شمارهٔ ۴ - در مدح سلطان جلال الدین ابو المظفر شروان شاه اخستان
هوش مصنوعی: این شعر معروف و زیبا به توصیف جلوههای صبح و زیباییهای آن پرداخته است. شاعر به تصویر کشیدن صحنههای دلربای صبح میپردازد، از بستن برقع بر چهره دوست گرفته تا نغمههای پرطراوت پرندگان و نورانی شدن آسمان. در این شعر، صبح به عنوان نمادی از زندگی، عشق و زیبایی معرفی شده و به کنایه از عشق و سرور در بزمهای مختلف یاد میشود. شاعر با دعای برای شادی و خوشی، بر لزوم استفاده از لحظات خوب و پر بار زندگی تأکید میکند و به اینکه باید از می و روزهای خوش بهره برد، اشاره دارد. در نهایت، شعر از زیبایی و شکوه پادشاهی و نقش آن در برقراری عدالت و جود یاد میکند.
برقع زرنگار بندد صبحنقش رخسار یار بندد صبح
هوش مصنوعی: صبح با نور خود زیبایی چهره معشوق را پوشانده و جلوهای خاص به آن میبخشد.
از جنیبت فرو گشاید ساختآینه بر عذار بندد صبح
هوش مصنوعی: از سوی تو، صبح آینهای نورانی میسازد و بر چهرهام میافتد.
دم گرگ است یا دم آهوکه همه مشک بار بندد صبح
هوش مصنوعی: در وقت طلوع صبح، زمان خوبی است که حیواناتی مثل گرگ و آهو به شکار و فعالیت میپردازند که ممکن است نشانهای از بهار یا شادی باشد. این زمان، زمانی است که همه چیز برای فراهم کردن نعمت و برکت آماده میشود.
بدرد جیب آسمان و بر اوگوی زر آشکار بندد صبح
هوش مصنوعی: در صبح، طلای درخشان و روشن در آسمان ظاهر میشود و جیب آسمان را زینت میبخشد.
ببرد نقب در حصار فلکو آتش اندر حصار بندد صبح
هوش مصنوعی: در این بیت به تصویر کشیده شده که از دیوارهای آسمان عبور میکنیم و آتش را در داخل حصار به دام میافکنیم، و صبح را به نحوی از خواب بیدار میسازیم.
جویباری کند ز دامن چرخچشمه در جویبار بندد صبح
هوش مصنوعی: چشمهای از سمت آسمان به جویبار میریزد و صبح را در دل خود جای میدهد.
از برای یک اسبه شاه فلکبیرق شاهوار بندد صبح
هوش مصنوعی: به خاطر یک اسب، به فرمانروایی آسمان پرچم شاهانهای برپا میشود صبحگاه.
کتف کوه را ردا بافدکه زر اندود تار بندد صبح
هوش مصنوعی: کوه از طلای صبحگاهی به زیبایی پوشیده شده است و مانند یک جامه بافتی دلانگیز دارد.
بهر دریاکشان بزم صبوحکشتی زرنگار بندد صبح
هوش مصنوعی: برای دریانوردان، مهمانی صبحانه با نوشیدنی را برپا میکنند و صبح به زیبایی و جلال شروع میشود.
پردهٔ عاشقان درد و آنگهجرم بر روزگار بندد صبح
هوش مصنوعی: عاشقان احساس درد را تجربه میکنند و در نهایت این احساسات و تجربیات را به روزگار میسپارند تا صبحی تازه و نو آغاز شود.
بر گلو گاه مرغ رنگین تاجزیور ناله دار بندد صبح
هوش مصنوعی: صبح که میرسد، مرغی با تاج زیبا و رنگین، نالهای آغاز میکند و این صدا مانند زنجیری بر گردن او میافتد.
برگ ریز خزان کند انجمباز نقش بهار بندد صبح
هوش مصنوعی: در فصل پاییز، وقتی برگها میریزند، ستارهها دوباره به زندگی باز میگردند و صبح، زیباییهای بهار را به تصویر میکشد.
روز را بکر چون برون آیدعقد بر شهریار بندد صبح
هوش مصنوعی: روز تازه و نیکو زمانی آغاز میشود که صبح به میهمانی پادشاه بیاید.
خسرو اعظم آفتاب ملوکظل حق مالک الرقاب ملوک
هوش مصنوعی: خسرو بزرگ، که مانند خورشید برتر از تمامی پادشاهان است، سایهای از حق و صاحب اختیار بر تمامی پادشاهان است.
مرغ خوش میزند نوای صبوحبشنو از مرغ هین صلای صبوح
هوش مصنوعی: پرندهای خوشصدا آهنگ صبحگاهی میخواند، به صدای آن گوش بده و نغمه صبح را بشنو.
نورهان دو صبح یک نفس استآن نفس صرف کن برای صبوح
هوش مصنوعی: نورهان دو صبح به یک نفس میماند، پس این نفس را برای صبحانه صرف کن.
راح ریحانی ار به دست آریتو و ریحان و راح و رای صبوح
هوش مصنوعی: اگر تو بتوانی گل خوشبو را به دست آوری، به همراه آن میتوانی لذت و شادی را هم تجربه کنی.
پی غولان روزگار مروتو و بیغولهٔ سرای صبوح
هوش مصنوعی: به دنبال مشکلات و سختیهای زندگی نرو و در جاهای ناامن و خطرناک وقت خود را تلف نکن.
ساغری پیش از آفتاب بخواهاز می آفتاب زای صبوح
هوش مصنوعی: قبل از طلوع آفتاب، از شراب صبحگاهی درخواست کن که از زیر نور آفتاب به وجود آمده است.
رطل پرتر بران که خواهد راندروز یک اسبه در قفای صبوح
هوش مصنوعی: بیشتر از آنچه که هست، در خود بیفزا، که روزی خواهد آمد که مثل یک اسب در پی خوشیهای صبحگاه حرکت خواهی کرد.
روز آن سوی کوه سرمست استاز نفسهای جانفزای صبوح
هوش مصنوعی: روز در آن سوی کوه شاداب و پر انرژی است و نفسهای تازهای از سحرگاه جانش را زنده کرده است.
چه عجب گر موافقت را کوهرقص درگیرد از قوای صبوح
هوش مصنوعی: عجب نیست اگر در این روزهای خوش و شاد، عاشقانهها و شادیها مانند کوه به جنبش درآیند و زندگی را پر از نشاط کنند.
زهد بس کن رکاب باده بگیرکه نگیرد صلاح جای صبوح
هوش مصنوعی: از خودسازی و پرهیزکاری دست بکش و بگذار تا سراغ نوشیدن شراب بروی، زیرا تدبیر و صلاح نمیتواند جای لذت و خوشی را بگیرد.
یک رکابی مپای بر سر زهدچون شود دل عنان گرای صبوح
هوش مصنوعی: بر خود زحمت نزن که به ظاهر زهد و دیانت خود را به نمایش بگذاری، زیرا وقتی دل انسان به میگساری و عشق گرایش پیدا کند، دیگر به ظاهر اهمیت نمیدهد.
روز اگر رهزن صبوح شودچاشت تا شام کن قضای سبوح
هوش مصنوعی: اگر روز به شیرینی صبحگاهان تبدیل شود، پس تا شب باید از آن بهرهبرداری کرد و زمانهای خوب را غنیمت شمرد.
دیدهٔ روز را چو روی شفقلعل گردان به جرعههای صبوح
هوش مصنوعی: چشمان روز را مانند رنگ قرمز صبحگاهی زیبا کن، با جرعههایی از شراب صبحگاهی.
خوانچه کن باده کش چو خاقانییاد شه گیر در صفای صبوح
هوش مصنوعی: باده بنوش و لذت ببر، مانند خاقانی که یاد پادشاهی را زنده میکند، در زیبایی و صفای صبحگاه.
شاه ایرانیان جلال الدینسر سامانیان جلال الدین
هوش مصنوعی: شاه ایرانیان، جلالالدین، از خاندان سامانیان است و دارای شکوه و عظمت خاصی است.
عاشقان جان فشان کنند همهشاهدان کار جان کنند همه
هوش مصنوعی: عاشقان برای عشق خود جان میدهند و تمام معشوقان نیز در این راه تلاش میکنند.
در قماری که با ملامتیانداو عشرت روان کنند همه
هوش مصنوعی: در بازیای که ملامتیان سرگرم لذت و خوشی هستند، همه چیز به صورت قمار پیش میرود.
جرعه ریزند بر سلامتیانکه صبوح از نهان کنند همه
هوش مصنوعی: مشروبخوران به سلامت دوستان خود نوشیدنی میریزند، چون همه صبحانه را در پنهانی صرف میکنند.
ور کسی توبه بر زبان راندخاکش اندر دهان کنند همه
هوش مصنوعی: اگر کسی به زبان خودش توبه کند، همه او را زیر فشار قرار میدهند و نمیگذارند از اشتباهاتش بیرون بیاید.
بر سر تخت نرد چون طفلانلعبت از استخوان کنند همه
هوش مصنوعی: بر فراز تخت نرد، مانند کودکان بازی را آغاز میکنند و از چیزهای بیارزش همچون استخوان بهره میبرند.
کعبتین بر مثال پروین استکه بر او شش نشان کنند همه
هوش مصنوعی: دو کعبه مانند ستارههای خوشه پروین هستند که بر روی آنها شش علامت مشخص قرار دادهاند.
وآنچه در بزمگه حریفانندرخ ز می گلستان کنند همه
هوش مصنوعی: آنچه در دورهمیها و مهمانیها زیبایی و جذابیت دارد، مانند گلهای خوشبو و زیباست که در باغستان میدرخشند.
بدرند از سماع دخمهٔ چرخسخره بردخمهبان کنند همه
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که افراد از شنیدن صدای نالهها و زجرهای دنیا خسته و ناامید شدهاند و همه به نوعی به سمت فرار از این وضعیت میروند. به عبارت دیگر، آنها به دنبال رهایی از مشکلات و ناامیدیها هستند.
مطربان از زبان بربط گنگزخمه را ترجمان کنند همه
هوش مصنوعی: موسیقیدانان از صدای ساز خود به بهترین شکل احساسات و معانی را بیان میکنند.
چنگ را با همه برهنه سریپای گیسو کشان کنند همه
هوش مصنوعی: چنگ را که ساز موسیقی است، با زیبایی و سادگی خود، همگان را جذب میکند و با کشش و زیبایی موهایش، توجه همه را به خود جلب میکند.
چون به کف برنهند ساغر میز انس صید روان کنند همه
هوش مصنوعی: وقتی که جام شراب را به دست میسپارند، همه به دنبال لذت و خوشی میروند.
در بر دف هر آنچه حیوانندیاد شاه اخستان کنند همه
هوش مصنوعی: در دامان هر موجود زندهای، یاد و نام شاه همیشه محفوظ است و به آن احترام گذاشته میشود.
پشت ملت خدایگان اممروی دولت نگاهبان عجم
هوش مصنوعی: پشتگرم و پشتیبان ملت، خدایان و سران اقوام هستند و حفاظت از دولت و حکومت از آنهاست.
خاصگان جهد آن کنید امروزکب عشرت روان کنید امروز
هوش مصنوعی: امروز تلاش کنید تا از خوشیها بهرهمند شوید و لذت ببرید.
تا به شب هم صبوح نوروز استروز در کار آن کنید امروز
هوش مصنوعی: امروز را غنیمت شمارید و در کارهای خود کوشش کنید، چون که به شب و پایان روز، زمان برای شادی نوروز باقی است.
انسیان را هم از مصحف انسروضهٔ انس و جان کنید امروز
هوش مصنوعی: امروز میتوانید دلها را با زیباترین کلام و داستانهای دلنشین پر کنید و روح و جان آنها را شاد کنید.
ز آن گلی کز حجر، نه از شجر استحجره چون گلستان کنید امروز
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی آن گلی که از سنگ به دست آمده و نه از درخت، امروز این اتاق را مانند گلستان کنید.
هست روی هوا کبوترفامز آتش ارزن فشان کنید امروز
هوش مصنوعی: امروز، آسمان به رنگ کبوتر است و با شعلههای آتش، دانههای ارزن را پاشیدهاند.
زآتشی کآفتاب ذرهٔ اوستآسمان را نهان کنید امروز
هوش مصنوعی: امروز آسمان را به خاطر آتشی که ذرهای از نور خورشید است، بپوشانید.
وز میی کآسمان پیالهٔ اوستآفتابی عیان کنید امروز
هوش مصنوعی: امروز با نگاهی به آسمان، روشنایی و تابش آفتاب را در ظرفی که از شراب الهی پر شده است، ببینید.
بید را چون زکال کرد آتشباده راوق بدان کنید امروز
هوش مصنوعی: اگر درخت بید را آتش بزنند، زغال میشود، امروز هم باید باده را با آن زغال داغ کنید.
از پی آن تذرو زرین پرآهنین آشیان کنید امروز
هوش مصنوعی: امروز به دنبال ساختن آشیانهای طلاگون با پایهای آهنین بروید.
بهر مریخ آفتاب علمحصن بام آسمان کنید امروز
هوش مصنوعی: برای فرایند یادگیری و دانش، امروز باید مانند آفتابی که بر فراز آسمان میتابد، از قدرت و روشنی علم استفاده کنیم.
رومیان چون عرب فرو گیرندقبله از رویمان کنید امروز
هوش مصنوعی: رومیها اگر مانند عربها به سوی ما روی آورند، امروز قبله را از سمت ما قرار دهید.
ران خورشید را بدان آتشداغ شاه جهان کنید امروز
هوش مصنوعی: امروز در سایه آتش داغ خورشید، برتری و سلطنت پادشاهی جهانی را به نمایش بگذارید.
بازوی زهره را به نیل فلکبوالمظفر نشان کنید امروز
هوش مصنوعی: امروز، بازوی زهره را که نمادی از زیبایی و شگفتی است، به آسمان آبی نشان دهید تا همه آن را ببینند و تحسین کنند.
بحر جود اخستان گوهر بخششاه گیتیستان کشور بخش
هوش مصنوعی: دریای بزرگواری و بخشش، گوهرهای ارزشمندی را به مردم میدهد و شاهی که در این جهان بخشنده است، سرزمین را سرشار از خیر و برکت میکند.
داد عمر از زمانه بستانیمجام به وام از چمانه بستانیم
هوش مصنوعی: بیایید عمر خود را از زمان بگیریم و از زندگی لذت ببریم. با هم میتوانیم از زیباییها و شادیهای طبیعت بهرهمند شویم.
ساقیا اسب چار گامه برانتا رکاب سهگانه بستانیم
هوش مصنوعی: ای ساقی، بیا و سریعتر بران که ما بتوانیم سه نوع نوشیدنی را از تو بگیریم.
اسب درتاز تا جهان طرببه سر تازیانه بستانیم
هوش مصنوعی: به تندرفتن اسب ادامه بده تا اینکه شادی و لذت در جهان را با ضربه تازیانه به دست آوریم.
نسیه داریم بر خزانهٔ عیشهمه نقد از خزانه بستانیم
هوش مصنوعی: ما از خوشیها یادداشت کردهایم و همهی لذتها را باید بهزودی به دست آوریم.
ساتگینی دهیم و جور خوریمدورها در میانه بستانیم
هوش مصنوعی: ما در میانه کار با دقت و صداقت عمل میکنیم و هرگونه سختی را تحمل میکنیم.
یک دو دم بر سه قول کاسهگریچار کاس مغانه بستانیم
هوش مصنوعی: برای مدتی کوتاه، بر روی سه موضوع یا مسئلهای خاص تمرکز کنیم و از فرهنگ و آداب مغان بهرهمند شویم و لذت ببریم.
عقل اگر در میانه کشته شوددیت از بادهخانه بستانیم
هوش مصنوعی: اگر عقل و منطق در وسط میدان نابود شود، باید غرامت آن را از میخانه بگیریم.
به سفالی ز خانهٔ خمارآتشی بیزبانه بستانیم
هوش مصنوعی: از خانهای که حال و هوای آن تحت تأثیر غم و اندوه است، شعلهای بیهیاهو و آرام بهدست آوریم.
لب ساقی چو نوش نوش کندنقل از آن ناردانه بستانیم
هوش مصنوعی: لبهای ساقی مانند نوشی گوارا هستند، پس بیایید ما نیز از آن دانههای خوشبو بهرهمند شویم.
با جراحت بساز خاقانیتا قصاص از زمانه بستانیم
هوش مصنوعی: با زخمهایی که بر تو میزنند، بساز و مدارا کن، تا بتوانیم از زمانه کینه و انتقام بگیریم.
زین سیه کاسه دست کفچه کنیمطعمهٔ بیبهانه بستانیم
هوش مصنوعی: از این کاسهٔ سیاه، که در دست داریم، استفاده کرده و بیدلیل، طعمهای را به دست میآوریم.
در شکر ریز نوعروس بقابهر خسرو نشانه بستانیم
هوش مصنوعی: در شیرینی نوعروس، پیوندی برای زندگی خوب و خوشبختی و همچنین نشانهای برای خوشی و سرسبزی فراهم میکنیم.
ملک الملک کشور پنجمقامع اوج اختر پنجم
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف مقام و جایگاه با شکوه یک پادشاه اشاره دارد که در مرتبهای عالی قرار دارد و در عین حال بر فراز همه ستارهها و سیارهها سلطنت میکند. او در یک کشور بزرگ و باشکوه فرمانروایی میکند که به عنوان بالاترین مقام، قدرت و عظمت ویژهای دارد.
ناامیدان غصهخور ماییمعبرت کار یکدگر ماییم
هوش مصنوعی: ما افرادی هستیم که از ناامیدی و غم رنج میبریم و به نوعی درسی که از حال یکدیگر میگیریم، عبرتی برای هم هستیم.
ماهیآسا میان دام بلاهمه سرگوش و بیخبر ماییم
هوش مصنوعی: مانند ماهیانی که در دام بلا گرفتار شدهاند، ما هم در حالی که در اطراف خود حادثهها را مشاهده میکنیم، بیخبر و غافل هستیم.
کعبتینوار پیش نقش قضاهمه تن چشم و بیبصر ماییم
هوش مصنوعی: ما همچون کعبه که به عنوان قبله شناخته میشود، به سرنوشت و تقدیر خویش توجه داریم، اما با وجود اینکه تنها به آن مینگریم، در حقیقت از درک و بینش واقعی خود بیبهرهایم.
زین دو تا کعبتین و سی مهرهگرو رقعهٔ قدر ماییم
هوش مصنوعی: از این دو کعبه و سی عدد مهره، ما به نشانهٔ مقام و ارزش خود پیچیدهایم.
دستخون است و هفده خصل حریفوه که در ششدر خطر ماییم
هوش مصنوعی: دستهای ما سرشار از مهارت و ویژگیهای ارزشمند است، اما در شرایط خطرناکی قرار داریم که ممکن است به مشکل بربخوریم.
غرق طوفان وحشتیم ایراکنوح ایام را پسر ماییم
هوش مصنوعی: ما در وسط طوفان وحشت غرق شدهایم، ای نوح، فرزند روزگار.
باد نسبت به ما کند زیراکهیچ بن هیچ را پدر ماییم
هوش مصنوعی: باد به ما نیکی نمیکند، زیرا ما هیچگونه نسبتی با او نداریم؛ ما پدر هیچچیز نیستیم.
کم ز هیچاند جمله هیچ کسانوز همه کمعیارتر ماییم
هوش مصنوعی: هیچکس از میان همه افراد کمارزشتر از ما نیست و ما بسیار کمارزش و فاقد ارزش هستیم.
جرعه چینان مجلس همهایمچه عجب خاک پی سپر ماییم
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به جمع کسانی اشاره میکند که در مجلس و محفلهای شاد و خوش مینوشند و از نوشیدنیها لذت میبرند. او تعجب میکند که ما در این حال و هوای خوش و سرور، در واقع به نشانه تواضع و خاکساری خود، به مایههای زمین و خاک پناه میبریم. این نکته نشاندهنده حالی است که حتی در لذت و شادابی نیز وجود ما به نوعی به خاک و ریشههای ساده زندگی مرتبط است.
دست غیری مبر که در همه شهرقلب کاران کیسه بر ماییم
هوش مصنوعی: دست هیچ کس را از خود دور مکن، زیرا در تمام شهر کسانی که عاشقند، ما همیشه در دست داریم.
همچو آیینه از نفاق درونتازه روی و سیه جگر ماییم
هوش مصنوعی: ما همچون آیینهای هستیم که از درون درگیر نفاق و تزویریم، اما ظاهری زیبا و روشن داریم و در دل، غم و کدورت را حمل میکنیم.
چند گوئی که کس به ده در نیستآنکه کس نیست مختصر ماییم
هوش مصنوعی: از چه کسی باید بگویی که افراد در ده نیستند؟ در واقع، هیچکس در آنجا نیست و ما هم تنها و کم هستیم.
هر زمان گویی از سگان کهایدسگ خاقان تاجور ماییم
هوش مصنوعی: هر وقت میگویید که از کدام سگان هستید، ما سگهای شاه تاجور هستیم.
شاه ایرانیان مظفر ازوستجاه سلجوقیان موفر ازوست
هوش مصنوعی: شاه ایرانیان از سوی او موفق است و بزرگی و عظمت سلجوقیان نیز به خاطر اوست.
عشقت آتش ز جان برانگیزدرستخیز از جهان برانگیزد
هوش مصنوعی: عشقت همچون آتش جان را روشن میکند و باعث برانگیختن تغییرات و تحولات بزرگی در دنیا میشود.
باد سودات بگذرد بر دلزمهریر از روان برانگیزد
هوش مصنوعی: بادهای خوشی به دلهای یخزده میوزند و جان را به جنب و جوش وا میدارند.
خیل عشقت به جان فرود آیدسیل خون از میان برانگیزد
هوش مصنوعی: عشق تو به جانم چنان وارد میشود که سیل خونی از دل برمیخیزد و نور دردناکی را به همراه دارد.
تا قیامت غلام آن عشقمکه قیامت ز جان برانگیزد
هوش مصنوعی: من تا پایان عمر بنده عشق خودم هستم که در روز قیامت جان مرا زنده خواهد کرد.
از برونم زبان فروبنددوز درونم فغان برانگیزد
هوش مصنوعی: خارج از وجودم، محافظم ساکت است و در درونم، ناله و ضیافتی از درد و احساسات برپا است.
تب پنهانی غم تو مرالرزه از استخوان برانگیزد
هوش مصنوعی: عشق و غم تو در درونم شعلهور است، به طوری که احساس میکنم از شدت آن تمام وجودم به لرزه میافتد.
ناله پیدا از آن کنم که غمتتب عشق از نهان برانگیزد
هوش مصنوعی: این نالهای که از دل برمیخیزد به این خاطر است که دلتنگی و غم عشق تو در وجودم شعلهور شده و درونم را تحت تأثیر قرار میدهد.
هجر بر سر موکل است مرااز سرم گرد از آن برانگیزد
هوش مصنوعی: فراق و جدایی به من سخت فشار میآورد و باعث میشود که افکارم به هم بریزد و نتوانم آرامش پیدا کنم.
شحنهٔ وصل کو که هجر تو رااز سرم یک زمان برانگیزد
هوش مصنوعی: کسی که بتواند مرا از یاد جدایی تو یک لحظه بیرون آورد، کجاست؟
آه خاقانی از تف عشقتآتش از آسمان برانگیزد
هوش مصنوعی: آه خاقانی از محبت تو چنان شعلهوری دارد که آتش را از آسمان به حرکت درمیآورد.
چون حدیثی کند دل از دهنشباد آتش فشان برانگیزد
هوش مصنوعی: زمانی که دلش چیزی بگوید، کلماتش مانند آتشی که از دهانش فوران میکند، اثرات شدیدی به همراه خواهد داشت.
فر شروان شهی ز راه زبانآب آتش نشان برانگیزد
هوش مصنوعی: وقتی که شیرینی و زیبایی یک سخن، مانند فرش گرانبهایی از شروان است، میتواند از طریق کلمات و گفتار، احساسات عمیقی را در دل برانگیزد و آتش عشق و هیجان را روشن کند.
بیخلافی خلیفهٔ خرد اوستمستحق الخلافتین خود اوست
هوش مصنوعی: خلیفهای که بیتردید و بیاشکال است، شایستهٔ مقام خلافت است و خود او قابلیت این مقام را دارد.
آفتاب از وبال جست آخریوسف از چاه و دلو رست آخر
هوش مصنوعی: خورشید به تدریج از سایه بیرون آمد و یوسف نیز در نهایت از چاه آزاد شد و به بالای دلو رسید.
چاه را سر فرو گرفت الحقدلو را ریسمان گسست آخر
هوش مصنوعی: چاه عمیق به قدری عمیق است که هر بار که کسی سعی میکند آب از آن بکشد، عمق چاه مانع میشود و دلو نمیتواند به بالا برود. به این ترتیب، شرایط به گونهای است که امید به دست آوردن آب از چاه کمتر میشود.
چشمهٔ خور به حوض ماهی دانآمد و در فکند شست آخر
هوش مصنوعی: چشمه نور خورشید بر حوضی که در آن ماهیها هستند تابید و در آخرین لحظه، انگشت خود را در آن فرو کرد.
چون سلیمان نبود ماهیگیرخاتم آورد باز دست آخر
هوش مصنوعی: چون سلیمان، که دارای قدرت و حکمت بود، دیگر ماهیگیر نیست، و در نهایت، آنچه از این کار نصیبش شده، خاتم است که نشاندهندهی افتخار و مقام است.
با وشاقان خاص گیسو دارشاه افلاک برنشست آخر
هوش مصنوعی: در نهایت، به آرامی و زیبایی با کسانی که دارای زیبایی و رازهای خاص هستند، در کنار یکدیگر نشسته و از زندگی لذت میبرند.
بیست و یک خیلتاش سقلا بیشخیل دی ماه را شکست آخر
هوش مصنوعی: در روز بیست و یکم ماه دی، برف و باران به شدت همه جا را پوشانده و زمستان خود را به اوج رسانده است.
خایهٔ زر پرید مرغآسااز پی این کبود طست آخر
هوش مصنوعی: زردی خایه مانند پرواز پرندهای از پی این کبود رنگ بدی به سوی مقصد آخر میرود.
چرخ را چون سمند نعل افکندتنگ بر نقره خنگ بست آخر
هوش مصنوعی: چرخ را مانند سمندی که با دقت و محکم بر نقرهای سنگین نعل بندند، به سختی و با تلاش بر افرازند.
روز پرواز کرد و بالا شدشب به کاهش فتاد پست آخر
هوش مصنوعی: روز به پایان رسید و شب شروع به کاهش پیدا کرد و به وضعیت پایینتری رسید.
بر قراسنقر اوفتاد شکستوآقسنقر ز بیم جست آخر
هوش مصنوعی: در دشت قراسنقر شکست خورد و در نهایت، آقسنقر از ترس به سمت دیگر فرار کرد.
قدر گیتی بهار بفزایدپیش دارای دین پرست آخر
هوش مصنوعی: بهار دنیا ارزش و زیبایی بیشتری پیدا میکند زمانی که به ارزشهای دینی و معنوی توجه شود.
درجی در رقم شود مرفوعچون دقایق رسد به شصت آخر
هوش مصنوعی: زمانی که دقایق به شصت میرسند، ساعت به صورت خودکار حرکت میکند و تغییر میکند.
از کیومرث کاولین ملک استهر نیائیش بر زمین ملک است
هوش مصنوعی: کیومرث، نخستین پادشاه و انسان، سلطنتی را که بر زمین برقرار کرده، به ارث گذاشته است و تمام زادگان او نیز از همان نسل هستند.
عرشیان سایهٔ حقش داننداختران نور مطلقش دانند
هوش مصنوعی: فرشتگان او را مورد لطف و رحمت میدانند و ستارهها نور او را خالص و بینقص میشمارند.
چون فریدون مظفرش گویندچون سکندر موفقش دانند
هوش مصنوعی: وقتی از فریدون به عنوان کسی که پیروز و دارای شجاعت است یاد میشود، مانند آن است که از سکندر به عنوان یک فرد موفق و پیروز سخن گفته شود.
خاطب او را به ملک هفت اقلیمگر کند خطبه بر حقش دانند
هوش مصنوعی: اگر کسی برای او از سرزمینهای هفتگانه سخنرانی کند، او را به عنوان فردی راستین و درستکار میشناسند.
ور گواهی به چار حد جهانبگذراند مصدقش دانند
هوش مصنوعی: اگر کسی به تمام مرزهای جهان هم شهادت دهد، او را تأیید شده میدانند.
در کف بحر کف او گردونگر محیط است زورقش دانند
هوش مصنوعی: اگر دریا را در نظر بگیریم، کف دست او مثل سعی و تلاش است و اگر دنیا دور او بچرخد، قایقش را به عنوان وسیلهای برای عبور از این دریا میشناسند.
چرخ اخضر چو در شود به شفقاز خم تیغ ازرقش دانند
هوش مصنوعی: وقتی که آسمان سبز به رنگ سرخ درآید، از خم تیغ آبی رنگش میدانند.
دود آن آتش مجسم اوستاینکه چرخ مطبقش دانند
هوش مصنوعی: دود ناشی از آتش او به صورت واضحی در حال نمایان شدن است، همانطور که برخی به چرخش و حرکت او اشاره میکنند.
چرخ را خود همین تفاخر بسکاخور خاص ابلقش دانند
هوش مصنوعی: چرخ (دوران زمان) به خاطر تفاخر و خودبرتر بینی ما، فقط به خاطر این که به خودمان را خاص و متفاوت بدانیم، به ما میچرخد و توجهی به دیگران ندارد.
این جهان راز رای او حصنی استکنجهان حد خندقش دانند
هوش مصنوعی: این دنیا به عنوان قلعهای از تدبیر و اراده اوست، که مرز آن مانند خندقی شناخته میشود.
کوه را ز اژدهای بیرق اولرزهٔ برق بیرقش دانند
هوش مصنوعی: کوه به خاطر پرچم او به لرزش میافتد و این لرزش را به خاطر قدرت و شکوه پرچم او میدانند.
دشمنش داغ کردهٔ زحل استاز سعادت چه رونقش دانند
هوش مصنوعی: دشمن او از غم و ناراحتی به شدت آسیبدیده است، حالا دیگران چطور میتوانند از خوشبختی او باخبر شوند؟
هرکه جوش تنور طوفان دیدنان در او بست احمقش دانند
هوش مصنوعی: هرکس که طوفان و آشفتگیهای شدید را تجربه کند، در نهایت به نتیجهای نیکو و مثبتی میرسد، اما برخی او را نادان میپندارند.
راوی من که مدح شه خواندصد جریر و فزردقش دانند
هوش مصنوعی: راوی من که شعر ستایش گویای شه است، همانند جریر و فرزدق معروف است.
بر بساطش به مدحت اندیشیعنصری را دهم سه شش پیشی
هوش مصنوعی: بر روی بساطش، اگر در ستایش او فکر کنی، به عنصری یک امتیاز سه شش میدهم.
شاه انجم غلام او زیبدسکهٔ دین به نام او زیبد
هوش مصنوعی: پادشاهی که در آسمانهاست، شایستهٔ خدمت و بندگی اوست و سکههایی که به نام او ضرب میشود، سزاوار اوست.
تیغ هندیش صیقل کفر استلاجرم روم رام او زیبد
هوش مصنوعی: تیغ هندیه به عنوان نمادی از کفر و ناباوری شناخته میشود، بنابراین، روم باید تحت تأثیر آن قرار گیرد و به طریقی به آن تسلیم شود.
با سکندر برابرش ننهمکه سکندر غلام او زیبد
هوش مصنوعی: من او را در برابر سکندر قرار نمیدهم، چرا که سکندر در برابر او باید مانند یک غلام باشد.
کب حیوان کجا سکندر جستتشنهٔ فیض جام او زیبد
هوش مصنوعی: کجا میتوان خری را پیدا کرد که سکندر در جستجوی نوشیدن جام فیض او باشد؟
آنچه نخاس ارز یوسف کردار ز گفتار خام او زیبد
هوش مصنوعی: چیزی که ارز یوسف را تحت تأثیر قرار داد، به خاطر سخنان ناپخته او بود.
نسر طائر بیفکند شهپرکه پرش بر سهام او زیبد
هوش مصنوعی: پرندهای که در آسمان پرواز میکند، در زمان مناسب بالهایش را به سمت زمین میآورد تا بر روی تیرکهای او فرود آید.
ماه منجوق گوهر سلجوقدر ظلال حسام او زیبد
هوش مصنوعی: ماه مانند منجوقی از گوهر درخشان سلجوقی است که در سایهی شمشیری به نام حسام، زیبایی بیشتری پیدا میکند.
مدد پاس دودهٔ عباسسایهٔ احتشام او زیبد
هوش مصنوعی: کمک به پاس خاندان عباس، سایهٔ بزرگواری او سزاوار است.
صورت عدل تنگ قافیه استکه ردیف دوام او زیبد
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و نیکویی وصف میکند که عدالت، همچون صورتی زیبا و تنگ در قافیه است و استقامت و پایداری آن شایسته و مناسب است.
آسمان گرنه سرنگون خیزددرع بالای تام او زیبد
هوش مصنوعی: اگر آسمان به زمین بیفتد، بر تن بالای او که در آنجا قرار دارد، شایسته است.
فرخ آن شاهباز کز پی صیدساعد شه مقام او زیبد
هوش مصنوعی: یک شاهباز خوشبخت که به دنبال شکار است، جایگاه او شایستهی آن مقام است.
بخ بخ آن بختیی که کتف رسولجایگاه زمام او زیبد
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن بختی که شایستهاش باشد که فرمان امام را بر دوش گیرد.
دولت تیز مرغ تیز پر استعدل شه پایدام او زیبد
هوش مصنوعی: ثروت و خوشبختی برندگان وابسته به انصاف و عدالت حاکم است و تنها در سایهی چنین عدلی است که آن ثروت و خوشبختی پایدار خواهد ماند.
چنبر کوس او خم فلک استساقی کاس او صف ملک است
هوش مصنوعی: ساقی، جام او در دست دارد و در حقیقت، همانند قوس و قزح است که در آسمان دیده میشود. جام او نمایانگر سلطنت و شکوه است.
گرنه دریاست گوهر تیغشموج خون چون زند سر تیغش
هوش مصنوعی: اگر دریا باشد، جواهری که در آن قرار دارد، امواج خونین است که وقتی تیغ آن به سطح آب میرسد، به وجود میآید.
کوه را چون سفینه بشکافدموج دریای اخضر تیغش
هوش مصنوعی: موج دریا مانند یک کشتی بزرگ میتواند کوه را بشکافد و از هم بگسلد. تیغ تند و برّان آن، قدرتی بینظیر دارد.
زهره از حلق اژدهای فلکمی برآید برابر تیغش
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و عظمت آسمان، ستاره زهره همچون گوهری درخشنده و زیبا به نمایش گذاشته میشود و در مقابل تیزی و خطرات آن، ایستادگی میکند.
ماهی چرخ بفگند دنداناز نهنگ زبانور تیغش
هوش مصنوعی: ماهی در چرخ میفندد و دندان نهنگ زبانور را تیغ میزند.
گر ز نصرت نه حامله است چرانقطه نقطه است پیکر تیغش
هوش مصنوعی: اگر تیغ او به خاطر نصرت و پیروزی شکافدار و نقطهنقطه است، پس نشان میدهد که هنوز نتوانسته است حامل و پرتوان باشد.
بفسرد چون نمک ز چشمهٔ خورچشمهٔ خور ز آذر تیغش
هوش مصنوعی: در اثر گرمای خورشید، چشمهای که نمک دارد، به حالتی خراب و ناخوشایند درمیآید، زیرا که تیغ سوزان آتش آن را تحت تأثیر قرار میدهد.
سنگ البرز را کند آهکآتش آبپرور تیغش
هوش مصنوعی: آهک که حاصل آتش و آب است، میتواند سنگهای سخت البرز را نرم کند و آنها را تبدیل به مادهای جدید کند.
دورها بوده در زمین بهشتتیغ حیدر برادر تیغش
هوش مصنوعی: در طول تاریخ، در زمین جایی شبیه به بهشت وجود داشته که قدرت و توانایی حیدر (حضرت علی) در آنجا نمایان بوده است.
این به هند اوفتاد و آن به عربزان به هند است مفخر تیغش
هوش مصنوعی: این به هند افتاد و آن به عرب، از این روست که تیغش به هند افتخار میکند.
همچو آدم به هند عریان بودماند پوشیده اختر تیغش
هوش مصنوعی: مانند آدمی که در هند بیپوشش است، او هم به گونهای پنهان است که تنها ستارهای که نماد تیغش است، نمایان است.
برگ انجیر بر تنش بستندسبز از آن گشت منظر تیغش
هوش مصنوعی: برگهای انجیر را به بدنش دوختند و به خاطر سبزی آن، نمای تیغش تغییر کرد.
زحل آن را کشد که زخم زندسر مریخ گوهر تیغش
هوش مصنوعی: زحل به آن چیزی آسیب میزند که سر مریخ با تیغش مجروح کرده است.
گویی اندر کف زحل موشی استیا پلنگی است بر سر تیغش
هوش مصنوعی: گویی در دست زحل، یا موشی وجود دارد یا پلنگی بر روی نوک شمشیری.
در حبش سنقر آورد عدلشدر خزر پیل پرورد عدلش
هوش مصنوعی: در سرزمین حبشه، حکمتی مانند سنقر (پرندهای بزرگ) به وجود آمده و در سرزمین خزر، قدرت و عظمت حکمتش همچون فیل پرورش یافته است.
وصف خلقش به جان در آویزددست جودش به کان در آویزد
هوش مصنوعی: شخصیت و خلق او به قدری زیبا و دلرباست که دلها را به خود جلب می کند، و generosity و بخشندگی او به گونه ای است که به هر جایی سر میزند و همه جا از آن بهرهمند میشوند.
عدلش از آسمان ندارد عارسلسله ز آسمان در آویزد
هوش مصنوعی: عدل او از آسمان برتر است و هیچ شرمی از این ندارد که این سلسله را به آسمان متصل کند.
آسمان را به موئی از سر قهربر سر دشمنان در آویزد
هوش مصنوعی: آسمان را به نازکی یک مو بر سر دشمنانش در نمایی از خشم بیفکند.
دست ظلم جهان ببرد شاهوز گلوی جهان در آویزد
هوش مصنوعی: دست ظلم جهان شاه را به قتل رساند و او از گلوی جهان آویزان شد.
بکشد شخص بخل را کرمشسرنگون ز آستان در آویزد
هوش مصنوعی: اگر کسی به نوعی بخل و سختگیری داشته باشد، در نهایت خود را به زمین میزند و دیگران از او دور میشوند.
چون شود بحر آتشین از تیغبا نهنگ دمان در آویزد
هوش مصنوعی: وقتی دریا به خاطر تیغ داغ آتشین، به تلاطم درآید، نهنگ در آن لحظه درگیر میشود.
خصم شاه ار کمان کشد حلقشبه زه آن کمان در آویزد
هوش مصنوعی: اگر دشمن شاه کمان بکشد، او را به حلقهای از آن کمان میآویزند.
از کیان است چرخ سرپنجهکه به شاه کیان در آویزد
هوش مصنوعی: چرخ فلک از کجا آمده است که به شاهان کیان چنگ میزند؟
مرد شهباز گوشتخوار کجاستزاغ کز استخوان در آویزد
هوش مصنوعی: کجاست آن مرد شجاع و نیرومند که مانند باز به شکار میرود و از زاغی صحبت میکند که به استخوانها آویزان شده است؟
رای باریک اوست قائد حلمکه سماک از سنان در آویزد
هوش مصنوعی: استعداد و هوش او به قدری باریک و دقیق است که مانند ستارهٔ سماک که به سنان (چیزی نوکتیز) آویخته شده، به کمال میرسد. این تصویر نشاندهندهٔ تسلط و توانایی او در رهبری و فکر کردن است.
رای او چون میان معشوق استکوهی از موی از آن در آویزد
هوش مصنوعی: عشق او به اندازه کوهی بزرگ است که در آن، خرواری مو آویزان شده است.
شعر من معجزی است در مدحشکه چو قرآن به جان در آویزد
هوش مصنوعی: شعر من در توصیف او چنان اثرگذار است که مانند قرآن به دل مینشیند و روح را تحت تأثیر قرار میدهد.
بر در کعبه شاید ار شعرمخادم کعبهبان در آویزد
هوش مصنوعی: شاید در درگاه کعبه، اگر شعرم را به درستی بیان کنم، نگهبان کعبه آن را بشنود.
چون منی را مگو که مثل کم استمثل من خود هنوز در عدم است
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که نمیتوان کسی را با من مقایسه کرد، زیرا من خودم در مرتبهای خاص و یکتایی هستم و کسانی مانند من هنوز وجود ندارند یا در حالت عدم هستند.
نقش بختش بر آسمان بستندعقد اقبالش اختران بستند
هوش مصنوعی: سرنوشت او را در آسمان رقم زدند و خوشبختیاش را تحت تاثیر ستارگان قرار دادند.
خسروانش سزند غاشیهدارکمر حکم او از آن بستند
هوش مصنوعی: پادشاهان در زیر سایهسار او زندگی میکنند و فرمانش را به دوش میکشند.
سینه چون چنگ بر کتف بردنددیده چون نای بر میان بستند
هوش مصنوعی: سینه مانند چنگی است که به دوش گرفته شده و چشمها مانند نای بر روی صورت قرار گرفتهاند.
بخت را کوست بکر دولت زایعقد بر شاه کامران بستند
هوش مصنوعی: فرصت و شانس را به کجا میتوان برد، که ثروت و خوشبختی به همراه خود به شاهی خوشبخت پیوند زده شده است.
بهر تهدید سگدلان نفاقشیر چرخش بر آستان بستند
هوش مصنوعی: برای مقابله با تهدید افرادی که نفاق دارند، قدرت و شجاعت خود را به نمایش گذاشتهاند.
چرخ را خود بر آستانش چو سگبر درخت گل امان بستند
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویرگری از نوعی وفاداری و تسلیم اشاره شده است. چرخ (که میتواند نماد زمان یا سرنوشت باشد) به دست خودش در جایی محبوس شده است، مشابه اینکه سگ به درخت گل پناه میبرد و از آن محافظت میکند. این تصویر نشاندهندهی محدودیت و وابستگی به یک نقطه خاص است.
سگ دیوانهٔ ضلالت راهم سگان درش دهان بستند
هوش مصنوعی: سگهای دیگر دهان سگ دیوانهای را که گمراه بود، بستند.
آن کسان کاسمانش میخواندندنام قصاب بر شبان بستند
هوش مصنوعی: آنهایی که او را با نام قصاب میشناختند، حالا شبانش نامیدهاند.
کآسمان را به حکم هارونشز اختران زنگل زوان بستند
هوش مصنوعی: آسمان را به فرمان هارون، مانند جواهرات زینت دادند و ستارهها را همچون زینتی برایش قرار دادند.
خسروان گرز گاوسارش رازیور چتر کاویان بستند
هوش مصنوعی: پادشاهان، زینت چتری که بر دوش یال گاو دارند را به خود آراستهاند.
اختران پیش گرز گاو سرشرخت بر گاو آسمان بستند
هوش مصنوعی: ستارهها پیش از گرز گاو سرشان را به آسمان گره زدهاند.
سائلان را ز نعمت جودشدر جگر سدهٔ گران بستند
هوش مصنوعی: بخش بزرگی از ثروت و نعمت او در دل سائلان جا گرفته و آنها را به خود وابسته کرده است.
شاعران را ز رشک گفتهٔ منضفدع اندر بن زبان بستند
هوش مصنوعی: شاعران به خاطر سخنان من حسد ورزیدند و باعث شدند تا یک قورباغه درون زبان من سکوت کند.
تخت شاه افسر سماک شده استسر خصمانش تخت خاک شده است
هوش مصنوعی: تخت پادشاهی به رنگ و شکوه ستارهها در آمده، در حالی که دشمنانش به خاک و ذلت افتادهاند.
از حقش ظل حق خطاب رسادظل چترش به آفتاب رساد
هوش مصنوعی: او به حق خود دست یافته و به زیر سایه حمایت حق قرار گرفته است، چنانکه سایهاش در برابر آفتاب تابان قرار گرفته است.
هر غلامیش را ز سلطانانپهلوان جهان خطاب رساد
هوش مصنوعی: هر خدمتگزار او را به عنوان یک قهرمان از سوی پادشاهان بزرگ معرفی کرد.
وحی نصرت ز آسمان ظفربه شه مصطفی رکاب رساد
هوش مصنوعی: فواید و یاری از سوی آسمان به پیامبر اکرم داده شده است تا او را در پیروزیها یاری کند.
از ملایک به قدر لشکر مورنجدهٔ شاه کامیاب رساد
هوش مصنوعی: از فرشتگان به تعداد لشکری از مور، یاری و کمک شاه پیروز فراهم کرده است.
دشمنانی که آب و جاهش راستنامهٔ عمرشان به آب رساد
هوش مصنوعی: دشمنانی که زندگی و امکاناتشان در خطر است، سرنوشتشان به زودی به پایان میرسد.
زین دو رنگین کبوتر شب و روزبه عدو نامهٔ عذاب رساد
هوش مصنوعی: از این دو کبوتر رنگین، یکی در شب و دیگری در روز، پیامی از عذاب به دشمن ارسال شد.
شاه را سورهٔ فتوح رسیدخصم را آیت عقاب رساد
هوش مصنوعی: پیامبر بزرگوار به پیروزی و فتح رسید، در حالی که دشمنان به مجازات سختی دچار شدند.
همه ساله به دستش از می و جامآفتاب هوا نقاب رساد
هوش مصنوعی: هر ساله به دست او، با شراب و جامی که نماد تابش آفتاب است، پردهای از زیبایی و خوشی به وجود میآید.
ز آتش تیغ او به اهرمنانتف قارورهٔ شهاب رساد
هوش مصنوعی: تیغ او همچون آتش، به دشمنان آسیب میزند و به آنها آسیبهای مهیبی وارد میکند.
ز آسمان کان کبود کیمختی استتیغ برانش را قراب رساد
هوش مصنوعی: این بیت به شکلی زیبا تصویر میکند که مانند تیغی بران از آسمان، رنگ آبی آن مانند آسمان به نظر میرسد. به نوعی احساس قدرت و تیزی را در توصیف آسمان بیان میکند.
هر کجا باد موکبش بگذشتهمه نیلوفر از سراب رساد
هوش مصنوعی: هر جا که باد در حال عبور است، همه گلهای نیلوفر از آب زلال سر بر میآورند.
از پی امن حصن دولت اونقب ایام بر خراب رساد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که پس از ایجاد امنیت و استحکام در حکومت او، زمانها و روزگار بر ویرانهها و مشکلات گذشته سایه میافکند.
وز پی جان ربودن خصمشملک الموت را شتاب رساد
هوش مصنوعی: به دنبال جان گرفتن، دشمن او را ملک الموت با شتاب انجام عملیات میبخشد.
این دعا رفت و ساق عرش گرفتنه فلک ز اتفاق عرش گرفت
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که این دعا و درخواست به مقام والایی رسید و به جایگاهی بزرگتر از عالم افلاک دست یافت؛ این به معنای آن است که دعای او به حدی قدرت و ارزش داشته که از اتفاقات معمولی آسمان فراتر رفته و به عرش خدا نزدیک شده است.