رباعی شمارهٔ ۱۱۳
هوش مصنوعی: در این اشعار، شعرگو از درد و زخم عاطفی سخن میگوید. او به بند و زنجیری که بر دلش قرار داده شده اشاره میکند و آن را به گونهای تشبیه میکند که مانند نقبی به خانهای از خون و درد است. او از عدم توانایی دل در تحمل فشار بیرون آمده و پرسش میکند که خیمه (زندگی) چه ارزشی دارد وقتی که ستونی (پایه و اساس) آن را از بین بردهاند. به طور کلی، شاعری از احساس ناامیدی و بیپناهی در برابر مشکلات سخن میگوید.
این بند که بر دلم کنون افکندندنقبی است که بر خانهٔ خون افکندند
هوش مصنوعی: این بند که بر دلم گذاشتهاند، راهی است که به خانهای پر از درد و رنج میرسد.
دل کیست کز او صبر برون افکندندخیمه چه بود چونش ستون افکندند
هوش مصنوعی: دل چه موجودی است که سبکبال از آن صبر و شکیبایی را کنار گذاشتند؟ چه اتفاقی افتاد که مانند یک چادر برپا شده، ستون و پایهاش را برداشتند؟