشمم به آنها میافتد، فقط راهی برای تأمین زندگی و نان را مینگرم.
از چشم زیبق آرم و در گوش ریزمشتا نشنوم ز سفرهٔ دونان صلای نان
هوش مصنوعی: میخواهم از زیبایی و جذابیت عشق استفاده کنم و در گوش او زمزمههای عاشقانه بگویم تا صدای فقر و بیعنایتی دیگران را نشنوم.
گفتم به ترک نان سپید سیه دلانهل تا فنای جان بودم در فنای نان
هوش مصنوعی: گفتم که به خاطر نان سفید، دلهای سیاه و تیره را ترک کنم، تا زمانی که جانم در نان فراموش شود.
نانشان چو برف لیک سخنشان چو ز مهریرمن زادهٔ خلیفه نباشم گدای نان
هوش مصنوعی: نان آنها مانند برف زود ذوب میشود، اما صحبتهایشان پر از مهر و محبت است. من نه از نسل خلیفه هستم و نه دلیلی دارم که در پی نان به زندگی ام ادامه دهم.
آن را دهند گرده که او گرد گو دویدمن کیمیای جان ندهم در بهای نان
هوش مصنوعی: هر که به او ادعا کند، من جان و روح خود را برای نان و لقمهای نمیفروشم.
چون آب آسیا سر من در نشیب بادگر پیش کس دهان شودم آسیای نان
هوش مصنوعی: وقتی که در باد پایین میآیم، مانند آبی که در آسیا میچرخد، اگر با کسی صحبت کنم، دیگران ممکن است به من بگویند که نانی برای من نیست.
از قوت در نمانم گو نان مباش از آنکقوتی است معدهٔ حکما را ورای نان
هوش مصنوعی: من به خاطر نان نمیمانم؛ زیرا غذای واقعی در نظر حکما فراتر از نان است.
چون آهوان گیا چرم از صحنهای دشتاندیک نگذرم به در دهکیای نان
هوش مصنوعی: مانند آهوان که در دشتها به چریدن مشغولند، من از مکانهای دلپذیر و لذتبخش نمیگذرم، حتی اگر به دروازهای که به نعمت و روزی میرسد، نزدیک شوم.
تا چند نان و نان که زبانم بریده بادکب امید برد امید عطای نان
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که در انتظار روزی هستم و زبانم توان بیان خواستههایم را ندارد. امیدوارم که این انتظار به نتیجه برسد و روزی فرا رسد که به من نعمت و روزی داده شود.
آدم برای گندمی از روضه دور ماندمن دور ماندم از در همت برای نان
هوش مصنوعی: انسان به خاطر جستجوی لقمهای از جنت و خوشیها دور مانده است. من نیز به خاطر خواستهها و آرزوهایم از در آرزوها و نیات خوب دور ماندم.
آدم ز جنت آمد و من در سقر شدماو در بلای گندم و من در بلای نان
هوش مصنوعی: انسان از بهشت به زمین آمد و من در افتادم به عذاب و رنج، او دچار مشکلات ناشی از گندم شد و من به مشکلات نان دچار شدم.
یارب ز حال آدم ورنج من آگهیخود کن عتاب گندم و خود ده جزای نان
هوش مصنوعی: ای خدا، اگر از حال آدم و رنج من آگاه هستی، خودت را بر من عتاب کن و با وجود غم و درد، پاداشی به من بده به مانند نانی که برای گندم داده میشود.
تا کی ز دست ناکس و کس زخمها زنندبر گردهای ناموران گردهای نان
هوش مصنوعی: تا کی باید از دست افراد بیکیفیت و بیارزش آسیب ببینیم و بر چهرههای برجسته و مشهور زخم بزنند؟
نانم نداد چرخ ندانم چه موجب استای چرخ ناسزا نبدم من سزای نان
هوش مصنوعی: زندگی و روزگار برای من نان نمیدهد و نمیدانم چه دلیلی دارد. ای روزگار، من هیچ بدی به تو نکردهام که deserve نانم.
بر آسمان فرشتهٔ روزی به بخت منمنسوخ کرد آیت رزق از ادای نان
هوش مصنوعی: در آسمان، فرشتهای که روزی را تقسیم میکند، به دلیل بدشانسی من، نشانهای از روزی و نان را از من گرفت.
خاقانیا هوان و هوا هم طویلهاندتا نشکنند قدر تو، بشکن هوای نان
هوش مصنوعی: ای خاقان، هوسها و آرزوها مانند یک جایگاه محدود هستند که به خاطر ارزش تو نمیتوانند به تو آسیب برسانند، پس به خاطر تأمین نیاز خود، این آرزوها را بشکن.
نانی که از کسان طلبی بر خدا نویسکاخر خدای جانت به از کدخدای نان
هوش مصنوعی: اگر از افرادی درخواست نان و روزی کنی، بهتر است به خداوند توکل کنی؛ زیرا در نهایت خداوند راه بهتری برای تامین زندگیات از هر مورد دیگری خواهد داشت.