شمارهٔ ۱۱۴
هوش مصنوعی: در این poem، شاعر (خاقانی) به بیان حال و روز خود میپردازد و از غم و اندوهی که بر او سایه افکنده، صحبت میکند. او از بیتفاوتی ایام به ناراحتیهایش میگوید و به این نکته اشاره میکند که زمان به سرعت میگذرد و او همچنان در رنج و درد غوطهور است. اگرچه اندوهی در دلش وجود ندارد، اما همچنان از خون جگر مینوشد و زندگی را با شکرگزاری ادامه میدهد. در نهایت، او به رغم تمام ناکامیها و غمها، به خداوند شکر میگوید.
خاقانی را مپرس کز غمایام چگونه میگذارد
هوش مصنوعی: از خاقانی نپرس که چگونه به روزگار پر غم خود ادامه میدهد.
وامی که ازین دو رنگ برداشتاز کیسهٔ عمر میگذارد
هوش مصنوعی: وامی که از دو رنگ (خوشی و ناخوشی) برداشت میکند، از عمر انسان میگذرد و به سرعت میگذرد.
جوجو ستد آنچه دادش ایامخرمن خرمن همی سپارد
هوش مصنوعی: جوجهها محصولاتی را که در طول زمان به آنها داده شده، جمعآوری میکنند و هرکدام به اندازهای که از زمین برداشت کردهاند، به خانه میبرند.
نی در بن ناخنش زد اندوهتا نیشکر طرب نگارد
هوش مصنوعی: در دل نی، غمی عمیق وجود دارد که سبب میشود تا شیرینی و شادگی را نتواند به وجود آورد.
چون دل نبود طرب که جوید؟چون ناخن نیست سر چه خارد
هوش مصنوعی: وقتی دل شادی ندارد، چطور ممکن است شادی را جستجو کند؟ مانند این است که اگر ناخن نباشد، سر از چه چیزی میتواند بخارد؟
خوناب جگر خورد چه سود استچون غصهٔ دل نمیگوارد
هوش مصنوعی: خون دل خوردن فایدهای ندارد، چون درد و غصهٔ دل را نمیتواند برطرف کند.
با این همه از سرشک بر رخلله الحمد، مینگارد
هوش مصنوعی: با وجود همه چیز، او از اشک و شادی بر چهرهاش سپاسگزاری میکند.