شمارهٔ ۲۰۹ - در شکایت از زمان و مذمت اقران
هوش مصنوعی: در این متن شاعر به بررسی مفاهیم وفا، عشق، و نابودی دنیا میپردازد. او نشان میدهد که در این دنیا، محبت واقعی و انسانی به سختی یافت میشود و زندگی مملو از غم و اندوه است. شاعر به یک نوع نیایش و آرزوی جستجوی حقیقت اشاره میکند و میگوید که در روابط و زندگی، تنها وفا و کرم از درگاه خداوند ممکن است برآورده شوند. او به نکتهای اشاره میکند که در تلاش انسان برای رسیدن به حقیقت و معنای زندگی، باید از تعلقات دنیوی و زودگذر فاصله بگیرد و به روحانیات و حقیقتهای عمیقتری روی آورد. همچنین، شاعر هشدار میدهد که دنیا فانی است و نباید به ظواهر فریفته شد، چرا که در نهایت همه به سرنوشت یکسانی دچار میشوند. او به تلاش برای دستیابی به محبت واقعی و بیدریغ در زندگی تاکید دارد.
در این منزل اهل وفائی نیابیمجوی اهل کامروز جائی نیابی
هوش مصنوعی: در این مکان نمیتوانی افراد وفادار پیدا کنی، و در روزگار امروز هم جایی برای آرامش نخواهی یافت.
عجوز جهان در نکاح فلک شدکه جز عذر زادنش رائی نیابی
هوش مصنوعی: این دنیا مانند یک زن سالخورده است که به محض اینکه به ازدواج آسمان درآمد، تنها چیزی که میتوان از او انتظار داشت عذرهایی است که نمیتواند فرزندی به دنیا بیاورد.
بلی در زناشوئی سنگ و آهنبجز نار بنت الزنائی نیابی
هوش مصنوعی: در زندگی مشترک، جز سختیها و مشکلات، چیز دیگری نخواهی یافت.
اگر کیمیای وفا جستا خواهیجز از دست هر خاکپائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال حقیقیترین و پایدارترین وفا هستی، نباید از هر کسی توقع داشته باشی، چرا که چنین وفایی تنها در دلهای خاص و کمیاب یافت میشود.
دمی خاکپائی تو را مس کند زرپس از خاک به کیمیائی نیابی
هوش مصنوعی: لحظهای وجود خاکی تو را با مس مقایسه میکند، چرا که بعد از فروافتادن به خاک، دیگر نمیتوانی به ارزش زندگیات مانند طلا دست یابی.
نفس عنبرین دار و آه آتشین زنکزین خوشتر آب و هوائی نیابی
هوش مصنوعی: بشر بایستی از عطر خوش و صفای زندگی بهرهمند شود و با شور و شوق زندگی کند، چرا که در این دنیا هیچ چیز را بهتر از این نمیتواند پیدا کند.
به آب خرد سنگ فطرت بگردانکزین تیزتر آسیائی نیابی
هوش مصنوعی: با آب حکمت و فهم، سنگ ذات خود را شکل بده؛ زیرا از این تیزتر و مؤثرتر چیزی نخواهی یافت.
در این هفت ده زیر و نه شهر بالاورای خرد ده کیائی نیابی
هوش مصنوعی: در این هفت ده و نه شهر بالاتر، حتی فراتر از عقل و فهم انسانی، کیمیایی که جستجو میکنی را پیدا نخواهی کرد.
ولیکن به نه شهر اگر خانه سازیبه از دل در او کد خدائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر در نه شهر هم خانه بسازی، باز هم از دل خالی خود، نشانهای از خداوندی نخواهی یافت.
چه باید به شهری تنشستن که آنجابجز هفت ده روستائی نیابی
هوش مصنوعی: آدمی باید در جایی زندگی کند که در آن تنها روستاها نباشد و از تنوع و زندگی شهری بهرهمند باشد.
همه شهر و ده گر براندازی الاعلفخانهٔ چارپایی نیابی
هوش مصنوعی: اگر تمام شهر و روستاها را ویران کنی، باز هم نمیتوانی علفزاری که برای چارپایان است را پیدا نکنی.
به شب شهر غوغای یاجوج گیردبه روزش سکندر دهائی نیابی
هوش مصنوعی: در شب، شهری پر از هیاهو و آشفتگی میشود که مانند یاجوج و ماجوج است، اما در روز، آنقدر قدرت و توانایی وجود ندارد که بتوانی مانند سکندر در آن جایی پیدا کنی.
زنی رومی آید کند کاغذین سدکه از هندی آهن بنائی نیابی
هوش مصنوعی: زنی رومی خواهد کاغذی را بگشاید، اما تو نتوانی از آهن هندی بنایی بسازی.
همه شهر یاجوج گیرد دگر شبکه سد زنان را بقائی نیابی
هوش مصنوعی: وقتی شب دیگری در شهر یاجوج فرامیرسد، دیگر نشانی از سد و سدسازان نخواهی یافت.
برون ران ازین شهر و ده رخش همتکه اینجاش آب و چرائی نیابی
هوش مصنوعی: از این شهر و روستا خارج شو و به کار و تلاش خود ادامه بده، چون در اینجا نه آبی برای زراعت هست و نه چرایی برای زندگی.
به همت ورای خرد شو که دل راجز این سدرة المنتهائی نیابی
هوش مصنوعی: با تلاش و ارادهای فراتر از عقل و دانایی خود عمل کن، زیرا دل آدمی جز این درخت نورانی و بینظیر مقصد دیگری نخواهد یافت.
به دل به رجوع تو کان پیر دین رابجز استقامت عصائی نیابی
هوش مصنوعی: با تکیه بر دل و بازگشت به تو، جز استقامت و ثبات نمیتوانی از این پیر دین چیزی به دست آوری.
فلک هم دو تا پشت پیری است کوراعصا جز خط استوائی نیابی
هوش مصنوعی: آسمان نیز مانند پیرمردی نابینا است که تنها میتواند خط استوا را ببیند و عصای او برای حرکت، تنها همان خط استوا است.
دلت آفتابی کز او صدق زایدکه جز صادق ابن الذکائی نیاب
هوش مصنوعی: دل تو باید مانند خورشید باشد که از آن، راستگویی و صداقت برخیزد؛ چرا که غیر از صادق ابن الذکائی، کسی پیدا نمیشود که این ویژگی را به چنگ آورد.
به صورت دو حرف کژ آمد دل، اماز دل راستگوتر گوائی نیابی
هوش مصنوعی: دل به ظاهر ممکن است دچار تردید و دوگانگی باشد، اما هیچ چیزی راستگوتر از دل نیست.
الف راست صورت صواب است لیکناگر کژ شود هم خطائی نیابی
هوش مصنوعی: الف به درستی شکل صحیحی دارد، اما اگر کج شود، هنوز هم نمیتوان آن را خطا به حساب آورد.
نه نون و القلم هم کژ است اول آنگهبجز راستش مقتدائی نیابی
هوش مصنوعی: اول از هر چیزی، اگر نانی و قلمی هم که داری به درستی استفاده نشود، نمیتوانی به حقیقتی راست و درست دست پیدا کنی. تنها وقتی میتوانی به رهبری و هدایت درست برسید که در مسیر صحیح قرار بگیری.
ز دل شاهدی ساز کو را چو کعبههمه روی بینی قفائی نیابی
هوش مصنوعی: از دل خود نگاهی به کسی بینداز که مانند کعبه، تمام زیباییها را در خود دارد و هرگز از او پشت برنگردانی.
چو دل کعبه کردی سر هر دو زانوکم از مروهای یا صفائی نیابی
هوش مصنوعی: وقتی دل خود را به حق نزدیک کنی، دیگر زانو زدن و خضوع در برابر دیگران مثل مروه یا صفا نخواهد بود و هیچ چیز پاک و باصفا را پیدا نخواهی کرد.
برو پیل پندار از کعبهٔ دلبرون ران کز این به وغائی نیابی
هوش مصنوعی: برو و خیالهای زشت و منفی را از دل خود دور کن، زیرا از چنین افکاری هیچ نفعی نخواهی برد.
بیا کعبهٔ عزت دل ز عزیتهی کن کز این به غزائی نیابی
هوش مصنوعی: بیا دل و جانت را خالی از غرور و خودبزرگبینی کن، زیرا که از این حالت هیچ فایدهای نخواهی برد.
گر از کعبه در دیر صادق دل آییبه از دیر حاجت روائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر با دل صادق و خالص از کعبه به میخانه بیایی، بهتر از آن است که در کعبه برای رفع حاجت بمانی و چیزی نیابی.
ور از دیر زی کعبه بیصدق پوییبه کعبه قبول دعائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر از دیر و کعبه با نیت خالص و صداقت وارد نشوی، دعایت در کعبه پذیرفته نخواهد شد.
رفیق طرب را وداعی کن ار نهز داعی غم مرحبائی نیابی
هوش مصنوعی: دوست خوشگذاران را خداحافظی کن، زیرا اگر به دعوت غم توجه نکنی، دیگر خوشظاهری نخواهی داشت.
در این جایگه غم مقیم است کورابجز پردهٔ دل وطائی نیابی
هوش مصنوعی: در این مکان، غم همیشه حضور دارد و کسی جز دلهای حساس نمیتواند آن را احساس کند.
به دیماه خوف آتش غم سپر کنکه اینجا ربیع رجائی نیابی
هوش مصنوعی: در دیماه، در برابر آتش غمها خودت را محافظت کن، زیرا در اینجا بهار و حال خوب پیدا نخواهی کرد.
چو سرسام سرد است قلب شتا رادوا به ز قلب شتائی نیابی
هوش مصنوعی: وقتی که حالتی سرد و بیحالی بر قلب زمستانی حاکم است، هیچ دارویی برای درمانی به درد دل آن قلب پیدا نخواهی کرد.
به غم دل بنه کاینهٔ خاطرت راجز از صیقل غم جلائی نیابی
هوش مصنوعی: غم دل را تاب بیاور که هیچ زیباییای جز از طریق غم و اندوه نمیتوانی پیدا کنی.
غم دین زداید غم دنیی از توکه بهتر ز غم غم زدائی نیابی
هوش مصنوعی: غم دین باعث میشود غمهای دنیوی از تو دور شود، زیرا هیچ چیزی بهتر از رهایی از غمهای دنیا وجود ندارد.
ولیکن ز هر غم مجوی انس زیراز هر مرغ ملک سبائی نیابی
هوش مصنوعی: اما از هر غمی به دنبال آرامش نگرد، زیرا از هر پرندهای، مرحلهای از خوشی و زیبایی نخواهی یافت.
منه مهره کز راست بازان معنیدر این تخته نرد آشنائی نیابی
هوش مصنوعی: هرگز در این بازی نرد که به دست بازان چیره میچرخد، تلاش نکن که متوجه معنا و حکمت آن شوی؛ چرا که این راهی سخت و نا آشناست.
همه عاجز شش در و مهره در کفبه همت مششدر گشائی نیابی
هوش مصنوعی: همه افراد در تلاشند که مشکلات و دشواریها را حل کنند، ولی با همهی توانایی و تلاششان، اگر بر زحمت و کوشش واقعی تمرکز نکنند، به نتیجه نمیرسند.
اگر کم زنی هم به کم باش راضیکه دل را بیشی هوائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر در عشق کمتر از آنچه که میخواهی به تو بدهند، راضی باشی، چرا که در درون دل خود هیچ چیز بیشتری نخواهی یافت.
دغا در سه شش بیش بینی ز یارانچو یک نقش خواهی دغائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر به دوستانت نظرت را به طور عمیق ببینی، درخواهی یافت که در میان آنها، هیچ دوستی واقعی وجود ندارد.
اگر ثلثی از ربع مسکون بجوئیوفا و کرم هیچ جائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر در یک چهارم از سرزمین مسکون به دنبال وفا و سخاوت بگردی، هیچ جایی پیدا نخواهی کرد.
عقاقیر صحرای دلهاست این دوکه سازندهتر زین دوائی نیابی
هوش مصنوعی: این دو چیز که در دلها جای دارند، مانند داروهایی هستند که برای درمان دردها و مشکلات عاطفی کارسازتر از آنها نخواهی یافت.
دو بر گند بر یک شجر لیکن آن راجز از فیض قدسی نمائی نیابی
هوش مصنوعی: دو میوه روی یک درخت وجود دارد، اما تو این میوهها را فقط با لطف و برکت الهی میتوانی مشاهده کنی.
ازین دو عقاقیر صحرای دلهادر این هفت دکان گیائی نیابی
هوش مصنوعی: در این هفت مغازه، از این دو داروی گرانبها که در دشت دلها یافت میشود، خبری نیست.
وفا باری از داعی حق طلب کنکز این ساعیان جز جفائی نیابی
هوش مصنوعی: وفا را از دعوتکنندگان از حق بخواه، زیرا در این تلاشکنندگان جز خیانت نخواهی دید.
کرم هم ز درگاه حق جوی کز کسحقوق کرم را ادائی نیابی
هوش مصنوعی: از درگاه خداوند کرم و محبت بخواه، زیرا از هیچ کس دیگری نمیتوانی حقوق و مهربانی را دریافت کنی.
دم عیسوی جوی کسیب جان راز داروی ترسا شفائی نیابی
هوش مصنوعی: در لحظه ای که عیسی دم بزند، جان کسی را نمیتوان با داروی ترسایی بهبود بخشید.
در یوسفی زن که کنعان دل راز صاع لئیمان عطائی نیابی
هوش مصنوعی: در دنیای عشق و احساس، نمیتوان انتظار داشت که از دل افراد پست و بیمقدار، چیز ارزشمندی به دست آورد. اگر به دنبال محبت و عشق هستی، باید از دلهای با ارزش و باکرامت جستجو کنی.
ببر بیخ آمال تا دل نرنجدکه بر خوان دونان صلائی نیابی
هوش مصنوعی: به دلخوریهای خود پایان بده و از آرزوهای بزرگ دور شو، زیرا در میان کسانی که به اندازه کافی اهمیت ندارند، امیدی به موفقیت نخواهی داشت.
خرد را چه گوئی که بر خوان دو نانابا بینی ار خود ابائی نیابی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر برای خودت ارزش قائل نباشی و از نان و مواهب زندگی بگذری، چگونه میتوانی از عقل و خرد انتظار داشته باشی که تو را یاری کند یا راهنماییات کند؟ به عبارتی، اگر خودت نسبت به نیازها و حقوق خود بیتوجه باشی، خرد و عقل هم نمیتوانند به تو کمک کنند.
چو سل کرده باشی رگ آب دیدهبصر بستهٔ توتیائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر دستانت را از کار بیندازی و به خواب بروی، هرگز نخواهی توانست از زیباییهای دنیا لذت ببری و چیز تازهای را ببینی.
چو گرگ اجری از پهلوی زاغ کم خورکه برخوان چنان خوش لقائی نیابی
هوش مصنوعی: مانند گرگ، از کنار زاغ کمخور و دستت را از آنچه که نمیتوانی بهدست آوری برمیدار، زیرا اینگونه میچشید طعم لذتبخش را که دیگر پیدا نخواهی کرد.
فرشته شو ارنه پری باش باریکه همکاسه الا همائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی مانند فرشتگان باشی، باید تلاش کنی و خود را ارتقا دهی؛ زیرا اگر این کار را نکنی، اوضاع به گونهای دیگر خواهد بود و نمیتوانی همنشین همترازی پیدا کنی.
نکوئی مجو از کس و پس نکوئیچنان کن که از کس جزائی نیابی
هوش مصنوعی: به دنبال خوبی از دیگران نباش و خودت به گونهای عمل کن که نیازی به پاداش از کسی نداشته باشی.
جزای نکوئی است نام نکوئیکه بالای آن در فزائی نیابی
هوش مصنوعی: پاداش کار خوب، خود نام نیکوست و این نام برتر از هر چیز دیگری است که ممکن است به دست آوری.
تن شمع را روشنی سربها بسکه از طشت زر سربهائی نیابی
هوش مصنوعی: تن شمع به قدری درخشان است که اگر بخواهی از ظرف طلایی سربی پیدا کنی، نخواهی توانست. این بیان نشاندهندهی شدت روشنی و زیبایی است که در وجود او موجود است و اینکه هیچ چیزی نمیتواند به این زیبایی و روشنایی برسد.
نه خاکی که بیرون نیاری ودیعتاگر سیم مزد از سقائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر چیزی را که در درونت پنهان کردی، بیرون نیاوری، هرگز مزد و پاداشی هم نخواهی گرفت.
نه نیز آتشی کز سر خام طمعیغذا کم پزی گر غذائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر از خامدستی و طمع خود دور نشوید، هیچ آتشی هم نمیتواند شما را خوراکی بدهد. اگر غذا نیابید، خود را در زحمت نندازید.
نه عودی که خوش دم بسوزی چو عاشقاگر چون شکر دلربائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر بخواهی مانند یک عاشق خوشدل و شاد زندگی کنی، باید از خودت یک عود بسوزانی و طعم شیرین پیدا کنی. در غیر این صورت، هیچ دلربایی تو را نخواهد گرفت.
اسیران خاکند امیران اولکه چون خاک عبرت فزائی نیابی
هوش مصنوعی: چهرههای برجسته و بزرگوار، در واقع، به نوعی در بند خاک هستند، زیرا مانند خاک، درسی برای عبرتآموزی به ما نمیدهند.
به کم مدت از تاج داران اکنوننبیره نبینی، نیائی نیابی
هوش مصنوعی: به زودی از پادشاهان بلندمرتبه هیچ نشانی نخواهی یافت و حتی نسلهای بعدی آنها نیز ناپدید خواهند شد.
گدای مجرد صفت را که روزیسرش رفت جز پادشائی نیابی
هوش مصنوعی: فردی که زندگی ساده و بدون وابستگی دارد و در عین حال آرزوهای بزرگ دارد، در نهایت به هیچ چیز جز مقام و قدرت نمیرسد.
ولی پادشه را که یک لحظه از سرکله گم شود جز گدائی نیابی
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاهی از مقام و جایگاهش غافل شود و نتواند خود را کنترل کند، تنها چیزی که از او باقی میماند، درخواست و فقر است.
گرفتم فنا خسروی نقش اولز خسرو شدن جز فنائی نیابی
هوش مصنوعی: من مقام پادشاهی را در فنا و زوال بدست آوردهام، و جز در فنای خود نمیتوانی به مقام خسرو دست یابی.
وگر نیز کیخسروی آخر آخرکیانی کیان بی و بائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر روزی به آخرین پادشاه کیانی برسی، بدون شک او را بییار و یاوری نخواهی یافت.
ازین شیر سگ خورده شیری نبینیوزین شوره مردم گیائی نیابی
هوش مصنوعی: از این شیر که سگ خورده، دیگر شیر واقعی نمیبینی و از این شوره نیز نمیتوانی گیاه خوبی پیدا کنی.
ازین ریمن آید کرم؟ نی نیایدز ریم آهن اقلیمیائی نیابی
هوش مصنوعی: آیا از این خاک بیبرکت، خیر و خوبی به دست میآید؟ نه، از این خاک بیکیفیت نمیتوان چیزی با ارزش به دست آورد.
مجوی از جهان مردمی، کاین امانتبه نزدیک دور از خدائی نیابی
هوش مصنوعی: از میان مردم جستجو نکن، زیرا این امانت را در نزد کسانی که دور از خدا هستند نخواهی یافت.
ندانی که تریاک چشم گوزنانز دندان هیچ اژدهائی نیابی
هوش مصنوعی: نمیدانی که اثر مدهوشکننده و جذاب چشم شکارچیان چه قدر قوی است و هیچ موجودی به اندازهی اژدها نمیتواند در برابر آن مقاومت کند.
اگر کرم شب تاب آتش نمایداز آن آتش انس و سنائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر کرم شبتاب به روشنی خود، آتش تولید کند، از آن آتش خوشی و شادی نخواهی یافت.
ز دو نان که برق سرابند از اولبه آخر سحاب سخائی نیابی
هوش مصنوعی: از دو نانی که در سراب هستند، از آغاز تا پایان ابر، هیچ چیزی نخواهی یافت.
قضات از در ظالمان کرد فارغازین دادگرتر قضائی نیابی
هوش مصنوعی: قاضیانی که از راه ظلم و ستم عمل میکنند، برای تو دادگرتر از آنها پیدا نخواهد شد.
تو ویک تنه غربت و وحش صحراکه از مرغ خانه نوائی نیابی
هوش مصنوعی: تو به تنهایی در غربت و در بیابان هستی و از آنجا که در خانهی خود جایی نداری، صدایی نمیشنوی.
چو عیسی که غربت کند سوی بالابجز سوزنش رشتهٔ تائی نیابی
هوش مصنوعی: مانند عیسی که به آسمان میرود و در غربت است، فقط با سوزن خود میتواند رشتهای بهدست آورد و چیز دیگری پیدا نمیکند.
تو چون نام جویی ز نان جوی بگسلکه جم را به مور اقتدائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر به دنبال نام و جایگاه هستی، باید از چیزهای بیارزش و سطحی دوری کنی، زیرا نمیتوانی به مقام و طرفداری پادشاهان بزرگ دست یابی.
ببین همت سنگ آهنربا راکه آن همت از کهربائی نیابی
هوش مصنوعی: به تلاش و ارادهی آهنربا توجه کن که آن اراده را از کهربا نمیتوانی پیدا کنی.
اگر کبریا بینی از نار شایدز کبریت هم کبریائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر بزرگی و عظمت را در آتش مشاهده کنی، شاید متوجه نشوی که در واقع از چیزی به نام کبریت نیز خبری نیست.
ز خاقانی این منطق الطیر بشنوکه چون او معانی سرائی نیابی
هوش مصنوعی: به سخنان خاقانی گوش بسپار، زیرا هیچکس به اندازه او در بیان معنیها توانا نیست.
لسان الطیور از دمش یابی ارچهجهان را سلیمان لوائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر میخواهی از قدرت و تواناییهای موجود در عالم بهرهمند شوی، باید زبان پرندگان را بفهمی و از قدرت آنها استفاده کنی، زیرا ممکن است به موقعیت یا ثروت سلیمان دست نیابی.
سخنهاش موزون عیار آمد آوخکه ناقد به جز ژاژخائی نیابی
هوش مصنوعی: حرفهای او به اندازهای زیبا و موزون است که اگر کسی بخواهد آنها را نقد کند، جز خُلاف و تهمت چیزی نخواهد یافت.
بلی ناقد مشک یا دهن مصریبجز سیر یا گندنائی نیابی
هوش مصنوعی: به راستی، در نقد و بررسی چیزها جز عطر مشک یا زیبایی دهن مصری، چیزی با ارزش نخواهی یافت.
گر این فصل بر کوه خوانی هماناکه جز بارک الله صدائی نیابی
هوش مصنوعی: اگر در این فصل بر کوه آواز بخوانی، فقط صدای "بارک الله" را خواهی شنید و صدای دیگری نخواهی گرفت.
بهاری است خوش چون گل نخل بندانکه از زخم خارش عنائی نیابی
هوش مصنوعی: بهاری خوش و زیباست مانند گل نخل که از جراحت و درد آن، چیزی نخواهی دید.